Hooshang Samani Persian composer & journalist ××××××××××××× زندگی نامه کوتاه من با اجازه از محضر سهراب سپهری ****** ***** ***** اهل سامانم اما شهر من سامان نیست شهر من در نغمات گم شده است ***** روزگارم بد نیست تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی پیشه ام خط و نواست گاه گاهی چیزکی می سازم با رنگ و صدا می فروشم به شما تا به آواز شقایق که در آن زندانی است دل تنهایی تان تازه شود ***** پدرم تار نمی ساخت تار هم نمی زد فقط داد می زد مادرم اشک می ریخت و من نرم نرمک قد کشیدم تا بدین جا که هواری بزنم ***** می دانم چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید و قبول دارم که مرگ پایان کبوتر نیست اما ای کاش کبوتر بودم