تبليغاتX
مـوســــیــقـی مـا - آیا موسیقی ایران، موسیقی محور است

آیا موسیقی ایران، موسیقی محور است

چرا گروه های موسیقی ایرانی برخی پر تعداد و برخی کم تعدادند؟ چرا فلان خواننده فقط با فلان گروه کار می کند؟ چرا از غزلیات حافظ  و مولانا بیشتر استفاده می شود؟ چرا در یک گروه دو نوازنده کمانچه وجود دارد و در گروه دیگری کمانچه نیست؟ چرا برخی گروه های سرشناس، نوازنده نی ندارند؟ چرا گاهی سازهای کوبه ای در گروه ها پر تعدادند؟ چرا فلان گروه، کنسرت های بیشتری در خارج از کشور اجرا می کند؟ چرا در کنار خوانندگان مرد، یک نفر خانم به همخوانی نعل به نعل آقا می پردازد؟ چرا آهنگ های انتخابی یگ گروه همیشه از آثار خاصی گلچین می شود؟ چرا برخی آثار جاودان موسیقی ایران هیچ گاه اجرا  نمی شود؟ چرا یک خواننده سالی پنج تا شش اثر بیرون می دهد و یکی دیگر سال تا سال از او خبری نیست؟ آیا شعر آثار منتشر شده دقیقاً همان است که مد نظر آهنگساز و خواننده بوده است؟ و ...

آنچه که امروزه ما از طریق رسانه های صوتی و تصویری، نوارها، سی دی ها و کنسرت ها می شنویم، یک موسیقی چکش خورده ای است که در لابلای منگنه های مختلف چرخیده و دست آخر به عنوان یک آهنگ گوش نواز! و احیاناً تأثیرگذار!! پرده گوش مان را  به لرزش وا می آورد. کمتر فرصت می کنیم از خود بپرسیم این موسیقی ها بر چه اساسی تولید شده اند و به چه ضرورتی مصرف می شوند. آیا آهنگ های زمانه ما بر اساس منطق هنری و موسیقایی شکل می گیرند؟ آیا شنیدن آنها تأثیری بر روح و روان ما دارد؟ و آیا اصولاً قرار هست تأثیری بر جای بگذارند و ...

واقعیت تلخ و گزنده آن است که محور شکل گیری موسیقی های زمان ما بسیار غیر موسیقایی و آنچه تولید و مصرف می شود، غالباً محصول ملاحظات عدیده اداری، اقتصادی، سیاسی، فامیلی و غیره است. کمتر پیش می آید آهنگی تنها و تنها به دلایل فنی و شعری و نغمگی و اجرایی، ساخته و پرداخته شود. از آغازین لحظه شکل گیری یک آهنگ تا مرحله پایانی آن که انتشار از طرق مختلف می باشد، عوامل زیادی حضور دارند. در اینجا به چند مورد که معمولاً ربطی به خود موسیقی ندارند، اشاره می شود:

 

فامیل محوری

در این حالت، نوازندگان، خوانندگان و آهنگسازان بر اساس ملاحظات خانوادگی دور هم جمع می شوند. در نتیجه صدادهی گروه نه برخاسته از نوعی دیدگاه موسیقایی، بلکه بر حسب ضرورت فامیلی یک رنگ ویژه پیدا می کند که شاید در هیچ گروه دیگری نتوان مشابه آن را پیدا کرد. برای نمونه یک گروه خانوادگی همیشه دو ساز نی و دف را در کارهایشان دارند و یک گروه دیگر چون نوازنده نی از فامیل خود ندارند، تمام کنسرت ها و ضبط هایشان بدون نی انجام می گیرد. یا به سبب همسان بودن ساز تخصصی دو نفر از اعضای فامیل، هر دوی آنها در گروه قرار می گیرند. در حالی که در حالت معمولی چنین اتفاقی نمی افتد مگر بر اساس یک نیاز موسیقایی به تشخیص آهنگساز و یا سرپرست گروه.  رعایت اصول فامیل محوری، گاه آهنگساز و تنظیم کننده اثر را ناچار می سازد تا بر اساس قابلیت های خوانندگی و نوازندگی اعضای فامیل آهنگسازی کند و یا قطعه ای را تنظیم نماید. در نتیجه خود موسیقی معیار او نیست مگر آنکه اعضای فامیل در اجرا به قدری قوی باشند که او با خیالی راحت و صرفاً بر اساس زیبایی شناسی های مورد نظر خود به خلق اثر بپردازد.

 

 موسیقی ایران

 

پول محوری

در این حالت تعیین کننده اول و آخر یک اجرای زنده یا ضبط استودیویی، پول است و دیگر هیچ. به این صورت که اگر فلان خواننده در کار مشارکت داده شود، 5 میلیون تومان پول می دهند و اگر یکی دیگر باشد، این مبلغ به 10 میلیون تومان می رسد. دیگر مهم نیست که آن اجرا با کدام صدا کیفیت بهتری خواهد داشت یا کدام خواننده بهتر می تواند حق مطلب را ادا کند. در این اینجا همه عناصر زیبایی شناسی هنر موسیقی، فدای پول می شوند.

 

اقتصاد محوری

در شرایطی یک  یا چند موسیقیدان با آن که خیلی پولکی نیستند، ناچار می شوند برخی ملاحظات اقتصادی را در یک ضبط یا یک کنسرت در نظر داشته باشند. برای مثال کنسرت آنها در داخل کشور 15 نفره برگزار می شود ولی وقتی قرار است در یک کشور خارجی به اجرای برنامه بپردازند، گروهی 5 نفره با خود می برند و معمولاً همان آهنگ های اجرا شده در کنسرت داخل کشور را اجرا می کنند. روشن است اگر موسیقی مورد اجرا بر اساس 15 نفر ساخته شده باشد، اجرای آن با گروه 5 نفره، نقصی آشکار خواهد بود.

 

رانت محوری

گاهی یک موسیقی تولیدی تنها به این دلیل اجازه وجود پیدا می کند که منافع ناشی از رانت سیاسی و اداری یک فرد یا یک گروه برآورده می شود. برای مثال اگر یک گروه توانمند موسیقی، فلان آقا را به نحوی در کار مشارکت بدهند، می توانند در جشنواره موسیقی فجر دو شب اجرا داشته باشند. بدیهی است آهنگساز و نوازندگان گروه می بایست بر حسب شرایط فنی و فیزیک حنجره فلان خواننده بسازند و بنوازند. در غیر این صورت کسی آنها را به جشنواره موسیقی نه دعوت می کند و نه اصولاً راه می دهند که با خواننده دیگری حضور پیدا کنند. در نتیجه این موسیقی از آنجا که تنها برای ارضای یک نیاز مادی و غیر موسیقایی به وجود آمده است، نمی تواند در سالن اجرا دلی را بلرزاند و یا شاد کند.

 

مناسبت محوری

این نوع موسیقی که بیشتر در رادیو تلویزیون و گاهی دیگر دستگاه های فرهنگی تولید و پخش می شود، معمولاً منطق هنری ندارد و فقط ملاحظات یک مناسبت خاص مثل تولد پیامبر(ص)، شهات امامان(ع)، انرژی هسته ای، سالگرد فلان اتفاق تاریخی و غیره در آن لحاظ می شود. در این شیوه، شاعر، آهنگساز، نوازنده و خواننده تمام سعی خود را معطوف به تطبیق موضوع مناسبت با آهنگ مورد اجرا می کنند. برای آنها مهم نیست که اثر تولیدی چه ویژگی های فنی و زیبایی شناسی موسیقی دارد. همچنین برایشان مهم نیست که آیا به موضوع مناسبت مورد نظر، دلبستگی درونی دارند یا نه. آیا اعتقاد قلبی و باطنی به موضوع دارند یا فقط می خواهند چیزی ساخته باشند تا حق مناسبت ادا شده باشد.

 

شهرت محوری

گاهی آهنگساز، خواننده، شاعر یا ناشر تصمیم می گیرند کاری با اتفاق انجام دهند که جنبه مادی آن خیلی برایشان مطرح نیست. منتهی می خواهند کارشان بگیرد و به اصطلاح گل بکند. در نتیجه به سراغ یک آدم مشهور می روند تا با استفاده از شهرت او، شهرتی به هم بزنند. در نتیجه ناچارند محدودیت ها و شرایط آن آدم مشهور را هم بپذیرند. بنابراین خود کار موسیقی اصلاً مطرح نیست که چه آش شله قلمکاری خواهد شد. مهم آن است که اثر تولیدی مزین به نام یک ستاره یا سوپر استار باشد. البته در این گونه موارد معمولاً بازگشت مالی کار هم خوب است یا اگر خوب نباشد دست کم با مختصر شهرت حاصل شده می توان در کارهای بعدی جبران مافات کرد.

 

 موسیقی ایران

 

فرد محوری

اگر قوت و قدرت تأثیرگذاری یک آهنگ جذاب در عناصری همچون شعر، ملودی، هارمونی، سازبندی، نحوه تلفیق و بیان شعر و مضمون نهفته باشد، تصور کنید یک فرد به دلایلی جای همه اینها را بگیرد. یعنی آن فرد مورد نظر بشود محور کار و بقیه عناصر حول این آدم تعریف شوند. آنگاه چه از آب در می آید؟ موسیقی فرد محور حتی اگر حرفی برای گفتن داشته باشد، با کناره گیری آن فرد به یکباره فرو می ریزد. تا جایی که دیگر نمی توان از چیزی به عنوان موسیقی یاد کرد. مصداق این مورد، آثاری هستند که برای خوانندگی یا نوازندگی یک شخص خاص نوشته شده اند. موسیقی فرد محور با فرد مورد نظر متولد می شود و با مرگ او نیز می میرد.

 

بازی محوری

گاهی پیش می آید که تعدادی موسیقیدان بدون انگیزه های جدی اعم از مالی، هنری، اجتماعی، سیاسی و غیره، دور هم جمع می شوند و اثری تولید می کنند. فارغ از آن که چه می خواهند بگویند یا بود و نبود آن اثر چه اهمیتی در بازار هنر دارد. این دسته از موسیقیدانان صرفاً به این دلیل دست به کار می شوند که یا اصولاً بیکارند و یا کم کم در حاشیه قرار می گیرند. به همین دلیل سعی می کنند به هر طریقی شده با تولید مختصری آهنگ ربط و بی ربط، تنها حفظ موجودیت کنند. از آن جا که انگیزه این گروه از موسیقیدانان بیشتر یک سرگرمی و صرفاً درگیر بودن با حرفه موسیقی  است، کار آنها معمولاً از جنس کولاژ یا سرهم بندی در می آید و طبیعتاً مخاطب چندانی هم ندارد. حتی هواداران آنها نیز که از بابت آثار قوی ایشان یک دلبستگی به آنها پیدا کرده اند، از شنیدن این نوع آهنگ های باری به هر جهت اظهار ناخرسندی می کنند.

 

داستان محوری

اگر چه ساخت موسیقی بر اساس داستان های کهن در کشور ما خیلی رایج نیست ولی گهگاه می شنویم که بر اساس یک داستان یا واقعیت تاریخی، موسیقی هم ساخته می شود. در این گونه موارد معمولاً عوامل درگیر با ماجرا، آنقدر غرق در داستان یا آن واقعه تاریخی می شوند که فراموش می کنند به خود موسیقی و میزان تأثیرگذاری آن فکر کنند. در نتیجه حاصل کار یک مجموعه کلام و آهنگ آمیخته درهم و نوعاً کسالت بار است که به زحمت می توان یک بار آن را شنید. چه رسد به جاودانگی در ادوار بعد!

 

ضابطه محوری

لزوم اخذ مجوز برای هر نوع کنسرت و تولید اثر موسیقایی، در چند سال اخیر موجب پیدایش نوعی موسیقی ضابطه محور شده است. یعنی اگر آن ضوابط نبودند و یا به گونه دیگری بودند، به طور قطع رنگ و بوی موسیقی های تولیدی هم تغییر زیادی می کرد. برای مثال یک آهنگساز یا خواننده دوست دارد صدای زن در اثر موسیقایی اش شنیده شود و چون ضوابط اجازه چنین کاری نمی دهد و از طرفی خیلی به حضور صدای زن علاقه دارد و یا معتقد است، در نتیجه دست به ابتکار جدیدی می زند تا هم مجوز بدهند و هم صدای زن شنیده شود. حاصل کار یک موسیقی نه چندان جذاب می شود. معلوم نیست این آهنگ تکخوانی است یا همخوانی و یا به شیوه غربی ها قطعه کرال! زن و مرد درست به فاصله یک هنگام یا اکتاو و دقیقاً نعل به نعل صدای یکدیگر را تعقیب می کنند. روشن است این موسیقی، صرفاً حاصل ذهن هنرمندانه آهنگساز و تنظیم کننده اثر نیست. بلکه کارشناسان صدور مجوز هم در جای جای آن حضور دارند!

 

مطالب مرتبط:

موسیقی ایران کی درست می شود

 حکایت آهنگسازی در موسیقی ایران

نوشته شده توسط هوشنگ سامانی Hooshang Samani در شنبه ششم تیر 1388 ساعت 8:17 | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar