نظرات عجیب علی رهبری در باره ریتم هفت ضربی
اندر خیالات یک موسیقیدان دور از وطن
سایت رادیو بی بی سی در گفت و گوی کوتاهی با علی رهبری آهنگساز و رهبر ارکستر مشهور ایرانی به بازتاب نظرات عجیب و غریب وی در باره ریتم هفت ضربی پرداخته است. از آن جا که پایگاه اینترنتی رادیو بی بی سی در ایران فیلتر شده و لینک مطلب به کار خوانندگان داخل کشور نمی آید، بخش هایی از گفته های علی رهبری را به نقل از بی بی سی با فونت ایتالیک در این جا آورده ام.
نظریه تازه علی رهبری که به گفته او پس از مطالعات بسیار دقیق به دست آمده، به ریتم های مفقود در موسیقی مکتوب سنتی ایران مربوط می شود. ریتم هایی که در موسیقی بومی و عامیانه شهری(مردمی) موجود است، ولی در اجراهای سنتی نادیده گرفته می شود. "مهم ترین این ریتم ها ضرب هفت هشتم است که همه آن را به اشتباه شش هشتم تشخیص داده اند." رهبری این اشتباه را "بزرگ و عجیت و غریب" می نامد و می گوید: "موسیقی دانان سنتی چون تازه با نت نویسی ابتدایی آشنایی داشته، این ریتم و همه چیز را دو ضربی یا سه ضربی می شنیده اند و در وقت نوشتن قطعات ضربی متوجه ریتم واقعی آن ها نشده اند، در نتیجه آن را نادیده گرفته اند و از این راه شادی را در موسیقی سنتی سلب کرده اند!"

رهبری نمونه هایی از حضور ضرب هفت هشتم در موسیقی بومی و عامیانه شهری به دست می دهد: "آهنگ معروف باباکرم در هفت است. یار مبارک باد در هفت است. در مازندران خانم ها با هفت می رقصند. بیشتر سیه زنی های ما در هفت است. به خاطر همین هفت است که عامه مردم، موسیقی عامیانه را بیشتر دوست دارند." رهبری می افزاید: "نت نویسی در ایران نیز باید وسیله ای باشد برای آنکه بشود همه قطعات موسیقی را با دقت و وسواس نوشت، به شکلی که هم خواننده غیر ایرانی - مثلا اورپایی - هم بتواند آن را همان گونه که هست اجرا کند. ولی باباکرم را مثلا وقتی به یک نوازنده اروپایی می دهید، در اجرا درست صدا نمی دهد. و خلاصه باباکرم نمی شود! نا آشنایی موسیقیدانان سنتی با دقایق نت نویسی و عدم تشخیص درست ریتم ها و میزان ها، این کار ناممکن ساخته است."
ای کاش این گفت و گو در یک فضای فنی تر صورت می گرفت تا منظور دقیق جناب رهبری معلوم می شد. زیرا جملات نقل شده، حاوی تضادهای فراوان و نشان دهنده ناآگاهی ایشان از جریان موسیقی چند دهه اخیر است. این که فرموده اند در موسیقی امروز ریتم های مفقوده ای داریم، حرف درستی است که اندک آشنایی با موسیقی بومی ایران و همچنین موسیقی جغرافیای فرهنگی ایران مانند تاجیکستان و ترکیه امروزی آن را به روشنی آشکار می کند اما کسی در موسیقی امروز ایران، ضرب هفت هشتم را با نوع شش هشتم اشتباه نگرفته است. در موسیقی به جامانده از اواخر دوره قاجار و مشخصاً ردیف میرزاها، نشانی از ضرب های هفت هشتم نبوده است که امروز کسی آن را با شش هشتم اشتباهی بگیرد. در 40 سال اخیر به کوشش موسیقیدانان پرکاری چون فرامرز پایور، محمدرضا لطفی، پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده، محمد علی کیانی نژاد، حمید متبسم و محسن نفر تجربه های ارزنده ای صورت گرفته است و هم اینک گونه های رنگارنگی از پنج ضربی و هفت ضربی ها را در موسیقی امروز داریم که خاستگاه بیشتر آن ها را می توان در موسیقی های خراسانی، کردی، قشقایی و دهکردی جست و جو کرد. اما نتیجه گیری آقای رهبری در این خصوص خیلی عجیب می نماید. به زعم ایشان اشتباهی گرفتن هفت ضربی با شش هشتم، باعث سلب شادی از موسیقی سنتی گردیده است!! تضاد این جمله، هم از جنبه موسیقایی و هم از نظر جامعه شناختی می تواند مورد بررسی قرار گیرد. از نظر فنی باید گفت که شش هشتم با همه عیب و ایرادی که ممکن است بدان بگیرند، شادترین ریتم ایرانی است و گونه های رنگارنگی از آن در موسیقی هنری، مطربی و محلی ایران وجود دارد. پس اگر کسی به فرض یک ریتم گمنام را با شش هشتم اشتباه گرفته باشد، بی گمان موسیقی اش از بابت این اشتباه، به غم انگیز بودن متهم نخواهد شد و بر عکس ممکن است به جرم شادی آفرینی مورد پیگرد قرار گیرد! اما از منظر جامعه شناختی باید به آقای رهبری یادآوری کرد که غم و شادی مفاهیم درونی زندگی بشرند و با یک ریتم خاص نه به وجود می آیند و نه از بین می روند. برای اطمینان می توانید به خاطر این که یک دوست داغدیده را شادمان کنید، در مجلس سوگواری پدر یا مادرش شادترین ریتمی که سراغ دارید به کار ببرید و منتظر معجزه موسیقی شاد خود هم باشید!
اگر شادی از موسیقی امروز ایران رخت بر بسته است، مشکل ساز و آواز و ریتم و ضرب نیست. ده سال نخست انقلاب 1357 خورشیدی (1979 میلادی) در جنگ و نا آرامی های تجزیه طلبانه گذشت. پس از جنگ به طور متوسط هر سال یک فروند هواپیما، نقش بر زمین شد. انفجار قطاری در نیشابور به تنهایی 300 نفر را ناپدید کرد. سالانه به اعتراف مقام های رسمی پلیس، 26 تا 30 هزار نفر ایرانی در قتلگاهی که جاده آسفالته نام دارد، فرش بر زمین می شوند. به گفته رئیس ستاد دیه کشور در سی سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جاده های کشور 700 هزار ایرانی را به کام مرگ فرستاده اند. پس از جنگ جهانی دوم هیج جنگی این حجم کشته را نداشته است. حتی در جنگ هشت ساله ایران و عراق که به گفته مقامات ایرانی حدود ۲۱۳ هزار نفر شهید شده اند. از سوی دیگر یک انتخابات ساده ریاست جمهوری باعث بروز ناآرامی های گسترده و افسردگی شدید شهروندان می شود. حتی آنان که در انتخابات رأی نداده اند، از ترکش حوادث مصون نیستند. با این حساب چگونه می توان در چنین جامعه ای، سراغی از شادی گرفت و پیرو آن دنبال ریتم های شاد گشت. جامعه ای که به گفته پرویز مشکاتیان شادی را فراموش کرده است، آیا می تواند تنها با چند ریتم خاص موسیقایی، شادمانی و شاد زیستن را باز یابد؟
آقای رهبری در ادامه نظرات شان مثالی از آهنگ های شادی همچون "بابا کرم" و "ای یار مبارک باد" آورده اند که به زعم ایشان هفت ضربی اند و چنین نتیجه گرفته اند چون این ها شاد هستند و ضرب شان هم هفت ضربی است، پس لابد اصولاً هفت ضربی یک ریتم شادی است و باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد. جناب رهبری در خصوص ریتم بیشتر نوحه های مذهبی نیز به اشتباه رفته اند و می گویند "بیشتر سیه زنی های ما در هفت است". اگر فقط نیم نگاهی به نوحه های سینه زنی همین تهران و ری (زادگاه رهبری) بیندازیم، واقعیتی غیر از این می بینیم. آن چه باعث محبوبیت ریتم های ریتم شش هشتم سنگین در نزد نوحه خوانان شده، سهولت همراهی عزادارن با نوحه خوان است. احتمالاً آقای رهبری این ها را هفت ضربی می دانند که اگر این گونه باشد، آن گاه آهنگ هایی با ریتم هفت ضربی تولید شده در موسیقی امروز مانند "مرا عاشق" ساخته پرویز مشکاتیان و اجرای شهرام ناظری را چه باید بنامیم؟
گفتنی است غالب نوحه های سینه زنی با یک ضد ضرب آغاز می شوند و به محض برخورد سر ضرب یا همان سینه زدن عزادارن، نوحه خوان کلامش را آغاز می کند و این یک نشانه برای نوحه خوان و دیگر همراهان محسوب می شود. در حالی که اگر قرار بود با ریتم هفت ضربی نوحه ای خوانده شود، توده مردم حتی قادر نبودند در زمان درست سینه بزنند و نوحه خوان را به طرز شایسته ای همراهی کنند. از سوی دیگر تضاد شدیدی در همین اظهار نظر کوتاه ایشان وجود دارد که به راحتی نمی توان آن را توجیه کرد. آقای رهبری از یک سو عنوان می کنند که هفت ضربی شاد است، چون بابا کرم شاد است یا زنان مازندرانی با ریتم هفت می رقصند و از سوی دیگر معتقدند بیشتر سینه زنی های مذهبی ریتم هفت دارند. اگر شادی جزو ذات ریتم هفت ضربی است، پس چگونه در دو فضای متضاد غم و شادی می تواند حضور داشته باشد؟
به نظر می رسد چند نکته متفاوت باعث غفلت جناب رهبری از اصل موضوع شده است. یکی از آن ها به گوناگونی ریتم شش هشتم مربوط می شود. درست است که این اصطلاح از موسیقی غرب وارد فرهنگ ما شده ولی تلقی موزیسین ایرانی از ریتم شش هشتم با برداشت یک موزیسین غربی متفاوت است. شش هشتمی که در موسیقی هنری اروپا به کار می رود، در فرهنگ موسیقی ما رونقی ندارد و در نقطه مقابل نیز چنین است. ما حتی در موسیقی های گوناگون کشور خودمان الگوهای مختلف شش هشتم داریم. در موسیقی دستگاهی دست کم دو نمونه داریم و در موسیقی مطربی شهری نیز دست کم یک نمونه منحصر به فرد می شنویم که در هیچ فرهنگ دیگری نمونه اش را سراغ نداریم. لرهای لرستان نیز برای خود یک شش هشتم ویژه دارند. کرمانج های شمال خراسان هم یک شش هشتم مخصوص دارند که گاهی موزیسین های کم تجربه آن را با هفت ضربی اشتباه می گیرند. همه این مثال ها با معیار متریک غربی شش هشتم اند ولی هر شنونده ای به راحتی می تواند حس متفاوت آن ها را درک کند. یک لر ناآگاه به موسیقی هم خیلی آسان ریتم شش هشتم مطربی تهران و شش هشتم مخصوص خودشان موسوم به ریتم "سه پا" را تشخیص می دهد.
نکته دوم، امکان نواختن برخی آهنگ ها در ضرب های مختلف است. چنان که نمونه های فراوانی در موسیقی ایران داریم که یک ملودی، در دو یا سه ریتم مختلف نواخته می شود. در این صورت نمی توان گفت کدام نواخت درست و کدام اشتباه است. گاهی نوازندگان محلی برای خوشایند مخاطبان شان ملودی های اصیل خود را به طرز ماهرانه ای در قالب ریتم های مطربی شهری ارائه می دهند. نکته سوم آن که، شش هشتم از نظر فنی خصوصیت رقص آوری بیشتری نسبت به هفت ضربی دارد و این مسئله بدیهی در بین همه اقوام ایرانی به راحتی درک می شود. اندک نگاهی به موسیقی شادمانی کردی، کرمانجی، لری، بختیاری، آذری و فارس زبان های نواحی مرکزی ایران به درستی نشان می دهد که ریتم غالب در شادمانی های ایرانی، همین شش هشتم است. بنابراین آن چه در بین اقوام ایرانی و همچنین مطرب های شهری به عنوان موسیقی شادمانی بسیار مورد استفاده قرار می گیرد، در واقع گونه های خاصی از ریتم شش هشتم هستند که نظیر اروپایی ندارند و برخی از آن ها کاملاً منحصر به جغرافیای فرهنگی ایران هستند. ادامه نظرات علی رهبری را بدون هیچ تفسیری در این جا بخوانید:
علی رهبری می گوید این نظریه باید به دست همه برسد و همه توجه پیدا کنند که چه ریتم درجه یک را در اختیار داشته اند ولی از آن استفاده نکرده اند. در همین ریتم از دست رفته ما، ترک ها به وفور استفاده می کنند. او که از دوازده سیزده سالی پیش برای رهبری ارکستر به ترکیه می رود توجه پیدا کرده که همان ریتم درجه یک ما را برده اند و آن را در ساختار موسیقی خود به کار گرفته اند. "موسیقی ما که از ترکیه نیامده قضیه بر عکس است. پس چرا ترک ها این ریتم را دارند ولی ما نداریم؟ این که بعضی ها می گویند این مال موسیقی ترکی است دروغ است. واقعیت این است که ترک ها توانسته اند آن را تشخیص دهند و بنویسند. در ایران، در عمل فقط آن را در عروسی ها و در کار مطربان خیالانی می بینیم. تنها خیابان سیروس(سابق) از آن نگاهبانی کرده است!"
رهبری در برابر این پرسش که آیا فکر نمی کند که این حرف ها از سوی سنت گرایان مورد اعتراض و مخالفت قرار گیرد می گوید: "به همه دوستان توصیه می کنم، قبل از این که واکنش نشان بدهند، سه چهار بار فکر بکنند. چون اگر من صد در صد مطمئن نبودم (نه 99.5 درصد) این نظریه را اصلا رو نمی کردم. این چیزی است که در حقیقت همه را خوشحال خواهد کرد. امکانی را در اختیارشان قرار می دهد که مال خودشان است. چیزی نیست که من ساخته باشم، وجود دارد. حرف من این است که شما که این ریتم را دارید چرا از آن استفاده نمی کنید؟ شده اید مثل"موزه"، فقط تکرار تکرار و تکرار"
من مطمئنم که این حرف ها زمینه انقلابی خواهد شد در موسیقی ایرانی. انقلابی که از درون خودش سر بر می آورد. به هیچ کس ضرری نمی زند. به هیچ کس هم از این راه اهانتی نمی شود. ندانستن که گناه نیست! به هر حال اگر کسی بیاید و بگوید که این موسیقی خیابانی بازاری است نشان می دهد که آدم بی سوادی است!"
مطالب مرتبط:




