نقدی بر تصنیف بنی آدم

خوانندگان وبلاگ فرهنگ و موسیقی ما ، کم و بیش می‏دانند، پیشتر از این، گهگاه بر موسیقی‏های تولیدی چند دهه اخیر، چیزکی می‏نوشتم که شاید بشود عنوان نقد بر آن‏ها نهاد، شاید هم نه. به هر ترتیب روزی تصمیم گرفتم این شیوه را به پایان ببرم و با نگارش مطلبی زیر عنوان خداحافظی با نقد موسیقی زنگ پایانش را در زندگی فرهنگی خویش نواختم. دلیلش هم به طور مفصل در همان نوشته آمده است. اینک یکی از آهنگ‏هایم به نام تصنیف بنی آدم زیر ذره‏بین دوستی نادیده و نکته سنج قرار گرفته و نقد خویش را برایم ایمیل کرده است. بدون هیچ دخل و تصرفی در نوشته این خواننده گرامی، متن نقد ایشان را در وبلاگ می‏گذارم.

 

آقای سامانی سلام:

آن چه که پیش روی شماست، خلاصه ای است از برداشتم از آهنگ "بنی آدم."

این یادداشت و یا به عبارتی دیگر این بازخورد (Feedback) را می بایست در همان زمان (سال گذشته) برایت می نوشتم؛ که به علّت مشغله کاری و و و . . . نشد. آهنگ "بنی آدم" را بارها و بارها آن هم با  دقّـت تمام و در فاصله های زمانی گوناگون گوش دادم. و با پشتوانه یِ تجربی ام از موسیقیِ هند و ایران در درون ذهنم به سبک و سنگین کردن آن پرداختم. اکنون، چکیده ی برداشتم را بی طرفانه به عنوان یک شنونده یِ صد در صد مستقلّ، برایت می نویسم. قصد داشتم که این یادداشت را هم زمان برای دیگر دوستانی که در تهیّۀ این آهنگ شما را هم راهی کرده اند ایمیل کنم؛ ولی از آن جایی که پنداشتم شاید دوستان شما مایل به شنیدن یک ارزیابی مستقلّ نباشند، آگاهانه از ارسال ایمیل به آنان سرباز می زنم. بعد از یک عمر آواره گی می توانم بنویسم یکی از علل پیشرفت غرب در مورد هر پدیده ای این است که آبکی با هر دست آوردی بر خورد نمی کنند. و چه بسا که با آن دست آورد چه خوب باشد و چه بد، بـسـیــار بـسـیــار  جــــــــــــدّی بر خورد می کنند و آن را به بوته ی نـقـــد می سپارند. از گذر از این مرحله است که پدیده آورنده ی ِ اثـر، راه خودش را کم کم می یابد. در شرق، صعود تا بدان نقطه محال نیست، ولی زمان می برد. در این یادداشت به نکات زیر می پردازم:

 

آهنگ: آهنگ "بنی آدم" طوری تنظیم شده است که ذهـنِ شنونده یِ  جست و جو گر را در آنِ واحــد به خود جَـلـب می کـنـد. یـعـنـی در همان چند ثانیۀ اوّل، ذهـن شنونده، تحریک می شود که با یک آهنگ و یا یک ریتم معمولی سر و کار ندارد. در متنِ خودِ موسیقی به غیر از کلام، پدید آورنده با به کار گیری آلات موسیقی تم و یا تم هایی به وجود آورده است که قابلیّت صد ها بار شنیدن آن را دارد. به وضوح می توان صلابت آهنگ را در خود ریتم شنید. این صد ها بار شنیدن نشانه ی ِ آن است که خود آهنگ به اوج رسیده، ولی نه به شکوفایی. شکوفـایی ریتم و آهنگ هنوز در درون مـتـن نـهـفـتـه است. و می توان نوشت که پدید آورنده هنوز آن را کشف نکرده است. و آهـنـگ ساز، برای حصول  به مرحلۀ کـشـف نهایی و شکوفایی آهنگ هنوز چند قدمی فاصله دارد. و این است چـشمِ اسـفـنـدیار آهنگ "بنی آدم."

 

شعـر: هر چه با خودم کلنجار می روم که به نوعی خودم را قانع بکنم که شعر سعـدی مناسب این آهنگ است، حس درونی ام آن را به هیچ وجه نمی پذیرد. و از زمان آفرینش آن آهنگ تا کنون، نتوانسته ام بر سر این موضوع به نتیجه ای برسم. در این مورد به طور خلاصه و بدون در اختیار قرار دادن تحلیلی، می توانم بنویسم  که جای آن شعـر در این نوع موسیقی نیست.

 

صــدا: متأسـفـانـه، صـلابـت و گیرایی صـــدای خوانـنــده، در این آهـنـگ شنیده نمی شود.

 

فاصله ها: فاصله ها را می شود با به کار گیری از سازهای سنتور و یا ساز قانون پر کرد. (منظور به کار گرفتن آرپژ است).

 

سازهای کوبه ای: صدای ساز های کوبه ای در دقایق 1:20 تا 27 :1 و 1:57 تا 2:00 در اوج هـسـتـنـد. و بسیار بسیار خوب،  دقیق و به جا، به کار گرفته شده اند.

 

بنا به دلایلی که بر شما محرز است، انتظار پاسخی از جانب شما را ندارم. شما در استفاده از این یادداشت آزاد هستید. 

سرافراز باشید.

یحیی خـزائـیـنــه / تورنتو – کانادا.

 

 مطالب مرتبط:

تصنیف بنی‏آدم اعضای یکدیگرند

تصنیف میهنی «جانم وطن»

خداحافظی با نقد موسیقی

کامل‏ترین ساز جهان

نگاهی به سازهای ابداعی شهر اراک

چنگ‏فرش قزوین

گلبانگ سربلندی از این کمان توان زد

بمنای، ساز نوی ایرانی

از نی رمزی به نی باس

تلاشی دیگر برای احیای چنگ باستان

نگاهی به پوئم سمفونی خرمشهر و حلبچه ساخته هوشنگ کامکار

معرفی آلبوم سرمست با صدای مظفر شفیعی

صداهای پاک و پالوده

نوای یک خواننده گمنام

جلوه ای از سه تار نوازی نوین

معرفی آلبوم کمانچه‌نوازی حسام اینانلو

نوشته شده توسط هوشنگ سامانی Hooshang Samani در چهارشنبه دوم اسفند 1391 ساعت 12:25 | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar