کز ورارودان، قند فراوانم آروزست

پیشواز نوروز با نغمه‏هایی از آسیای میانه

کز ورارودان، قند فراوانم آروزست

جمعیت پارسی‏زبان آسیای میانه، گروهی فراموش شده‏اند، هم از سوی ایران و هم از سوی دولت‏هایشان؛ به ویژه کشور ازبکستان که تقریباً نیمی از جمعیت 28 میلیونی‏اش تاجیک‏های پارسی زبانند. ازبک‏های حاکم، میانه خوبی با تاجیک‏های هم‏مرز خود در کشور تاجیکستان ندارند و تاجیک‏های داخل ازبکستان را نیز به نوعی مقهور فرهنگ ازبکی کرده‏اند. ...

ادامه نوشته

حاجی اسدالله سمرقندی

موسیقی در سفر

حاجی اسدالله سمرقندی

 وقتی وارد سمرقند شدم، یاد استاد اسدالله عطاءالله‏اُف چندان درگیر ذهنم نمی‏شد. هیچ آدرسی نداشتم و فرصت دیدار از دیدنی‏های سمرقند نیز عامل دیگری بر این بی‏توجهی شد. پس از حدود بیست روز وقتی به دفتر کرامت‏الله رحیم‏اُف واقع در کنسرواتوار شهر دوشنبه وارد شدم، وی پس از پذیرش گرم خود، چند دقیقه‏ای مهلت خواست تا یک تلفن ضروری به سمرقند بزند. بار دیگر نام استاد اسدالله در گوشم طنین‏انداز شد ... 

ادامه نوشته

حاج نیاز گل‏نظر

موسیقی در سفر

حاج نیاز گل‏نظر

هر مسافری در یک کشور خارجی با دریای بیگانگی روبروست. از در و دیوار گرفته تا آدم‏ها و رفتارها همگی به چشم و گوش مسافر خسته، بیگانه می‏آیند و در این میان چقدر خوشحالی دارد وقتی پرده بیگانگی کنار برود و مسافر برای لحظاتی احساس آشنایی کند. من نیز وقتی در کوچه پس کوچه‏های بخارا می‏گشتم، تقریباً چنین احساسی داشتم تا این که ... 

ادامه نوشته

تور ترانه‏های شرقی

سفری به یاد ماندنی برای اهل فرهنگ و موسیقی

تور ترانه‏های شرقی

نوروز سال جاری وقتی برای نخستین بار پا به محوطه بزرگ بنای ریگستان در شهر سمرقند گذاشتم و عظمت آن بنا مرا گرفت، با توجه به دانسته‏های پیشینم مبنی بر برگزاری بزرگ‏ترین جشنواره موسیقی غرب آسیا که به صورت دو سال یک بار در این شهر صورت می‏گیرد، تصمیم گرفتم بار دیگر به این دیار سفر کنم و این رویداد منحصر به فرد موسیقایی را از نزدیک ببینم. پس از بازگشت به میهن و زمزمه آن نزد چند تن از دوستان، کم‏کم زیر فشار قرار گرفتم که تنها نروم. وقتی پیشنهادات از سه چهار نفر گذشت، دیدم هماهنگی سفر به صورت فردی کار دشواری است و ضرورت دارد فکر دیگری بکنم. این بود که با مشورت مدیران شرکت تیباتور که پیشتر همه ویزاهای سفر به آسیای میانه را برایم گرفته بودند، تصمیم گرفتیم یک تور موسیقایی به مقصد شهر سمرقند بگذاریم تا علاقه‏مندان موسیقی و همچنین دوستداران فرهنگ ایران کهن بتوانند با یک تیر چند نشان بزنند. 

تور ترانه‏های شرقی 

ادامه نوشته

رقص دخترکان بخارا

سفرنامه ازبکستان – بخش هفتم

رقص دخترکان بخارا

کلیپ کوتاهی از رقص دخترکان بخارایی را در این جا نهاده‏ام که درست ساعت 11 بامداد روز یکم فروردین 1390 خورشیدی (21 مارس 2011) در کنار ارگ تاریخی امیر عالم خان شهر بخارا تصویر برداری شده است. آهنگ همراه این رقص در گویش تاجیکی، مورگی Maoregi نام دارد که معمولاً در جشن‏های عروسی هم می‏خوانند. 

رقص دخترکان بخارا 

ادامه نوشته

آسیای میانه در یک نگاه

سفرنامه ماوراءالنهر – بخش چهارم

آسیای میانه در یک نگاه

ایرانیان قدیم سرزمین‏های میان دو رودخانه دجله و فرات را بین‏النهرین و با همین ذهنیت، سرزمین‏های محصور در میان دو رود جیحون یا آموی (در گویش تاجیکی آمودریا) و رودخانه سیر (تاجیکی؛ سیردریا) را فرارود می‏گفتند که با غلبه فرهنگ عربی پس از اسلام، این نام به ماوراءالنهر تغییر یافت. سرزمین یادشده در دوران هخامنشی جزو ساتراپی سُغدی بوده است. ساتراپ به معنی استان یا ایالت امروزی است. جالب این که در دستگاه راست‏پنجگاه از موسیقی ایرانی گوشه‏ای به نام ماوراءالنهر وجود دارد. با همین ذهنیت‏ها بود که من راه سفرم را تا حد ممکن با جغرافیای ماوراءالنهر قدیم یکی کردم. هر چند اگر برخی محدودیت‏ها نبود، می‏بایستی حتماً سری به شهر خیوه (خوارزم قدیم) می‏زدم که بماند برای بعد. امروزه منطقه بزرگ ماوراءالنهر در رسانه‏ها به عنوان آسیای میانه و یا آسیای مرکزی شناخته می‎شود. در زبان ترکی می‏گویند اُرتَه آسیا و انگلیسی هم که می‏شود Central Asia.

آسیای میانه در یک نگاه

ادامه نوشته

زن در آسیای میانه

سفرنامه ماوراءالنهر – بخش سوم

زن در آسیای میانه

برای زنان و مردان آسیای میانه، تعاریف زنانه و مردانه کشور ما چندان جاری نیست. اول این که در این سرزمین‏ها، کار مفهومی مستقل از جنسیت دارد و هر کس که نامش آدمیزاد است، دستی بر کار دارد و بدین وسیله گذران زندگی می‏کند. هیچ گونه دسته‏بندی و تقسیمات جنسیتی برای کار وجود ندارد. هر کس فارغ از این که زن است یا مرد ...

سفرنامه ماوراءالنهر

ادامه نوشته

میراث شووینیسم روسی

سفرنامه ماوراءالنهر – بخش دوم

میراث شووینیسم روسی

سال 1991 میلادی امپراطوری اتحاد جماهیر شوروی به صورت نمادین از هم پاشید و حدود 15 کشور تازه در نقشه جهان دیده شدند اما نفوذ تقریباً 100 ساله روس‏ها در این جغرافیای بزرگ چیزی نبود که با یک بخش‏نامه از بین برود و یا کم شود. همه امور زیربنایی نظیر صنعت، هوانوردی، خط آهن، کارهای دفتری، نظامی‏گری و پزشکی در انحصار روس‏ها بود و طبیعتاً هیچ کدام از این کشورهای نوپیدا نمی‏توانستند وجود روس‏ها را نادیده بگیرند. حتی با وجود آن که در سال‏های اخیر برخی دولت‏های آسیای میانه به کارگیری شهروندان روسی را در دستگاه‏های دولتی ممنوع کردند، باز هم وابستگی شدید این جوامع به نیروهای متخصص روسی کم نشد و هم چنان سرتاپای‏شان مزین به جماعت روس تبار است. 

سفرنامه ماوراءالنهر

ادامه نوشته

زبان فارسی در آسیای میانه

سفرنامه ماوراءالنهر – بخش نخست

زبان فارسی در آسیای میانه

نگارش سفرنامه به صورت شهر به شهر پایان گرفت. از این به بعد تلاش می‏کنم نگاهی کلی به آسیای میانه داشته باشم و در سه یا چهار نوشته موارد مشترک میان این کشورها را مرور کنم. در نخستین نگاه به نظرم رسید جایگاه زبان فارسی در این جغرافیای پهناور را بررسی شود. البته در حد توان خودم وگرنه بررسی درست و حسابی آن نیاز به تلاش گروهی و زمان زیادی دارد. 

سفرنامه ماوراءالنهر

ادامه نوشته

بخارای شریف 2


سفرنامه ازبکستان – بخش ششم

بخارای شریف 2

بخش دوم از نوشته بخارای شریف را بخوانید

 سفرنامه ازبکستان

ادامه نوشته

بخارای شریف 1

سفرنامه ازبکستان – بخش پنجم

بخارای شریف 1

هنگام سفر آن چنان که باید نتوانستم حق مطلب را ادا کنم. لذا به دو مورد نوروز و عروسی در بخارا اشاره کردم و گذشتم اما حق بخارا خیلی خیلی بیش از این‏هاست. اینک در دو نوشته پی‏درپی برخی از گفتنی‏هایش را بازگو می‏کنم.

 

سفرنامه ازبکستان


ادامه نوشته

فرار از شهر پلیس­‏ها


سفرنامه ازبکستان – بخش چهارم

فرار از شهر پلیس‏­ها

روزهای خوش من در کشور ازبکستان صبح روز جمعه پنجم فروردین (25 مارس) به پایان رسید. هوای بارانی و دلپذیر سمرقند وادارم کرد تا ظهر در هتل بمانم. ساعت 12 وقت خروج اجباری Check out بود. به راننده تاجیکی­‏ام شمس­‏الدین صدری زنگ زدم تا گشت دیگری در شهر بزنیم ولی هوای بارانی چندان یار نبود. خواستم از مسجد بزرگ بی­‏بی خانم فیلم بگیرم که از بخت بد ما چند مهمان دولتی از قزاقستان آمده بودند و پلیس آن جا را قُرُق کرده بود. ناچار ... 

سفرنامه ازبکستان

ادامه نوشته

شهر ترانه­های شرقی

سفرنامه ازبکستان – بخش سوم

شهر ترانه­های شرقی

اگر آن ترك شیرازی به دست آرد دل ما را ، به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

و این سمرقند آن قدر ذهن و جان ما را پر کرده است که همچون حافظ، ندیده عاشقش شده­ایم و از برایش شعر و ترانه می­سازیم و عجیب است قرن­ها پس از جدایی آن، همچنان دلتنگی­مان گاه و بیگاه برایش گل می­کند اما این حالت را برای شهرهایی مانند گنجه، باکو، هرات و جزیره بحرین که از قضا جدایی­شان از خاک ایران بیش از 200 سال نیست، را نداریم. نمی­دانم چه سری در این شهر نهفته است. شهری که ...

سفرنامه ازبکستان

ادامه نوشته

عروس بخارایی

سفرنامه ازبکستان-بخش دوم

عروس بخارایی

نام این مراسم، سله­بندان یا صله­بندان Sala Bandan که به قول دوستم صدرالدین گل­نظر، عرف عادت بخارای شریف است. یعنی در سمرقند نیست. من از آن روی که بیشتر مشغول فیلم­برداری بودم، نتوانستم از همه مراحلش عکس بگیرم. خلاصه این که فرش کوچکی را وسط تالار پهن کردند و گلنازه خانم روی آن ایستاد. بعد یک بانوی پیشکسوت آمد و یک بقچه به او تحویل دادند که درونش خلعت زیبای عروس و سایر ملزومات قرار داشت. این که این خلعت را چه کسانی و چه زمانی تهیه کردند، نمی­دانم. بعد آن جامه تقریباً زرشکی رنگ را به تن گلنازه کردند و بعدش آن کلاه مخصوص که در گویش تاجیک­ها کلاپوش خوانده می­شود، بر سر عروس نهادند. مرحله بعد بستن یک پارچه نوارگونه به دور سر عروس بود. 

سفرنامه ازبکستان 

ادامه نوشته

نوروز در بخارا



سفرنامه ازبکستان-بخش نخست

نوروز در بخارا

 روز 28 اسفند 1389 (19 مارس 2011) پسین هنگام وارد شهر بخارا شدم. وقتی در محله تاریخی لب حوض چرخ می­زدم تا هتل محل اقامتم را بیابم، ناخودآگاه بوی آشنایی به مشامم خورد، بوی اصفهان، بوی نائین، بوی خشت و آجر. در آن دمدمای تاریکی هوا، نمای سنتی و کاملاً ایرانی ساختمان­های کهن مژده می­داد که روزهای پرباری را در این شهر خواهم داشت. فردای آن روز ... 

سفرنامه ازبکستان

ادامه نوشته