تبریک به یک زوج موسیقایی

پیشتر از این، وقتی نوشته ای با عنوان زوج های خوشبخت در موسیقی ایران نوشتم، همان موقع نیک می دانستم که مطلبی دنباله دار خواهد بود. به قول سهراب تا شقایق هست زندگی باید کرد و اهل موسیقی نیز فارغ از این ماجرا نیستند. در نتیجه پرونده زوج های خوشبخت موسیقی ایران برای همیشه باز خواهد بود. تا باد چنین باد.

 اینک خبردار شدم دو تن از بهترین دوستان موسیقایی ام، روز چهارشنبه 21 اسفند 1387  (11 مارس 2009)  پیوند زناشویی بستند. به خجستگی این پیوند میمون، تصمیم گرفتم تبریک ویژه خود را به این دو یار صمیمی بفرستم و در ضمن دوستان مشترک مان و همچنین سایر علاقه مندان دنیای پرمهر موسیقی ایرانی از شنیدن چنین خبرهای مبارکی، شاد گردند.

 

پویا سرایی و بهناز بهنام نیا

 

آشنایی من با پویا سرایی و بهناز بهنام نیا از دو مسیر جداگانه صورت گرفته است. پویا را بی آن که برای مدت دو یا سه سال از نزدیک دیده باشم، تنها از طریق صفحات روزنامه همشهری می شناختم و او نیز به همین ترتیب مرا می شناخت تا این که یکی از روزهای تابستان 1385 ، وقتی سر ضبط آلبوم مشترک ارشد تهماسبی و گروه دستان در استودیو پاپ بودم، همدیگر را دیدیم و کلی هم از آشنایی چهره به چهره لذت بردیم. پس از آن رابطه مان ادامه یافت و گهگاه تماسی داشتیم. از ابتدای سال 87 نیز، وقتی تصمیم گرفتم سومین آلبوم خودم را ضبط کنم، یکراست سراغ پویا رفتم و در نهایت نوازندگی سنتور، نوازندگی تمبک و نظارت بر ضبط، به او واگذار شد. اما بهناز را نخستین بار در سازمان میراث فرهنگی دیدم. به واسطه همکاری مطبوعاتی با بخشی از بدنه میراث فرهنگی، گهگاه سری به آن جا می زدم. بهناز هم عضو گروه موسیقی بانوان آن جا بود. علاوه بر آن، وی مدتی عضو گروه سپهر بود که من سال هاست با اعضای این گروه آشنایی دارم. امسال نیز با آغاز ضبط آلبوم خودم، وقتی نوبت انتخاب نوازنده عود رسید، با مشورت پویا و شناختی که از وی داشتم داشتم، دعوت به همکاری شد و انصافاً با وجدان تر از سایر نوازندگان نواخت. این را برای این می گویم که معمولاً در کارهای ضبطی، نوازندگان سعی می کنند یک جوری سر و ته قضیه را به هم بیاورند و پول شان را بگیرند و بروند. ولی بهناز، وقت بسیار گذاشت و خیلی پرشور نواخت. امیدوارم سال بعد امکان شنیدن هنرنمایی این زوج دوست داشتنی، برای همگان فراهم شود. تا باد چنین باد.