سفر به ادیرنه، دروازه اروپا

سفرنامه ترکیه

 سفر به ادیرنه، دروازه اروپا

روز یکشنبه ۲۲دی ۱۳۹۲خورشیدی (۱۲ ژانویه ۲۰۱۴میلادی) سفر یک روزه ای به Edirne ادیرنه، شمالی ترین و غربی ترین شهر ترکیه داشتم.  شهری کوچک و آرام با 150 هزار تن جمعیت ولی بسیار مهم. چون شاهراه ترانزیت اروپا نیز هست. گزارش تصویری آن را در صفحه فیسبوکم ببینید.

Edirne ادیرنه

فراتر از مرزهای سیاسی

آواز کرمانجی از شرق ترکیه

فراتر از مرزهای سیاسی

تیغ سیاست تنها می‏تواند بگوید چه کسی کجا بنشیند و کجا برود ولی نمی‏تواند به قول زنده‏یاد فریدون مشیری به چکاوک هم بگوید مخوان! از این رو، وقتی به جای جای این کره خاکی گذر می‏کنی، آدم‏هایی را می‏بینی که پای‏شان در آن زمین ولی دل‏شان در سرزمینی دیگر است. حکایت تاجیک‏های پارسی زبان کشور ازبکستان این گونه است که سال‏ها در حاکمیت دولت ازبک، همچنان پارسی می‏گویند و می‏خوانند و می‏نوازند. قوم سرسخت کرمانج نیز که هم اینک در دو کشور ایران و ترکیه پراکنده‏اند، چنین حکایتی دارند. من که سال‏هاست گوش‏هایم به موسیقی سوزناک کرمانجی آشناست، هیچ گاه تصور نمی‏کردم در آنکارا، چنین نوایی بشنوم.

ادامه نوشته

الفبای دموکراسی

سفرنامه دوم ترکیه- بخش چهارم

الفبای دموکراسی

بدون در نظر گرفتن اما و اگرهای حکومتی، خود مردم ابتدا یک سرمشقی باید در زندگی خصوصی و اجتماعی‏شان داشته باشند که در ایران همین حداقل هم نیست ولی دادِ دموکراسی‏خواهی خیلی‏خیلی بالاست. بدین منظور شما را به سفره رنگارنگ ترک‏ها دعوت می‏کنم که به مهمانان و همین طور خودشان، اجازه انتخاب زیاد چه در قیمت و چه در کیفیت می‏دهد. سفره ترکی هم برای پادشاه مهیاست و هم گدا. اگر یک ماه ...

ادامه نوشته

دانشگاه تکنیک استانبول

سفرنامه دوم ترکیه- بخش سوم

دانشگاه تکنیک استانبول

چهارشنبه شب را در قطار آنکارا-استانبول به سر بردیم که خاطراتش بماند برای بعد. فوری به آنسوی آب یعنی بخش اروپانشین شهر آمدیم و تلفنی با فرهاد شیدفر در میدان تقسیم قرار دیدار گذاشتیم. در باره فرهاد چند خط پایین چیزکی نوشتم. می‏خواستیم با رئیس گروه موسیقی این دانشگاه دیداری داشته باشیم که تلفنش پاسخ نداد ولی به خود دانشگاه واقع در محله بشیکتاش Beşiktaş رفتیم تا اگر استاد را ندیدیم، دست کم دانشگاه تکنیک استانبول İstanbul Teknik Üniversitesi را ببینیم. 

ادامه نوشته

شب برفی آنکارا

سفرنامه دوم ترکیه- بخش دوم

شب برفی آنکارا

بامداد سه‏شنبه چهارم بهمن 1390 (24 ژانویه 2012) از قطار شب‏روی استانبول در آنکارا پیاده شدیم. جالب این که روی بلیت نوشته بود ساعت حرکت 22 و درست همان ساعت راه افتاد. کمی‏پایین‏تر نوشته بود زمان ورود به آنکارا ساعت 7:00 و ما درست ساعت 7:05 رسیدیم! در ایران هم تقریباً همه قطارها سر ساعت راه می‏افتند ولی این که چه زمانی به مقصد برسند کاملاً دست خداست و از دست بشر خارج است! دوست آنکارایی کمال بین‏جی نیز با توجه به دقت قطارهای سرزمینش همان ساعت به استقبال آمده بود ...

ادامه نوشته

شهر زندگان

سفرنامه دوم ترکیه- بخش نخست

شهر زندگان

روز پنج‏شنبه 29 دی 1390 خورشیدی (19 ژانویه 2012 میلادی) برای دومین بار قدم در خاک استانبول گذاشتم. این بار نه زمینی بلکه با هواپیمای MD-82 که به غلط در ایران عنوان بوئینگ MD یافته است، در فرودگاه صبیحا گوگچن واقع در بخش آسیایی این شهر فرود آمدیم. صبیحا دخترخوانده آتاتورک است و در واقع دو فرودگاه شهر استانبول را یکی به نام پدر و دیگری را به نام دختر ثبت کرده‏اند. سفر پیشین من به ترکیه تنها برای ...  

ادامه نوشته

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش پایانی

سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش پایانی

آخرین بخش سفرنامه تركیه را در حالی می نویسم كه هنوز سرشار از ارژی مثبت آن سرزمینم. برخی از خوانندگان مرا متهم می كردند كه در مواجهه با ترك ها، خود را باخته ام ولی حقیقت این نیست. آن قدر مناظر زیبا و رفتارهای نیكو دیدم كه متأسفانه اینجا نمونه اش نیست. ستایش من از سرزمین تركیه به سبب خلاء های بزرگی است كه در كشور خودمان می بینم. در این مجموعه نوشته ها از طبیعت، اقتصاد، كشاورزی، حمل و نقل، دین، جامعه، فرهنگ و سیاست ترك ها نوشتم. به هنر ایشان و به ویژه موسیقی خوش رنگ شان پرداختم و اینك در بخش پایانی برخی ناگفته ها را عنوان می كنم. 

ایسگاه راه آهن قونیه، در همه ایستگاه های راه آهن تركیه، نمونه ای از لوكوموتیوهای بخار دیده می شود

ادامه نوشته

نگاهی به موسیقی تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش نوزدهم

نگاهی به موسیقی تركیه

پرداختن به موسیقی یك ملت بزرگ و تقریباً همسنگ با ملت ایران در یك نوشتار كوتاه، اساساً راه به جایی ندارد و تنها می توان به عنوان یك پیش درآمد آن را بررسی كرد. تركیه نیز همانند سرزمین ما،‌ كشوری چند قومیتی است ولی نه خیلی زیاد ... 

Baglama باقلاما 

ادامه نوشته

نگاهی به هنر پیكره سازی ترك ها

سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش هجدهم

نگاهی به هنر پیكره سازی ترك ها

در نوشته پیشین خواندنی های مربوط به شهرسازی، بهداشت، امنیت، تاریخ مداری و رسانه های رنگارنگ تركیه را خواندید. در این جا خیال دارم شما را به سرزمین خیال ببرم و در واقع جلوه هایی از هنر پیكره تراشی ترك ها را نشان تان بدهم. نوشتار آتی، موسیقی رنگارنگ ترك ها را به دیده ها و گوش هایتان خواهد نشانید. 

كايسری

ادامه نوشته

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش هفدهم

سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش هفدهم

در نوشته پیشین خواندنی های مربوط به اهمیت و نقش توریسم، دین، آتاتورك و پرچم در تركیه و همچنین پدیده احمدی نژادیسم در این كشور را خواندید. این بار به موضوعات شهرسازی، بهداشت، امنیت، تاریخ مداری و رسانه های تركیه می پردازم. در نوشته آتی جلوه هایی از هنر پیكره تراشی ترك ها را خواهید دید و داستان موسیقی پرشورشان را در نوشتار نوزدهم خواهم نوشت. 

تركيه

ادامه نوشته

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش شانزدهم

سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش شانزدهم

در نوشته پیشین خواندنی های مربوط به زنان ترك را خواندید. این بار به اهمیت و نقش توریسم، دین، آتاتورك و پرچم در تركیه و همچنین پدیده احمدی نژادیسم در این كشور خواهم پرداخت. در نوشته آتی به موضوعات شهرسازی، بهداشت، امنیت، تاریخ و رسانه های تركیه می پردازم.  

تركيه 

ادامه نوشته

تركیه، زن و باقی ماجرا

سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش پانزدهم

تركیه، زن و باقی ماجرا

 در نوشته پیشین مختصری پیرامون طبیعت، آب، كشاورزی، تغذیه و مشروبات الكلی تركیه خواندید. اینك نكاتی در باره زنان ترك و نقش اجتماعی شان خواهید خواند و در نوشته آتی شما را به خواندن مطالبی پیرامون جایگاه توریسم، دین، آتاتورك و پرچم در تركیه و همچنین پدیده احمدی نژادیسم در این كشور دعوت می كنم.

زنان تركيه 

ادامه نوشته

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش چهاردهم

سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش چهاردهم

در نوشته پیشین مختصری در باره انرژی، ترابری، ترافیك و تابلوهای تركیه نوشتم. اینك نكاتی پیرامون طبیعت، آب، كشاورزی، تغذیه و مشروبات الكلی خواهید خواند و در نوشته آتی به زنان ترك خواهم پرداخت و البته گریزی هم به پدیده روسپی گری خواهم زد. 

تركيه 

ادامه نوشته

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش سیزدهم

سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش سیزدهم

پس از معرفی نه شهر تركیه، گشتی در دامنه های البرز داشتم كه تصاویر آن را می توانید در اینجا ببیند. اینك سفرنامه ام را با نگاهی كلی به مسائل كلان این كشور ادامه می دهم. در نوشته آتی، پیرامون طبیعت، آب، كشاورزی، تغذیه و مشروبات الكلی خواهم نوشت.  

تركيه

ادامه نوشته

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش دوازدهم

سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش دوازدهم

شهر نهصد هزار نفری كایسری Kayseri واقع در مركز فلات آناتولی كه در دوره امپراطوری عثمانی، قیصریه خوانده می شد، درست سر راه جاده ابریشم قرار دارد. هنوز هم مردمانش آن را با عنوان قایصری می شناسند ولی چون عموم ترك زبانان، معمولاً حرف ق را ك تلفظ می كنند، امروزه واژه كایسری بیشتر شنیده می شود. پیشینه سكونت انسان در آن به 3000 سال پیش از میلاد مسیح می رسد.  

كايسری

ادامه نوشته

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش یازدهم

سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش یازدهم

پس از دیدن عمارت باشكوه آنیت كبیر واقع در قلب آنكارا، داخل یكی از خیابان های نه چندان اصلی شهر، پرسان پرسان دنبال خانه آتاتورك می گشتم. كسی آدرس درست درمانی نمی داد تا این كه ... 

آنکارا

 

ادامه نوشته

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش دهم

سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش دهم

ورود به آنكارای چهار میلیون و سیصد هزار نفری، با تأخیر یك ساعته قطار ازمیر همراه بود ولی در عوض به سرعت باد خود را درون عمارت باشكوه آنیت كبیر Anitkabir یافتم، بنایی نسبتاً نوساز با الگوبرداری از عناصر معماری ادوار پیشین سرزمین تركیه. 

آنكارا 

ادامه نوشته

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش نهم

سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش نهم

نی نواز ترك بر كرانه دریای اژه نغمه های سوزناك می نوازد. گویا به شنونده، القا می كند كه عصر شكوهمند آگورا پایان یافته و اینك دوره پهلو گرفتن كشتی های سنگین و پرواز جت های مسافری بر فراز این بندر است. 

ازمير

ادامه نوشته

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش هشتم

سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش هشتم

شهر سه میلیون و سیصد هزار نفری ازمیر واقع در غرب تركیه، دومین بندر مهم پس از استانبول به شمار می رود. از نظر گردشگری نیز پس از استانبول و قونیه، هم ردیف شهر آنتالیاست. بندرگاه این شهر مهم، علاوه بر كشتی های بزرگ باربری، میزبان كشتی های مسافری اقیانوس پیماست. پرواز پر تعداد هواپیماها بر فراز شهر نیز حكایت از اهمیت تجاری و توریستی این شهر دارد. ازمير همانند يك اژدها، بخش بزرگی از درياي اژه را در كام خود بلعيده  و نقشه آن از بالا، شكل نعل اسبی دارد. 

ازمير

ادامه نوشته

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش هفتم


سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش هفتم

بندر كوچك باندیرما واقع در یكصد كیلومتری جنوب غرب استانبول با جمعیتی حدود یكصد و پانزده هزار نفر، یكی از بنادر تفریحی و بسیار آرام تركیه است. عموماً گذر جهانگردان به این شهر كوچك نمی افتد، زیرا جاذبه های شهر بزرگ استانبول، معمولاً همه فرصت ها را می بلعد. این شهر كوچك هم از راه زمین به وسیله جاده و خط آهن و هم از طریق دریای مرمره به استانبول راه دارد.

 

بانديرما

ادامه نوشته

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش ششم

سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش ششم

شاید تصور كلی شما از شهر استانبول به عنوان بزرگ ترین شهر كشور لائیك تركیه چیزی باشد كه با دیده ها و شنیده های من جور در نیاید. با توجه به داستان معروف مولانا كه جماعتی در تاریكی به فیل شناسی می پرداختند و هر كس از همان زاویه خودش به تفسیر و تشریح فیل می پرداخت، نیك می دانم نوشته های من هم صد در صد گویای واقعیت نیستند. ضمن این كه تلاش می كنم در نوشته های بعدی از جنبه های مختلف وارد شوم تا كمی این یكسونگری بر طرف شود. 

استانبول 

ادامه نوشته

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش پنجم

سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش پنجم

استانبول، شهر امپراطورها

كشور تركیه و به ویژه شهر بندری استانبول در طول قرن های گذشته همانند توپ فوتبال میان امپراطوری های روزگار خود دست به دست می شده است. در عهد هخامنشی، اشكانی و ساسانی، بارها این سرزمین در كشاكش امپراطوری های روم باستان و بیزانس، صحنه تاخت و تاز و تاراج بود. پس از سقوط امپراطوری ساسانی به دست اعراب مسلمان، شهر استانبول برای همیشه از گزند سپاهیان ایران رها شد اما سایه بیزانس مسیحی همچنان بر سرش بود تا امپراطوری نوظهور عثمانی شهر قسطنطنیه را به چنگ آورد و استانبول برای همیشه نام بیزانسی اش را فراموش كرد. 

استانبول

ادامه نوشته

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش چهارم

سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش چهارم

روز سه شنبه 28 اردیبهشت (18 ماه می) از مرسین به مقصد شهر یك میلیون نفری قونیه حركت كردم. خط آهن مستقیمی از این بندر به قونیه وجود ندارد. با قطار مرسین-آدانا می بایست تا یك ایستگاه سه راهی به نام ینی جه Yenice رفت و بعد سوار قطاری شد ... 

قونيه 

ادامه نوشته

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش سوم

سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش سوم

بندر مرسین Mersin با یك جمعیت هشتصد و پنجاه هزار نفری در شصت كیلومتری جنوب غرب آدانا درست رو به آق دنیز (دریای سفید) واقع شده است. آب و هوایش در مقایسه با شهرهای مركزی و شمالی تركیه، گرم است ولی به گرمای شهرهای جنوبی ما نمی رسد. خانه زمستانی آتاتورك واقع در مركز شهر، نشان می دهد كه این شهر محل قشلاق آنكارا و استانول نشینان بوده است. در ساحل آن مدام بادهای فرح بخش می دمد؛ خنك و در نزدیكی های ظهر كمی گرم. در مقایسه با آدانا شهری تمیزی به چشم می آید ولی ... 

مرسين

ادامه نوشته

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش دوم

سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش دوم

آدانا كه جمعیت یك میلیون و ششصد هزار نفری را در خود جای داده، شهری نیمه بندری است. با دریای آق دنیز (دریای سفید) حدود پنجاه كیلومتر فاصله دارد. در عوض رودخانه سیهان Seyhan با دو نیمه كردن شهر، به ما اجازه می دهد تا آن را با اصفهان خودمان مقایسه كنیم. هوایش البته كمی گرم تر از اصفهان و توأم با شرجی مختصری است. بافت قدیمی كمتر دست خورده و بافت جدیدش با عنوان New Adana مرز مشخصی دارند.

آدانا

ادامه نوشته

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش نخست

سفرنامه تركیه

سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش نخست

نیك می دانم این نوشته با عنوان وبلاگ موسیقی ما همخوانی ندارد ولی می نویسم. شما هم اگر از این بابت دردی حس كردید، دوایش، نخواندن است. ‌آسوده باشید. با این وجود تلاش می كنم هر جا ربطی به موسیقی داشت، با شرح و توضیح بیشتری وارد بشوم. تا چه پیش آید. همه دانسته های من از تركیه، تركیبی از ...

 

مالاتيا

ادامه نوشته