درگذشت یک هنرمند در سانحه هوایی

توپولوف روسی دامن موسیقی ایران را گرفت

هیچ گاه ندیدمش. یک بار دوستی چند عکس رنگی از کمانچه های بسیار زیبا به من نشان داد و گفت نظرت چیه. زیبایی مسحور کننده عکس ها، به طور طبیعی تحسین مرا در پی داشت. آنقدر جذب صنعت زیبای او شدم که نامش هیچ گاه در ذهنم ثبت نشد. پیشنهاد این بود که عکس ها را در یک فروشگاه اینترنتی قرار بدهیم تا علاقه مندان خارجی بتوانند بخرند. سازنده نیز به صورت تلفنی موافقت کرد این کار عملی بشود. دیگر خبری از او نداشتم تا این که شنبه 27 تیر ماه همکارم زهرا برای همین منظور به منزلش تلفن کرد و صدای خسته پدرش را شنید. او حتی نتوانسته بود پاسخی به همکارم بدهد و ناچار گوشی را به دست مادرش داده بود و مادر نیز با بغض می گوید: "تصادف کرده" اما این پاسخ برای زهرا کافی نبود و بیشتر می پرسد و مادر با بغضی افزون تر اضافه می کند: "توی همون هواپیما بوده"

 

 

محمد رضا کاکاوندی هنرمند خوش ذوق خرم آبادی، در تیرماه سال 1350 خورشیدی (1971 میلادی) در لرستان تولد شد و درست در تیر ماه 1388 خورشیدی رخت از این جهان بر بست. وی در سال 1367 خورشیدی (1988 میلادی) فعالیت هنری خود را در زمینه ساخت آلات موسیقی در رشته كمانچه سازی آغاز نمود. بعد از دانش آموختگی در رشته مهندسی مكانیك، كار خود را بصورت حرفه ای از سر گرفت تا این كه توانست در سال 1382 در هجدهمین جشنواره موسیقی فجر در بین نوازندگان و سازندگان كمانچه، ساز خود را به عنوان یك كمانچه برگزیده مطرح كند و لوح افتخار را به كار خود اختصاص دهد. همچنین برپایی چندین نمایشگاه در سطح كشور مانند نمایشگاه موزه های میراث فرهنگی، نمایشگاه جشنواره تال همچنین نمایشگاه های خارج از كشور مثل امارات از جمله فعالیت های هنری اوست. محمد رضا در بخش ساخت كمانچه به نو آوری هایی دست زده بود كه در نوع خود بی نظیراند. مانند ساخت كمانچه آلتو به شكل صحیح و اصولی كه این ساز می تواند جایگزین آلتو و یا ویولون آلتو در اركسترها بشود.  همچنین ساخت كمانچه باس یا سل به شكل صحیح ساخت كمانچه هایی از چوب های آفریقایی مثل آبنوس و ونگه كه صداهای این سازها در نوع خود بی نظیر است.

 

نمی خواهم وارد کلیشه بشوم و این کوچ ناباورانه را تسلیت بگویم. حتی نمی خواهم بر توپولوف و سازنده اش لعنت بفرستم. توپولوف تنها یک بهانه است برای این که مرگ را باور کنی. ممکن است بار دیگر به شکل یک پرنده ظاهر نشود و در هیئتی متفاوت همین بکند که با محمدرضای موسیقی ایران کرد. تا نوبت که باشد. برای روح این هنرمند ارزنده و خوش ذوق از خداوند شادی و رحمت آرزو می کنم. امیدوارم خانواده داغدارش بتوانند با آرامش این جدایی را باور کنند. 

 

مطالب مرتبط:

برگی دیگر بر دفتر تکنوازی های کمانچه

جهشی در کمانچه نوازی معاصر

در طلب ساز نو