سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش دوم
سفرنامه تركیه
سرزمین تركی با عینك پارسی – بخش دوم
آدانا كه جمعیت یك میلیون و ششصد هزار نفری را در خود جای داده، شهری نیمه بندری است. با دریای آق دنیز (دریای سفید) حدود پنجاه كیلومتر فاصله دارد. در عوض رودخانه سیهان Seyhan با دو نیمه كردن شهر، به ما اجازه می دهد تا آن را با اصفهان خودمان مقایسه كنیم. هوایش البته كمی گرم تر از اصفهان و توأم با شرجی مختصری است. بافت قدیمی كمتر دست خورده و بافت جدیدش با عنوان New Adana مرز مشخصی دارند.
بر اساس برخی اشتراكات فرهنگی دو ملت ایران و تركیه، گمان می كنم ترك ها نیز همچون ما علاقه وافری به سفر داشته باشند ولی واقعیت موجود خلاف این را نشان می دهد. نه این كه بدشان بیاید. بهای گران انرژی چونان شمشیر دموكلس مدام بر بالای سرشان تاب می خورد و آن ها را از هر گونه جابجایی بی مورد دور می سازد. به همین دلیل، تركیه اصولاً كشور جاده های خلوت است. بهای بلیت اتوبوس تقریباً دو و نیم برابر ایران و بهای قطارهایش دو برابر قطارهای ماست. با این وجود ارزان ترین امكان جابجایی، همین قطار است. البته اگر گیرتان بیاید و یا ساعت حركت آن مطابق میل شما باشد. در خصوص تاكسی هم بهتر است اصلاً صحبتی نكنیم. دوست گرامی آقای هادی سپهری نوازنده خوب دیوان و باقلاما به من توصیه كرد سوار تاكسی نشوم زیرا این وسیله به ظاهر ساده، دشمن جیب جهانگردان است، به ویژه اگر همانند من با پول اندكی آمده باشند.
اندر آداب اتوبوس داری
گرانی بلیت اتوبوس صرفاً ریشه در بی نفتی تركیه دارد. در عوض فرهنگ اتوبوس داری و اتوبوس سواری، كاملاً پخته و گیراست. به گونه ای كه پرداخت پول زیاد از ذهن تان پاك می شود. برای مثال مسیر حدوداً چهارصد كیلومتری مالاتیا-آدانا بهایی برابر با سی لیر ترك (بیست دلار) است. همین مسیر در ایران هفت هشت هزار تومان می شود ولی یكی دوتا اما به این اضافه كنید.

نخست این كه در این جا چیزی به نام شاگرد اتوبوس دهن لق و لباس كثیف و عموماً بنگی وحود ندارد. در عوض یك جوان خوش برخورد با لباس فرم در ابتدای سفر با شیشه ای حاوی كلن یو Kolonyo (عطر مخصوص تركی) به تك تك مسافران خوشآمد می گوید. پس از آن، بی آن كه بخواهد بلیت شما را ببیند، سیاهه صندلی های اتوبوس را در دست می گیرد و از تك تك مسافران مقصد را می پرسد تا بداند آن ها در كدام شهر بین راهی پیاده می شوند. یكی یكی روی جدول صندلی ها علامت می زند تا اگر شما خواب تان برد، از مقصد خود جا نمانید. در ضمن او مدیریت مسافران میان راهی را بدین گونه پیش می برد كه برای مثال از كجا تا كجا، چه تعداد صندلی خالی خواهد شد.
سپس ترولی مخصوصش (همانند مهمانداران هواپیما) را به حركت در می آورد و به همه مسافران حق انتخاب می دهد. سه یا چهار نمونه كیك و بیسكویت تعارف می كند. بعد از آن، دوباره باز می گردد و سه نمونه نوشیدنی به همراه دارد كه شما انتخاب می كنید، چای، آب میوه و نوشابه های گازدار زرد و سیاه. آب معدنی هم هر چقدر میل دارید، برای تان می آورد. سپس به پخش روزنامه های روز تركیه می پردازد و چند بار می چرخد تا هر كس روزنامه ای را خوانده است پس بدهد و روزنامه دیگری بگیرد. به این ترتیب، همه هفت هشت نمونه موجود در اتوبوس را به تك تك مسافران می نمایاند، یعنی كمترین هزینه، بیشترین استفاده. سپس كارتن گوشی های هدفون را در میان مسافران پخش می كند تا از موسیقی های موجود با حق انتخاب استفاده كنند. ضمن این كه تلویزیون ماهواره ای، از ابتدا تا انتهای سفر روی یكی از كانال های سرگرم كننده تركیه روشن است. صدایش، هم از بلندگو پخش می شود و هم می توانید از هدفون بشنوید.

اتوبوس در نیمه راه به مدت نیم ساعت ایست دارد. یك جوان اتوبوس شور منتظر در ایسگاه بلافاصله با ابزار بسیار ساده و مخصوص خود با كمترین آب مصرفی، جلایی به اتوبوس می دهد تا مسافران از نمای بیرونی آن هم لذت ببرند. دستمزذش توسط راننده پرداخت می شود. وقتی مسافران دوباره سوار شدند، مهماندار، همان داستان ابتدای سفر را تكرار می كند. شیشه كلن یو، خوراكی ها و نوشیدنی های گوناگون دوباره عرضه می شود. ضمن این كه وی در پایان هر پذیرایی به گردآوری زباله ها می پردازد و اجازه نمی دهد بیش از نیم ساعت زباله ای داخل اتوبوس به چشم آید. گاهی نیز یك اسپری خوشبو حاوی همان كلن یو را در راهرو می پراكند. به این ترتیب سرتاسر سفر شما، خوشبوست.
آدانا، شهر كباب

نمی خواهم از واژه كوبیده برای كباب آدانا استفاده كنم. چون Adana kebap هیچ ربطی به این آشغال رستوران های ما ندارد. چرخ گوشتی در كار نیست. گوشت واقعی و تازه گوسفند و یا گاو را می كوبند. در ضمن، نان خشكه، سویا و روده و زرد پی به آن اضافه نمی كنند تا دو تا سیخ بشود! فقط یك سیخ ولی بدون تقلب با قیمتی تقریباً برابر ایران و البته با مخلفات ارزشمند. هفت لیر ترك (تقریباً پنج دلار) می دهید و یك خوراك خوشمزه می خورید، با خاطره ای خوش. در این جا شما هر خوراكی سفارش بدهید، بخش انكار ناپذیری از آن را سبزی های گوناگون تشكیل می دهد، بدن سس مایونز و صرفاً با شیره ترش مزه انار. فلفل هم در فرهنگ ترك، جایگاه والایی دارد. همیشه یكی دو نمونه از آن، یا به صورت تازه یا كباب شده و یا به صورت ترشی روی میزتان دیده می شود. در همه تركیه این خوراك را به نام آدانا كباب می شناسند و چون خاستگاهش همین شهر است، به طور معمول، عرضه كننده هایش هم خیلی زیادند.

این كباب پز آدانایی هم از طرفداران پر و پاقرص احمدی نژاد بود. فكر نكنید من انگولك شان می كنم تا چیزی بكویند. نخست می پرسند مملكت؟ یعنی از كجا آمده ای. بعد سراغ شغل می روند و چون می گویم گازه ته چی (روزنامه نگار) هستم، فوری بحث سیاسی شكل می گیرد و باقی ماجرا. پرسیدم چرا احمدی نژاد را دوست داری؟ دستانش را به حالت مخصوصی بالا آورد و گفت اركك Arkak ، یعنی مرد است. سپس ضمن اشارات فیزیكی غیر اخلاقی گفت احمدی نژاد فلان به فلان آمریكا و انگلیس نهاده است. به جز او، افراد دیگری هم به این گونه بحث ها علاقه مند بودند. دوست دارم تا پایان سفر نقطه نظرات دیگری را جویا شوم و یك نگاه كلی به این پدیده احمدی نژاد گرایی ترك ها بیندازم.

این هم نمایی از پازار بازار (یكشنبه بازار) آدانا كه عموماً توسط زنان فروشنده شكل می گیرد. در تركیه زنان نقش بسیار پررنگی دارند و به نظر می رسد مشاركتی پنجاه پنجاه در امور اجتماعی و فرهنگی داشته باشند.

این یكی، شیوه از تولید به مصرف را در پیش گرفته است
پیتزای ترك

در مناطق كرد نشیت ایران، نانی همراه با سبزی تازه موسوم به كلانه Kallaneh می پزند كه در پایان كار به روغن حیوانی آغشته می شود. مشابهش را با تشریفاتی بیشتر در آدانا دیدم. سه نمونه داشت، پیاز-سیب زمینی، تمام سبزی و یكی دیگر هم پنیر-سبزی كه لای نان می گذاشت و دو طرف آن را حرارت می داد، خیلی هم ارزان، فقط یك لیر یعنی هفت صد تومان بدون عوارض جانبی چیپس و پفك و نوشابه.

این هم حضرت ابن سینا كه فارغ از خطر دزدان مجسمه های برنزی تهران، در یكی از میدان های بزرگ آدانا جا خوش كرده است. حال بنگرید به عظمت هنر تركی-اسلامی، جامی بزرگ آدانا با استفاده از عناصر معماری امپراطوری عثمانی. روی سردرش نوشته اند آغاز كار 1988 و پایان كار 1990 ، اینك با توجه به بزرگی و شكوه این بنا، ببینید ترك ها با چه سرعتی كار كرده اند. پروژه های ما چون معمولاً پنج تا ده سال زمان می برند، دیدن این موارد البته جای تعجب دارد.


نمای دیگری از جامی (مسجد جامع) بزرگ سابانجی

زنان كارگر ترك مشغول گلكاری در محوطه جامی هستند و یك سبیل كلفت به عنوان سر كارگر بر ایشان نظارت می كند.

و این هم نمایی از همان مسجد كه احتمالاً مشابه اش را هیچگاه در ایران ندیده اید و نخواهید ...
مطلب مرتبط:
Hooshang Samani