گزارشی از كنسرت گروه فوژان در تالار حركت

از دانوب تا زاینده رود

هفته ای شش روز كارگری در كارگاه های جاده قدیم كرج، حس و حالی برای دیدن و شنیدن كنسرت و یا فیلم باقی نمی گذارد. با این وجود وقتی روز جمعه 23 مهرماه سال جاری (15 اكتبر 2010 میلادی) نماینده گروه فوژان جناب محمد سالاروند یكی از آهنگسازان خوب اهل دورود لرستان زنگ زد كه فلانی بیا و ببین دوستان چه كرده اند، مقاومت را بی فایده دیدم و رفتم كنسرت را دیدم و اینك شما نیز با من همراه باشید تا بدانید چه دیدم.

خیلی خلاصه بگویم كه گروه فوژان حدود ده سال پیش كنسرتی در فرهنگسرای نیاوران گذاشت و بعد از آن تجربه، دیگر آفتابی نشد تا امروز و امشب. اما این خواب به ظاهر زمستانی نه تنها باعث لاغری ایشان نشد، بلكه فربه تر از گذشته پا به صحنه گذاشتند. حمیدرضا دیبازر آهنگساز و رهبر گروه جمع و جور و یازده نفره فوژان پیش از هر صدایی به گفتاری كوتاه در آمد و چنین گفت كه امشب موسیقی آرامش خواهید شنید و خبری از هیجان نیست. آواز هم نداریم و از عناصر رایج در موسیقی های بازاری خبری نیست. خلاصه آب پاكی را روی دست كسانی ریخت كه به هوای دیبولی دامبول بیست هزار تومان خرج كرده بودند.

 

فوژان حمیدرضا دیبازر

 

و اما كنسرت سیزده بخشی فوژان حكایت ها داشت كه به گمانم جای خالی اش در موسیقی معاصر خیلی خالی است و ارزش دارد از سوی دیگر موسیقیدانان پیگیری شود. سه آهنگ نخستین ایشان دقیقاً همان بود كه جناب دیبازر فرمودند: موسیقی آرامش و نكته دیگری هم من به آن اضاف می كنم: موسیقی بی غم. شاید عجیب باشد هیجان و شادی را از یك آهنگ بگیریم و بعد عنوان بی غم نیز بر آن بیفزاییم. دیبازر در این سه آهنگ به وعده اش عمل كرد و بدون این كه بخواهد شور و هیجانی ایجاد كند،‌ خیلی آرام به پیش رفت. آهنگ نخست كه در حال و هوای ماهور می گذشت، دو فضای موسیقی كلاسیك غرب و موسیقی دستگاهی را همزمان داشت. این كه نوشتم موسیقی بی غم، نه كنایه و نه انتقاد بلكه عین واقعیت است. چون در این دو دهه اخیر هر گاه جماعت ایرانی ساز غربی به دست گرفتند و مینور كوك كردند، یك دستمال كاغذی هم به دست مخاطبانشان دادند تا اشك هایشان را پاك كنند. آن قدر كه وقتی یكی مثل رضا صادقی دهان باز می كند، بدون این كه حرفی بزند، مخاطب به ماتم سرای شخصی اش می رود و البته رضا صادقی تنها نیست و می توانید او را ضرب در صد بكنید و آسوده خاطر از تهران تا لس آنجلس همراهش باشید. بگذریم. ولی واقعاً دستمریزاد از گردش ملودیك گام مینور با نقطه نظر دیبازر كه ذهن شما را به آرامش دعوت می كند، نه گرفتاری های دیروز و امروز! این ویژگی را من در دو آهنگ جزیره پرواز و توهم جاده به نیكی دیدم. جزیره ای كه به زعم دیبازر یك مكان آرمانی برای زندگی است و از همه اقوام بشر در آن سكونت دارند. تلفیق موسیقی در این آهنگ به شیوه ای تقریباً خطی بود. یعنی نوای فرهنگ های مختلف را بیشتر در امتداد یكدیگر می شنیدیم تا این كه همزمان بشنویم. هنر دیبازر این بود كه با استفاده از یك كوارتت زهی جمع و جور با همراهی پیانو،‌ شنونده را در امواج آرام رودخانه دانوب غرق كند و سپس یك فروند كمانچه با سوخت بیات ترك او را به سرعت برق در كنار زاینده رود بنشاند و همچنان كه شنونده غرق در تماشای سی و سه پل سیر می كند، یك فروند ساكسیفون چابك او را با همان سرعت به كناره های دانوب ببرد. این چرخش به نظر من خیلی روان و بدون دست انداز بود. بخشی از توهم جاده شباهت زیادی به آثار زیبای عمر خیرت آهنگساز بزرگ مصر داشت كه به نظرم خواسته یا ناخواسته بر ذهن دیبازر نشسته بود.

 رنگارنگی موسیقی دیبازر با آهنگی به نام ایونت 1 (Event No.1) شكل جدی به خود گرفت. ضرباهنگی شبیه موسیقی تكنو و بسیار مهیج كه خلاف نظر آغازین خود دیبازر بود. به هر حال هر چه بود همه سالن را میخكوب كرد و چه خوشحال شدند آن هایی كه تا پیش از آن، پول شان را هدر رفته می دیدند. یك گله هم اضافه كنم واژه رویداد برگردان صد در صد همان ایونت است و بنابراین ضرورتی ندارد این گونه فارسی را پاس بداریم!!! اضافه كنم این آهنگ ظرفیت بسیار بالایی برای همراهی تصاویر ورزشی داشت و اگر سر از برنامه نود در بیاورد، حسابی گل می كند.

دو آهنگ تكنوازی برای پیانو از ساخته های دیبازر با اجرای هنرمند جوان نیما فرهمند، كمی به گوش ها تنفس داد تا آرامش را جور دیگری دنبال كنند. از آن دو، آهنگی به نام پروانه كه دیبازر به زنده یاد مرتضی حنانه تقدیمش كرده بود، چیز دیگری بود و به گمانم دیبازر می تواند آن را همواره به سینه اش بچسباند.  خلاصه غیر از این تكنوازی های معمول بود و ظاهراً شباهتی به كسی نداشت الا خود دیبازر.

هفتمین آهنگ این كنسرت آهنگی برای اركستر بزرگ سمفونیك به نام حماسی بود و چون در این سالن كوچك، اركستر سمفونیك نبود، در نتیجه شخص جناب دیبازر به تنهایی آن را اجرا كردند! یعنی با چوب رهبری اركستر تشریف آوردند و همزمان با پخش نمونه ضبط شده، رو به صندلی خالی نوازندگان ایستادند و رهبری كردند. با این وجود چیزی از لطف آهنگ كم نشد و چه جهش خوبی او در این كار داشت. آغازین بخش كار، صدایی شبیه نی نوای حسین علیزاده به گوش رسید ولی خیلی زود این گمانه زنی كم رنگ شد تا كم كم صدای آشنای دیگری از لابلای آهنگ به گوش برسد. دیبازر به نیكویی توانسته بود آهنگش را بر بنای محكم سربداران فخرالدینی بنا نهد. آن قدر كه اگر به فرهاد فخرالدینی پیشكش می كرد، بیراهه نرفته بود. وی در عین حال امضای شخصی اش را داشت و به نظرم نمونه موفقی از استمرار سنت آهنگسازی ایرانی با استفاده از اركستر بزرگ محسوب می شود.

هشتمین آهنگ این كنسرت نیازی به توصیف ندارد. مختصر و مفید عرض كنم كه دیبازر شده بود یك علیرضا مشایخی كوچك. اگر با آثار مشایخی آشنا هستید كه هیچ و اگر تا كنون به گوش تان نخورده است، نگران نباشید. چون خیلی ها آن نوع موسیقی را نشنیده اند. الان كه می نویسم آهنگ نهم را فراموش كرده ام كه چه بود و اما دهمین آهنگ یك كوارتت ایرانی برای سنتور، كمانچه، سه تار و نی بود. شاید تعجب كنید این دیگر چه كوارتتی است. عرض شود كه به شیوه معمول نمی نواختند. بلكه دیبازر با هوشمندی، هر یك را در دانگ مشخصی گرفتار كرده بود تا بداهه نوازی كنند. در نتیجه همزمان نوای بیات اصفهان از نی، نغمه دشتی از سه تار و آهنگ شور از كمانچه به گوش می رسید. یادم نیست سنتور چه می نواخت. این نوع كوارتت در واقع پلی فونیك از نوع پلی تونالیته بود. اهل فن دانند. بگذریم.

  آهنگ یازدهم تكنوازی سه تار بود و اما آهنگ دوازدهم با نام زن رودخانه باز هم نقض تهعد دیبازر مبنی بر غیر مهیج بودن كنسرت. وی در این آهنگ با استفاده از ریتم كردی، كاری شبیه به اجرای كامكارها ارائه كرد كه البته امضای دیبازر رویش بود. به نظرم او با این ذهنیت می تواند علاوه بر موسیقی پر جنب و جوش كردی، سری هم به سواحل خلیج فارس بزند كه آن هم برای خودش غوغایی است و یك فضولی دیگر این كه اگر اردشیر كامكار روی صحنه بود، آهنگ دوازدهم گروه فوژان چه می شد. آهنگ پایانی حجم رقصان نام داشت و به عبدالقادر مراغی تقدیم شده بود و چون من فردا صبح ناچارم به كارگری ام بپردازم از توصیف آن می گذرم. شب خوش.

  

مطالب مرتبط:

نگاهی به موسیقی تركیه

این مرد موسیقی می داند

به تعدادی گوش مفتی نیازمندیم

گزارشی از جشنواره مقام نوازان جوان در فرهنگسرای نیاوران

 گزارشی از اجرای قصه های حرکتی به کاگردانی فریبرز رستمی

 گزارشی از سومین جشنواره موسیقی محلی مناطق زاگرس نشین

 گزارشی از برپایی نخستین نمایشگاه سازهای جدید

 گزارشی از اجرای گروه شمشال در فرهنگسرای نیاوران

 گزارشی از نشست پژوهشی کمانچه نوازان در خبرگزاری مهر