افتخاری به شایعات پایان داد
افتخاری به شایعات پایان داد
عصر یکشنبه 17 شهریور ماه به محوطه زیبای تالار وحدت رفتم. برنامه افطاری معاونت هنری وزارت ارشاد بود. وقتی وارد شدم، صدای ساز شنیدم. جلوتر که رفتم، متوجه شدم امشب، بر خلاف سال های قبل، موسیقی هم داریم. از آن میان، جلیل عندلیبی را دیدم با نزدیک به ده نفر نوازنده از جمله هادی منتظری. داشتند خودشان را با دستگاه های صوتی جفت و جور می کردند. پس از خوش و بش با عندلیبی، نکته ای را پیرامون صدای دستگاه های صوتی یادآوری کردم و یادم رفت بپرسم خواننده هم دارید یا نه. نیک می دانستم جلیل عندلیبی که سال ها مدیریت گروه موسیقی سنتی وزارت ارشاد را بر عهده دارد، آنقدر کار بلد هست که بدون خواننده نیز سر مخاطب را گرم کند. خلاصه میهمانان یکی یکی از راه رسیدند و بازار حال و احوال و ماچ و بوسه رونق گرفت. بسیاری از اهالی تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی آمده بودند. علی نصیریان، عزت ا... انتظامی، فرهاد فخرالدینی، مجید انتظامی، کامبیز روشن روان، محمد علی کیانی نژاد، شهرام ناظری، علیرضا افتخاری، حمید رضا نوربخش، داوود گنجه ای، هوشنگ ظریف، مسعود شعاری و منوچهر صهبایی.
پس از صرف شام، مجری نام آشنایی بالا رفت و افسار سخن بر دست گرفت. دکتر اسماعیل آذر، مجری توانای اصفهانی که سیمایش را در شبکه چهار سیما بارها دیده ایم. آن قدر گفت و از این و آن برای سخنرانی دعوت کرد تا سرانجام نوبت موسیقی رسید. اصحاب طرب یکی یکی از پله ها بالا رفتند و بر جای خود قرار گرفتند و چون سازها کوک شد، مجری برنامه از علیرضا افتخاری دعوت کرد برای همراهی با گروه موسیقی سنتی وزارت ارشاد به روی صحنه بیاید. تازه فهمیدیم، حضور افتخاری بر خلاف سایر میهمانان فقط بهر افطاری نبوده است. هر چه بود همه خوشحال شدند. حتی آن هایی که به نوعی منتقد آثار متأخر این هنرمند بودند. خود من هم با آن که تزدیک به 500 تا 600 کنسرت موسیقی را در 7 سال اخیر دیده بودم، خوشحال شدم که برای اولین بار صدای افتخاری را به صورت زنده خواهم شنید. تا آن جا که خاطرم می آید وی در سال های اخیر کنسرت عمومی نداشته است.

گروه موسیقی سنتی، بخش هایی از آلبوم موفق و پر فروش نیلوفرانه علیرضا افتخاری را نواختند و او نیز همانند اجرای استودیو خواند. وی بر خلاف کارهای آلبومی اش، در این کنسرت 40 دقیقه ای، آواز بسیاری خواند. گویا تعمد داشت این وجه از هنرش را به نمایش بگذارد. دستگاه نوا را انتخاب کرده بود و با هادی منتظری هم خوب جفت می شد. همه جواب آواز را هادی بر دوش کشید و طبق روال همیشگی اش خیلی احساسی نواخت. اوج خوانی افتخاری برای جمعیت تازگی نداشت. شاید از این جهت که به صورت زنده شاهد چنین برنامه ای بودند و پلی بکی در کار نبود، لذت بیشتری بردند. اما افتخاری از صدای بم خود به مثابه سلاحی کارآمد بهره جست. چنان که اهل فن دقایقی مات و مبهوت به چهره اش می نگریستند. صدای بم افتخاری به آن شکلی که وی ارائه داد، در کارهای آلبومی اش خیلی نمود ندارد. او آمده بود تا در آن شب به ظاهر محفل افطاری معاونت هنری را گرم کند، اما آشکارا از حیثیت هنری خود دفاع کرد. شاید نوشتن صدها مقاله و جوابیه و تکذیبیه به اندازه یک صدم این کار عملی، نمی توانست کارگر باشد.
علیرضا افتخاری به شبب فعالیت زیاد و بسیار متنوع در حوزه موسیقی های سنتی، پاپ، ارکسترال و محلی همواره از سوی غالب همکاران و منتقدان مورد نقد قرار می گیرد. از جمله خود من چند سال پیش نقدی بر یکی از کارهای پاپ وی با نام "شکوه عشق" نوشتم که در روزنامه همشهری چاپ شد. با این وجود، قابلیت های فنی اش همواره مورد تحسین اهل موسیقی است. همکارانی که از نزدیک کارش را در استودیوهای ضبط دیده اند، پیوسته بر این نکته اقرار می کنند. اما در چند سال اخیر، عواملی دست به دست هم دادند تا افتخاری به چهره ای صرفاً تلویزیونی و آن هم از نوع لب خوانی تبدیل شود. از زمانی که عمده فعالیت اش را روی تولید آلبوم و بعد حضور در تلویزیون متمرکز کرد و آشکارا از اجرای صحنه ای دور شد، کم کم این پرسش در اذهان عمومی شکل گرفت که چرا افتخاری کنسرت نمی دهد. چند سال پیش نیز که خبر کنسرت وی در رشت منتشر شد و پیرو آن خبر رسید کنسرت به هم خورده است، لطمه ای جدی به حیثیت هنری افتخاری وارد شد. به ویژه آن که اعلام کردند او در کنسرت رشت لب خوانی می کرده و همین نکته موجب نارضایتی مخاطبان شده است. درست یا غلط، هر چه بود به ضررش تمام شد و او با موضع گیری های رسانه ای هم نتوانست کاری از پیش ببرد. بهترین کار همان بود که آن شب در ضیافت افطاری معاونت هنری کرد. می گفتند افتخاری نمی تواند کنسرت بدهد ولی او آمد و با اقتدار خواند و سرانجام به شایعات پایان داد.
Hooshang Samani