کودکان روزگار ما

این مطلب تصویری، چندان ربطی به موسیقی نداره. فقط واسه زنگ تفریح گذاشتم. همون طور که می دونین بچه ها در بیشتر موارد از بزرگ ترها درس می گیرن. ولی امروزه بر عکس اون هم زیاده. کودکان گاهی کارهایی می کنن که به عقل بزرگ ترها هم نمی رسه. صفا و سادگی شون، رنگ مطبوعی به رفتارشون می ده که در بیشتر اوقات موجب عبرت بزرگ ترها هم می شه. در این جا برخی از رفتارهای جالب توجه اونا را سر هم کردم. امیدوارم گل لبخند شما هم شکوفا بشه.

 

نوازنده تنبور

آقا این ساز واسه ما مقدسه. خیال بد نکنین. از بابام یاد گرفتم.

 

نوازنده ضرب آفریقایی 

چیه؟ فکر کردین فقط خودتون تنبک دارین؟ ارواح عمه تون! این که دستمه، جد تنبک شماست. می بینین که به همون شیوه دوران غارنشینی می زنمش.

 

هدفون به گوش 

آخیش!! مردم از بس آهنگای یخ یخ گوش دادم. بابا ای ول، ای ول. چه کیفی داره!

 

دو کودک سر نماز جماعت 

ببین! تا اینا سرشون گرمه، قرار فردا رو بزاریم. باشه؟

 

چند سال بعد در جایی دیگر

پسر و دختر در خیابان

 پسر: اینجوری بهتره. هم خودمون راحت تریم و هم گشت ارشاد گیر نمی ده.

دختر: معلومه که پاک خل شدی. آخه مشگ جون گشت ارشاد کجا بود. این جا که ایران نیست.

 

چند روز بعد همون جا

پسر  و دختر در خیابان 

پسر: راست می گیا خانوم گل. من هنوز تو خاطرات بچگی ام. همیشه فکر می کنم کسی مارو می پاد. حالا مث یه دسته گل، دستتو بزار تو دستم.

 

 

سیگارکش کودکانه 

چیه؟ آدم بزرگ ندیدین؟ فقط سیبیل ندارم. سیگار که بلدم بکشم.

 

زن ذلیل کودکانه 

دختر: راستشو بگو مرتیکه عوضی! دیشب کجا بودی؟

 

البته فکر نکنین از بزرگ ترهاشون یاد گرفتن. بیچاره ها فیلم باغ وحش دیدن و دارن ادای اونارو در می آرن.

شیرها

 

 

کنار برکه 

دختر: می گم کی می شه با هم عروسی بکنیم.

 

عروس و داماد کودک 

پسر: بالاخره به هم رسیدیم. حالا کجا در می ری دختر؟ نا سلامتی ما زن و شوهریم.

 

حالت عاشقانه 

پسر: یادته اون اوایل در می رفتی؟

دختر: خب دیگه! اینقدر سرکوفتم نده. حالا که می بینی چطور ...

 

پسرک نماز خوان 

درسته که یه ذره کج وایسادم. ولی بینی و بین الله، برا خدا می خونم. می بینین که ریش هم ندارم.

 

نماز بازی پسرک 

مامان جون! مامان جون! حالا که بازی، ما هم بازی. باشه؟

 

پسر کول بابا 

من که اینترنت ADSL ندارم مستقیم وصل بشم. مجبورم از طریق بابا dial up کنم.

 

بچه تو زنبیل 

به قول حسن شماعی زاده خواننده شما ایرونیا: یکی به دادم برسه واویلا

 

بچه زیر سر پدر 

آخه نامسلمون! توپمو ازم گرفتی که حالا وزنه بزنم یا پاشم باهات کشتی بگیرم؟

 

باجه خودپرداز کودکان 

آهای بانکای رنگ و وارنگ که شبا تو تلویزیون اینقدر قمپز در می کنین! اگه راست می گین یه پله برقی یه چیزی این جا نصب کنین کار مردم راه بیفته. همش تبلیغ، تبلیغ؟!

 

انگشت به دهن 

چه خبره اینقدر می خنیدن؟ از بس نفت 100 دلاری فروختین مست شدین ها! بزار یه روزی نفت تموم بشه تا معنی خودکفایی رو بدونین. به قول مامان بزرگم که می گه: کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من.

 

شاشیدن روی دیوار کودک 

می دونین که سگا به طور طبیعی روی دیوار و اینجور جاها می شاشن. حالا نمی دونم این سگه داره به پسره آموزش می ده یا این که خودش داره یاد می گیره!

 

کودک می شاشه رو سرباز 

بابام هی میگه شاشیدم تو سربازی. ولی من هیچ وقت چیزی ازش ندیدم. فقط بلده حرف بزنه. اصلاً ازش خوشم نمی آد. مرد خوبه که یه کم اهل عمل باشه!

 

چند سال بعد همون آقا پسر

شاشیدن روی صدام 

اون صحنه ای که دیدین، مال دوران بچگی بود. الان به کمتر از صدام و سردار و سر لشگر راضی نیستم.

 

خود زنی به روش کره ای ها 

بابا! چه جوری بگم؟ من دنبال بمب اتم نیستم. بزارین خیال همتونو راحت کنم. به ایکی ثانیه آ... آ... آ...