ما مطربان را چه می شود

پیشتر نیز نوشته ام که یک وبلاگ موسیقایی جای حرف های سیاسی نیست ولی گاه چیزهایی می بینم و چیزهایی می شنوم که ناچارم گریزی به دنیای سیاست بزنم. امروز یکشنبه 11 مرداد ماه 1388 خورشیدی برابر با دوم آگوست 2009 میلادی یکی از اهالی طرب که با من گفت و گوی اینترنتی داشت، با ذوق و شوق خبر داد که بمب مهیبی در اهواز منفجر شده است. با ناراحتی و کنجکاوی پرسیدم این که خبر بدی است و خوشحالی نمی طلبد. طرف گفت و گو در کمال تعجب اضافه کرد: درسته که خبر بدی است ولی در شرایط حاضر چنین چیزی لازم است!!!

 

 هدف اشتباهی

 

روده درازی نمی کنم و خلاصه به عرض دوستان می رسانم که من نه طرفدار احمدی نژادم، نه موسوی، نه کروبی و نه رضایی. نه در این انتخاب رأی دادم، نه انتخاب قبلی، نه انتخاب قبلی قبلی که به پیروزی سید محمد خاتمی منجر شد و نه انتخاب قبلی قبلی قبلی که هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور شد. با این وجود چارچوبی به نام فرهنگ و سرزمین ایران، همیشه برایم مهم بوده و هست و تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم ضربه ای به این پیکره وارد شود. الان هم قصد ندارم برای کسی نسخه بپیچم که در شرایط تأسف بار کنونی به مبارزه با قدرت حاکم بپردازد یا نپردازد. فقط گریز کوتاهی به تاریخ معاصر می زنم تا احیاناً دوستانی که قصد دارند با هر عنوانی به مبارزه با حاکمان وقت روی آورند، یک نکته ظریف را فراموش نکنند.

چنان که می دانید میرزا کوچک خان جنگلی در شرایط اشغال نظامی ایران توسط قوای روس به مبارزه برخاست و چون می دید حکومت مرکزی ناتوان از هر گونه عملی است، خود به همراه یارانش دست به عملیات نظامی علیه نیروهای اشغالگر زد. کم کم با قدرت گرفتن حکومت مرکزی و توافق دولت وقت ایران با روسیه مبنی بر حذف نهضت جنگل، میزرا کوچک خان بر سر یک دو راهی قرار گرفت. نه دولت مرکزی به فرماندهی رضا خان را قبول داشت و نه می توانست رو در روی سربازان هم وطنش بایستند و تیراندازی کند. اختلاف داخلی نهضت هم جان به لبش کرده بود و این شد که  راه سومی پیدا کرد و زد به کوه تا قاتلش از راه برسد و به طمع مشتی زر سر از بدنش جدا کند.

پس عزیزان و یاران موسیقایی! اگر به هر دلیلی با نظام حاکم سر سازگاری ندارید و تشخیص داده اید که بنای ناسازگاری بگذارید، فراموش نکنید که این وسط، سلامت و امنیت میهن قربانی نشود. سقوط هواپیمای مسافربری ولو تحت مدیریت وزیر نالایقی همچون بهبهانی جای هیچ گونه خوشحالی ندارد و همین طور انفجار بمب در هر نقطه از کشور. این جا ایران است و سرزمین ماست. هیچ کس هم به اندازه ما صلاحیت مراقبت از آن را ندارد. چه مخالف نظام هستید و چه موافق آن، نشان دهید در هر شرایطی می توانید شعار کتاب فارسی دوران دبستان را عملی سازید. "همه با هم میهن خویش کنیم آباد"

 

مطالب مرتبط:

ای ایران مال ایران است، نه احمدی نژاد

موسیقی ما، سیاست ما