راهی به سوی خدا نمانده
ترانه ای زیبا از درویش جاویدان
راهی به سوی خدا نمانده
نسلی که شب و روز گوشش را با صدای ابی و اندی و شادمهر و غیره پر می کند بی گمان با خواننده ای به نام درویش جاویدان بیگانه است. حرفی نیست ولی تصور نمی کنم در حال و هوای امروزی، کلام آن ها، جذابیتی داشته باشد. البته فقط گمان می برم. مطمئن نیستم. بگذریم.

داشتم ترانه های درویش جاویدان را مرور می کردم که یکی از آن ها مرا گرفت. گفتم شاید به همان شدت هم بتواند شما را بگیرد. با آن که اهل گریه نیستم ولی چند بار سیخونک زد که بگریم اما نشد. عجیب است ترانه ای که حدود 35 سال پیش خوانده شده، انگار همین امروز روییده است. در خصوص هنرمند گرامی درویش جاویدان فعلاً چیزی نمی نویسم. آن ها که هیچ شناختی از ایشان ندارند همین قدر بدانند که نام اصلی اش سید مصطفی موسوی متولد 1325 در سرزمین هنرپرور کرمانشاه است. سر فرصت به زندگی و آثار این هنرمند فرهیخته و بی ادعا خواهم پرداخت. اینک ترانه حق گویم و حق جویم او را بشنوید. انگار حق گویی و حق جویی زمان مکانی نمی شناسد و همه گاه تر و تازه است.
ترانه حق گویم و حق جویم با صدای درویش جاویدان ر ا بشنوید
این هم شعر زیبا و دلنشین ترانه که تنها با صدای فلوت، یک ساز مضرابی _به گمانم دیوان- و صدای خود خواننده شکل گرفته است. دقت کنید هیچ خبری از ساز و برگ ارکستر و گروه های بزرگ موسیقی نیست ولی آیا حرف دل مگر چه می خواهد؟ غیر از یک صدای خسته و دردمند؟
با آن که به درد و رنج آریم با آن که به بخت، تکیه داریم
با آن که هزار غصه داریم ما بنده ذات کردگاریم
حق گویم و حق جویم جز خدا نمی گویم
جز درس خداجویی با شما نمی گویم
با آن که به دل صفا نمانده جز دو روئی و ریا نمانده
راهی به سوی خدا نمانده بر درگه او امیدواری
حق گویم و حق جویم جز خدا نمی گویم
جز درس خداجویی با شما نمی گویم
مطالب مرتبط:
پیشینه موسیقی حماسی میهنی در ایران
نگاهی به ترانه های سیاسی عهد مشروطه
ای ایران، فریاد مشترک ایرانیان
خالقی از اشغال ایران متنفر بود
Hooshang Samani