ما ایبو نداریم
در باره ابراهیم تاتلی سس، ستاره پر فروغ موسیقی ترکیه
ما ایبو نداریم
این نوشته را پیشکش میکنم به دوست گرامی و همیشه همراهم در تلاشهای موسیقاییام، هادی سپهری نوازنده تار، سهتار و باقلاما که در آموزشگاه موسیقی دلشدگان کرج، مسئولانه و عاشقانه برای تربیت جویندگان و عاشقان موسیقی ایرانی و غیر ایرانی تلاش میکند. تسلط وی به فرهنگ و موسیقی کشور همسایه ترکیه، کمک بزرگی به من کرد تا این نوشته را از آب و گل درآورم. بدون وی، برگردان فارسی ترانههای ترکی، تقریباً ناممکن بود. پیوسته برقرار و شادکام باد.

بسیار شرط و شروط میخواهد تا ستاره بخت کسی در آسمان تاریک بدرخشد. بر این اساس هر چه توانمند و توانا باشی ولی در سرزمینی پا به جهان خاکی بگذاری که موسیقی گاهی جرم است، گاهی حرام، گاهی حلال، گاهی مکروه است و گاهی بلاتکلیف میان حرام و حلال!! طبیعتاً نباید انتظار داشته باشی، چیزی شوی یا حتی چیزکی! پس بخت آدمی همچون ابراهیم تاتلی متولد شهر شانلیاورفا در جنوبیترین مرز ترکیه با عراق در یکم ژانویه سال 1952 میلادی (11 دی ماه 1331 خورشیدی) با این نکته گره میخورد که نام سرزمینش یک جغرافیای سیاسی به نام کشور ترکیه است که اگر تنها 40 کیلومتر پایینتر یعنی خاک عراق به دنیا میآمد، بیگمان سرنوشت دیگری داشت و احتمالاً یکی از قربانیان جنگ خونین ایران و عراق میشد!
ابراهیم با دو عنوان اصلی، «تاتلی سَس» (یعنی شیرین صدا یا خوش صدا) و «ایبو» در ترکیه شهرت دارد. گاهی نیز به او امپراطور میگویند که در حوزه موسیقی و رسانه، چندان بیراه نیست. در این جا خیال ندارم زندگینامه وی را بنگارم که آن کار دیگران است و بسیار کردهاند. خیلی خلاصه از کارنامه هنریاش گذر میکنم که تا کنون دست کم 43 آلبوم با صدای وی در بازار موسیقی ترکیه به فروش رفته است. آلبومهایی که هر کدام شخصیت قابل توجهی دارند و نمیتوان برخی از آنها را نادیده گرفت. در دهها فیلم به عنوان بازیگر و کارگردان هنرنمایی کرده است که پرداختن بدانها، روی سخن ما نیست. از این هم می گذرم که وی با راهاندازی شوهای تلویزیونی به منظور معرفی استعدادهای جوان موسیقی، خدمت بزرگی به فرهنگ کشورش کرده است. رویدادی که در ایران همسنگ آن تلاشها را نداریم.
ترانهای عربی با صدای ابراهیم تاتلی سس را بشنوید
این جا آن چه اهمیت دارد، وجه چند بعدی هنر اوست. مردی که از پدری با تبار کُرد و مادری عربزبان در کشوری ترکزبان پا به دنیا نهاد و چه نیکو توانست توازنی میان این چندگانگی فرهنگی خویش به وجود آورد. پس کُردی خوانی، عربی خوانی و تُرکی خوانی، برایش گریز ناپذیر بود و شاید یکی از دلایل شهرت فرامنطقهای وی، همین چندگانگیاش باشد. به ویژه آن که از نظر توانمندی هنجره (حنجره)، خوانندهای به قدرت و قوت او در جهان ترک و عرب، اگر نگوییم نایاب، ولی بسیار کمیاب است.
ترانهای کُردی با صدای ابراهیم تاتلی سس را بشنوید
دمیدن ستاره بخت
سال 1979 میلادی (1357 خورشیدی) نخستین آلبوم وی منتشر شد و امروزه پس از سی و اندی سال، صدای پر قدرت او را وقتی در آلبوم 2010 بشنویم و مقایسه کنیم، انگار نه انگار چرخ زمان چرخیده و گویی دست کم 30 سال بی آن که وی پیر شود، همچنان خوانده است. همانندش در جهان اسلام (منظورم منطقه فرهنگی است نه سیاسی) تقریباً دیده نمیشود.
به طور طبیعی بخش زیادی از آثار ابراهیم تاتلی با موسیقی نیاکانش گره میخورد و سپس در پیچ و تاب فرهنگ رسمی کشورش که ترکی است، به بار مینشیند. بدین صورت که بیشتر ملودیها ریشه در فرهنگ کردی و کمی عربی دارند ولی کلام ترکی بر آنها جاری است. چرایش را باید در سیاست جست که سالهای سال، به فرهنگهای غیر ترکی در فلات آناتولی، اهمیت نمیداد.
از عاشقانه تا اجتماعی
همانند هر خواننده روزگار ما، ابراهیم نیز کارش را با خواندن ترانههای عاشقانه با متر و معیارهای جامعه خودش آغاز کرد. روندی که تا امروز بخشی مهمی از آثار وی را تشکیل میدهد. این را هم باید در نظر داشت که بازار موسیقی در یک جامعه رقابتی با همین رویکرد میچرخد و آهنگسازان و خوانندگان و نوازندگان را گریزی نیست که به آن خو بگیرند. به ویژه آن که ابراهیم یک پایش در سینما و تلویزیون بود و طبیعتا فیلمهای سرگرم کننده با محور عاشقانه و با چاشنی موسیقی، مشتریان ویژه خود را دارند و بنابراین نمیتوانست از این بخش غافل شود.

اما ابراهیم تاتلی چه خود خودش را در نظر بگیریم و چه دیگر همکارانی که در پیشبرد کارهایش نقش محوری دارند را زیر ذرهبین قرار دهیم، خیلی زود متوجه شد (و یا متوجه شدند) که عشق و عاشقی همه ماجرای خوانندگی و هنر او نمیتواند باشد پس بیدرنگ و کاملاً مسئولانه وارد مضامین اجتماعی گردید. موضوعات جهانشمولی چون انسان و انسانیت در آثار وی نمود یافت و جایگاه وی را از یک خواننده میخانهای و به قول خودمان کابارهای بالاتر برد. شاید انتشار آلبوم «انسانها» İnsanlar در سال 1989 میلادی (1368 خورشیدی) مهمترین خیزش وی به چنین سمتی باشد. این رویکرد نرمنرم دنبال میشود تا در سال 2000 میلادی (1379 خورشیدی) با آلبوم «سلامتی بادا» selam olsun به اوج خود برسد. نخستین آهنگ این آلبوم با عنوان «بِرَس یا محمد؛ برس یا علی» Yetiş ya Muhammed yetiş ya Ali مضمونی نه ملی بلکه جهانی دارد و کلیت بشر زیاده خواه امروز را نشانه گرفته است. این آهنگ زیبا را با برگردان فارسیاش بشنوید و لذت ببرید.
İnsanı insandan ayırıyorlar
میان انسانها فرق میگذارند (اشاره به نژادپرستی)
Bu sizden bu bizden kayırıyorlar
این مال من و این مال تو درست میکنند (منظور شهروند درجه یک و دو)
Dört kitap ne diyor anlamıyorlar
پندهای چهار کتاب (انجیل، تورات، قرآن و زبور) را نمیفهمند
Ortalık karıştı düzen bozuldu
میانهها قاطی و نظم دنیا به هم خورده است
Yetiş ya Muhammed yetiş ya Ali
به دادمان برس ای محمد به دادمان برس ای علی
Yolumuz düştü Haci Bektaş'a
راه ما، به راهی که حاجی بکتاش* رفت، افتاده است
Kaderde olan gelirmiş başa
آن چه که تقدیر بود به سرمان آمد
Can düşman olmuş kardaş kardaşa
برادر (در تکرار: خواهر) دشمن جان برادر شده است
Yetiş ya Muhammed yetiş ya Ali
به دادمان برس ای محمد به دادمان برس ای علی
Anaya babaya saygı kalmamış
هیچ احترامی به پدر و مادر نمانده
İnsanlık elinden nasip almamış
انسانیتی باقی نمانده
Her şeyi var ama gözü doymamış
همه چیز دارند اما باز هم چشمشان دنبال ناموس و مال دیگران است
Bi çare insanlar nefsine uymuş
بیچاره آدمها از نفس خود پیروی میکنند
Yetiş ya Muhammed yetiş ya Ali
به دادمان برس ای محمد به دادمان برس ای علی
Öyle bir dünya ki kıran kırana
دنیایی شده که سنگ روی سنگ بند نمیشود
Düşenin sırtından vuran vurana
زمینخورده را نیز هر کس خنجری و لگدی میزند
Aşkolsun gerçekten bir dost bulana
آفرین بر کسی که در این اوضاع بتواند یک دوست واقعی بیابد
insanlik yaralı can pazarında
انسانیت زخمی است، در بازاری که جان، خرید و فروش میشود
Yetiş ya Muhammed yetiş ya Ali
به دادمان برس ای محمد به دادمان برس ای علی
soz: ali mamarasli, muzik: mehmet aslan
شعر: علی ماماراسلی آهنگ: محمد اصلان
سیاست
ابراهیم بر خلاف «عارف ساق» دیگر هنرمند شهیر ترکیه که دو بار به عنوان نماینده راهی پارلمان شد، هیچگاه وارد سیاست نشد ولی به طور هنرمندانهای با سیاست کشورش همراهی کرد. وقتی کردیخوانی در رسانههای این کشور محلی از اعراب نداشت، ترکی خواند و چون چرخ زمانه با روی کارآمدن حزب عدالت و توسعه AKP، رویکردی متفاوت در برابر اقوام غیر ترک در پیش گرفت، ایبو در جهت منافع ملی کشورش با سیاستمداران همراهی کرد. ترانه Biz Türküz, biz Kürdüz به معنی «ما تُرکیم، ما کُردیم» تلاش میکند چندگانگی قومی و مذهبی را در خدمت یکپارچگی میهنی درآورد. از این نظر کارش به تلاش مشترک محمدرضا لطفی و شهرام ناظری در خوانش یکی از تصانیف میهنی سال 1358 خورشیدی (1979 میلادی) بسیار شباهت دارد. تصنیفی در مایه چهارگاه که در آن بحران جدایی طلبی قومی، کرد و ترک و بلوچ و آذری را به یکپارچگی دعوت میکرد.
ترانه «ما تُرکیم، ما کُردیم» با صدای ابرام تاتلی سس را بشنوید
Biz Türküz, biz Kürdüz ,Yoktur farkımız
ما ترکیم، ما کردیم، فرقی میانمان نیست
Alevi Sünniyiz, olmaz gayrımız
علوی و یا سنی تفاوتی میان ما نیست
Biz Lazız Çerkeziz, nedir farkımız
ما قوم لازیم، شماقوم چِرکِس، فرق میانمان چیست؟
Yıllardır söyleriz, budur şarkımız
سالهاست میگوییم که این است ترانه ما
**********
Aşılmaz dağları aşar geliriz
کوههای غیر قابل گذر را پشت سر میگذاریم و میآییم
Kırılmaz zincirleri kırar geliriz
زنجیرهای نابریدنی را میبریم و میآییم
Yeter ki sen bize barışı yaşat
کافیه تو برایمان صلح را به ارمغان آوری
Sevgiyle nefreti yıkar geliriz
با عشق، تنفر را سوزانده و میآییم
chor
Kavgasız bir dünya kurabiliriz
میتوانیم دنیایی بدون جنگ و درگیری بسازیم
İnsanı insandan sayabiliriz
میتوانیم به انسان جایگاه انسانیش را بدهیم
Bu topraklar için can verenleri
برای آنان که به خاطر این خاک جان دادهاند
El ele birlikte olabiliriz
می توانیم دست در دست هم بدهیم (با صلح و صفا باشیم)
chor
Çocuklar ölmesin, şarkı söylesin
بچهها نمیرند، ترانه بخوانند
Analar bacılar bayram eylesin
مادران و خواهران عید بگیرند
Barış türküleri, ezan sesleri
با نغمههای صلح، صدای اذان
Bütün dünya bizi böyle dinlesin
همه دنیا به صدای ما (ترانه های صلح و دوستی) گوش بدهند
chor
پیش از این در نگاهی به موسیقی ترکیه چیزکی از ابراهیم نوشتم که وی بیشتر هنرنماییاش را با نوعی از موسیقی پرطرفدار این کشور موسوم به آرابسک Arabesk müzik عرضه میکند. گونهای چند فرهنگی با عناصری از موسیقی ترکی و عربی و گاه کردی که گویا از دوره امپراطوری عثمانی بر جای مانده است اما ابراهیم علاوه بر این، به خوانش ترانههای بومی میهنش چه کردی، چه ترکی و چه عربی نیز تسط دارد و این را در آثارش نشان داده است. بنابراین او یک خنیاگر بومی نیز به شمار میرود که به زیبایی میتواند موسیقی خلقی Xalq Müziği یا Halk Müziği را اجرا کند. در عین حال با موسیقی پاپ ترکیه Türk Pop müziği هم مشکلی ندارد و بارها به آن سو نیز رفته است. از این نظر به جرئت میتوان گفت همانند وی را ما در ایران نداریم که هم به یک موسیقی هنری با ویژگیهای ملی، چند گونه موسیقی بومی و یک موسیقی کاملاً عامهپسند آشنا باشد و اجرا هم بکند نه این که روی یک گونه ایستاده و دیگر گونهها را به نوعی کوچک بشمارد!
شادیانهها
ابراهیم اساساً کارش را با ترانههای شاد در میخانه آغاز کرد. پس دلیلی ندارد این گونه موسیقایی را در ادامه مسیرش دنبال نکند. در کشور ما هیچ خوانندهای با پشتوانه موسیقی هنری، وارد چنین گودی نمیشود و آن را اساساً یک نوع سقوط و پشت پا زدن به ارزشهای هنری میداند ولی ابراهیم بیمهابا در کسوت خوانندهای مجلسی میتواند خودنمایی کند و ترانههایی برای شادی مردم در عروسیها بخواند. ترانه «ای دختران» Kızlar نمونه موفقی از ورود او بدین حوزه است. نکته بارز دیگر در این آهنگ، ساختار آهنگسازی و اجرای آن است که همه عناصر، در خدمت شادیآفرینی قرار گرفتهاند. به عشوههای ویولون دقت کنید که چگونه فضای آهنگ را مناسب یک مجلس عروسی میکند.
ترانه «ای دختران» Kızlar با صدای ابرام تاتلی سس را بشنوید
Kızlar el ele verin toydi
ای دختران دست به دست بدهید، عروسی است
Vel vele verin
ولوله بر پا کنید
Şad olsun bahça bağlar
شاد شوند باغچهها و باغها
Gülü bülbüle verin
گل را به بلبل بدهید
**********
Kızlar hel hele ses
ای دختران با صدای هلهله
Bize verir heves
ما را به هوس میاندازید
Gelinle güvey gelsin
داماد به همراه عروس بیاید
Koyak altın kafese
در قفس طلایی بگذارد
***********
Gül açtı bağlar bu gün
گلهای باغ شکفتند امروز
Yeşillendi dağlar bu gün
کوه ها سبز گشتند امروز
Keyf sefayla kavuştu
از خوشی و لذت پیش آمده
Şenlendi dağlar bu gün
کوهها نیز در شادی غرقاند امروز
********
Açılsın bu gün güller
گلها امروز بشکفند
Söylensin hep bülbüller
همه بلبلها بخوانند
Kavuşmak şarksını
ترانه های وصال را
Desin sevdalı diller
به زبان عاشقانه بخوانند
جایگاه آواز
در سنت موسیقایی ترکیه، خواندن آواز بدون زمانبندی مشخص، همانند کشور ما رایج نیست و به ندرت خوانندهای اگر صدای قابل توجهی داشته باشد، یکی دو بیتی با همراهی یک ساز و یا حتی بدون همراهی ساز میخواند. در واقع انتشار آلبوم موسیقایی در آن فرهنگ بر مبنای ساخت و تولید است نه متأسفانه پختهخواری و به اصطلاح آب بستن به کار که گاهی حتی برای مردمفریبی عنوان پر طمرطراق بداههخوانی هم میگذارند. در کارنامه ابراهیم تاتلی سس به عنوان خوانندهای که از هنجره (حنجره) خدادادی هیچ کم ندارد، آوازهای اندکی میشنویم و دلیلش فرهنگ موسیقایی کشور اوست که آواز را در همین حد و اندازه تعریف میکند و نه بیشتر. با این وجود وی در هیچ یک از آوازهایش، کمفروشی نکرده و چنان پرقدرت به میدان آمده است که گاهی نمیتوان گفت آوازش بهتر است یا فلان ترانه پر تب و تاب.
یکی از آوازهای ناب ابراهیم تاتلی سس فقط با همراهی یک ساز کوبهای را بشنوید
یک ترانه با دو برداشت
در پایان، از شما دعوت میکنم به ترانهای غمانگیز و بسیار اثرگذار از ساختههای استاد بیبدیل موسیقی ترکیه جناب عارف ساق گوش کنید که ابراهیم تاتلی آن را دو بار خوانده است. بار اول حدود سالهای 1980 و بار دوم در آلبوم سال 2010 میلادی که از نظر کیفیت اجرا، زمین تا آسمان با هم تفاوت دارند. خیلی جالب است خوانندهای ترانهای را 30 سال بعد بازخوانی کند و شنونده بتواند میان دو اجرای وی به قضاوت بنشیند. در اجرای نخست، صدای ابراهیم بسیار جوان است و به اصطلاح کبکش خروس میخواند ولی به باور من، خیلی اثرگذار نیست. انگار که مطلبی را برای از سر باز کردن ادا میکند اما در اجرای دوم، هم کیفیت ارکستر، هم کیفیت ضبط و از همه مهمتر کیفیت خوانش اشعار، بسیار عالی است و به گمانم ابراهیم توانسته مفهوم ترانه را در جایی از جامعه خویش ردیابی کند وگرنه خیلی دشوار است کسی درد نکشیده، بتواند درد دیگری را به این زیبایی بازتاب دهد. این ترانه به نوعی زندگی خصوصی مرا به تصویر میکشد. شاید به این دلیل از شنیدن آن خیلی خوشم!
ترانه غریب با صدای ابراهیم تاتلی سس اجرای سال 2010 را بشنوید
ترانه غریب با صدای ابراهیم تاتلی سس اجرای سال 1980 را بشنوید
Sormayın garibe yol nerden geçer
از غریب نپرسید که راه (مسیر زندگی) از کجا میگذرد
Bu garip oturmuş derdinden içer
این غریب نشسته و از درد خویش مینوشد
Ne gamı bellidir ne de neşesi
نه غمش آشکار است و نه شادیاش
Garibin gönlünden gör neler geçer
ببین در دل این غریب چهها میرود
Garip, garip, garip, garip
غریب، غریب، غریب، غریب
İçiyor bu garip ağlıyor bu garip
مینوشد این غریب، میگرید این غریب
Efkarından birgün ölecek bu garip
از افسردگیاش روزی خواهد مرد این غریب
İçiyor bu garip ağlıyor bu garip
مینوشد و میگرید این غریب
Köşelerde birgün ölecek bu garip
یک روز در گوشهای خواهد مرد این غریب
************
İçiyor ağlıyor, gülmüyor bu garip
مینوشد و میگرید، نمیخندد این غریب
Akan gözyaşını silmiyor bu garip
اشک جاری چشمانش را پاک نمیکند این غریب
Dağılmış saçları, esen rüzgarlardan
از تند باد حوادث زندگیش پریشان شده است
Dünyası kararmış, görmüyor bu garip
دنیایش تیره و تار شده و نمیببیند (راه آینده را) این غریب
شعر و آهنگ از عارف ساق
* حاجی بکتاش زیارتگاهی معتبر در شهری کوچک به نام «نوشهیر» ترکیه است که در ضلع شمال شرقی، 300 کیلومتر با شهر قونیه –آرامگاه مولانا- فاصله دارد و هر ساله پذیرای هزاران تن از پیروان بکتاشیه (علویها) است. این فیلسوف و عارف قرن 13 میلادی، اصالتاً نیشابوری بود ولی در نیمه عمرش به امپراطوری عثمانی رفت و در همان جا با دختر یکی از بزرگان، پیوند زناشویی بست و پیروان زیادی به گردش حلقه زدند. امروزه، هر کس به زیارت آرامگاه وی برود، در فرهنگ عمومی ترکیه میگویند حاجی شده است! همانند کاری که ما در خصوص مکهرفتگان خودمان انجام میدهیم.
مطالب مرتبط:
Hooshang Samani