گزارشی از یک کارگاه سازگری

اینجا زنجان است صدای تار ایران

تار، سازی برآمده از تمدن های شهری است و جولانگاه اصلی اش در دو قرن اخیر، اصفهان، شیراز، تبریز و تهران بوده اند. اما اینک مهم ترین مرکز تولیدش شهری نه چندان بزرگ در شمال غرب ایران است. زنجان که همواره در تاریخ معاصر به کانون صنایع فلزی شهرت داشته است، اینک با پشتکار  یکی از فرزندانش، صنعت چوب را در حوزه ظریف سازگری تجربه می کند. مهم ترین دغدغه این هنرمند زنجانی تولید انبوه ساز تار است که همواره به دلایل فنی و گاه بازاری، هیچ گاه نتوانسته رونقی همچون سه تار و سنتور و نی و کمانچه بگیرد. او بدین منظور دلایل قانع کننده ای هم دارد. می گوید: "تار ساز جذابی است و در عین حال خیلی گران به طوری که علاقه مندانش در نگاه نخست عاشق می شوند. اما پس از روبرو شدن با قیمت آن، معمولاً پا پس می کشند. تنها به این دلیل که پول ندارند. در حالی که اگر با کیفیت قابل قبول و قیمتی مناسب، می توانستند آن را داشته باشند، مطمئناً پیشرفت خوبی می کردند."

 

علی افشاری

 

اگر روزی گذرتان به یک کارگاه سازگری بیفتد، معمولاً دو تا پنج ساز تار، سنتور، کمانچه و یا سه تار خواهید دید که هر یک در مرحله ای از ساخت هستند و معمولاً بیشتر از یکی دو تا، چیزی آماده فروش نیست. در بهترین حالت اگر به یک کارگاه تخصصی ساخت سه تار وارد شوید، ممکن است با چند مجموعه 10 تایی از آن روبرو شوید که هر یک در مراحل مختلف کاسه، دسته، صفحه، رنگ و پرده بندی به انتظار نشسته اند. آن هم تنها به این دلیل که ساخت سه تار نیمه صنعتی است و با ابزار جدید می توان روزی بیش از ده عدد ساز را در یک کارگاه دو سه نفره تولید کرد. اما حکایت تار چنین نیست و تارسازان پر مشتری همیشه نوبت های دو ماه به بالا می دهند. چون واقعاً ساخت هر یک از آن، زمان بر و بسیار هزینه بر است.

 

 تار ساخت علی افشاری

 

دیدن تعدادی زیادی ساز تار در مراحل مختلف، دست کم برای خود من تازگی داشت. این حجم ساز را فقط با کارگاه های تنبک سازی فریدون حلمی در تهران و رحیم شیرانی در اصفهان می توان مقایسه کرد. نتوانستم همه را بشمارم ولی خودش می گفت: "همین الان یکصد ساز آماده فروش دارم". تصور نمی کنم در هیچ فروشگاه موسیقی بتوان این تعداد ساز پیدا کرد، سازهایی با اندازه ها و شکل های مختلف کاسه و دسته. آن چه ما شاهد بودیم فقط بخش ظریف کاری کارگاه بود که مراحل رنگ، پوست و پرده اجرا می شد. بخش سخت کاری چوب، در کارگاه دیگری تقریباً خارج شهر بود که بلیت ساعت 4 بعد از ظهر ما، اجاره بازدید از آن را نداد.

 

تار سازی علی افشاری

 

تار سازی علی افشاری

 

تار سازی علی افشاری

 

تار سازی علی افشاری

 

سفر به زنجان به دعوت دوست گرامی علی افشاری در یک روز دل انگیز پاییزی صورت گرفت. با آن که از قطار تندروی 6 صبح جاماندیم و ناچار شدیم با پرداخت پول اضافی یک بلیت قطار معمولی تهران-میانه تهیه کنیم و در نتیجه دیرتر و خسته تر به زنجان برسیم، ولی دیدن کارگاه منحصر به فرد سازگری علی افشاری و میهمان نوازی اش، ناکامی صبحگاهی را بی اثر کرد. نمای ظاهری شهر زنجان هم در ایجاد آرامش و خوشی بی تأثیر نبود. شهری کوچک با هوایی مطبوع و خیایان های تمیزتر و خلوت تر از تهران، که هر تازه واردی را نوازش می کند. دیدن مغازه های صنایع فلزی به هر بیننده ای تفهیم می کرد که این جا شهر فلزکاری است و ظاهراً نباید دنبال چوب گشت. اما آن چه ما را به این دیار کشانده بود، دقیقاً مشتی چوب بود که بدون امثال علی افشاری معلوم نبود در کدامین منقل و قلیان دود شوند.

 

تار سازی علی افشاری

 

در نگاه نخست، پیکره چوبی یک نوازنده دوتار جلب توجه می کرد و من ناخودآگاه یاد زنده یاد حاج قربان سلمانی افتادم. این پیکره تمام چوبی، حاصل ماه ها هنرمندی یکی از همکاران افشاری بود که می گفت به تازگی درگذشته است.

 

پیکره دوتار نواز

 

تولید انبوه تار مهم ترین بخش کارگاه سازگری افشاری بود. اما وی به دیگر سازهای مضرابی نیز علاقه داشت و نمونه های زیبایی از دیوان، تار آذری، سه تار و حتی گیتار هم ساخته بود. 

 

سه تار ساخت علی افشاری

 

 تار آذری ساخت علی افشاری

 

 گیتار ساخت علی افشاری

 

 گیتار ساخت علی افشاری

مطالب مرتبط:

یک لر اسپانیایی با چند ساز ابداعی

اینک بالابان و سرنای ما