سفرنامه خوزستان- بخش نخست

شهر اولین‏های ایران

تعطیلات نوروزی فرصتی بود تا گشتی در شهرهای ایزدخواست و شیراز (استان فارس) و شهرهای بهبهان، شوشتر، هفت‏تپه، دزفول، مسجدسلیمان و ایذه در استان خوزستان بزنم. دیدنی‏ها و گفتنی‏ها بسیار است که در چند نوشتار تنها به دو شهر مسجدسلیمان و ایذه خواهم پرداخت.

 

 شهر اولین‏های ایران

 

شهر باستانی پارسوماش در دوره‏های مختلف تاریخی نام‏های دیگری همچون انشان، تلغر و نفتون به خود گرفته که آخرین تغییر نامش در سال 1303 خورشیدی بوده است. رضا شاه با دیدن خرابه‏های باستانی سرمسجد، نام مسجدسلیمان را برای این شهر برگزید که همچنان معتبر است. این نام در گویش لری بختیاری با کمی فشرده‏سازی به صورت مش‏سلیمون خوانده می‏شود.

 

جمعیت

امروزه کمتر شهری داریم که جمعیت یکدستی داشته باشد و معمولاً از همه اقوام در آن‏ها زندگی می‏کنند. برخی شهرها از این نظر استثنایند، مانند مسجدسلیمان و ایذه که با تقریب نسبتاً خوبی می‏توان گفت بختیاری‏نشین هستند. از این رو پوشش بختیاری در کوچه و خیابان مسجدسلیمان، نه پز فرهنگی بلکه یک نیاز عادی برای برخی از شهروندان است. در عین حال سایر پوشش‏های امروزی نیز مشتریان خود را دارند.

 

 شهر اولین‏های ایران

 

نکته دیگر این که فرهنگ ایلیاتی کم و بیش در جای جای شهر دیده می‏شود. اگر گذرتان به یک سیاه چادر لری یا قشقایی بیافتد و درخواست یک جام دوغ محلی بکنید، بی‏درنگ به شما خواهند داد و چنان چه پول بدهید، ناراحت می‏شوند. در مغازه‏های لبنیاتی شهر مسجدسلیمان نیز چنین است. جایی که دوغ را کیلویی می‏فروشند، اگر یک لیوان برای خوردن بخواهید، پول نمی‏گیرند و همانند فرهنگ ایلیاتی، به صورت مهمان با شما برخورد می‏کنند. البته اگر همانند من به گویش محلی سخن بگویید، تا دو لیوان هم جا دارد!

 

محوطه باستانی سرمسجد

شهر اولین‏های ایران

 

در نگاه نخست چنین به نظر می‏رسد این مکان ارتباطی با مسجد اسلامی داشته باشد ولی این تنها یک بهانه بوده است تا اعراب بیگانه با تمدن ایرانی، در یورش هزار و چند صد سال پیش به خاک ایران، آن را نکنند ویران. آن زمان ایرانیان بی‏دفاع با نامگذاری دروغین سرمسجد به این مکان و همچنین تخت سلیمان در شمال غرب ایران، بدون خونریزی توانستند مهاجمان بی‏منطق را متقاعد کنند تا کاری به کار این گونه بناها نداشته باشند!

 

 شهر اولین‏های ایران

 

شهر اولین‏های ایران

 

اندک بنای برجای مانده، حکایت از روزگارانی بسیار کهن دارد، خیلی خیلی قدیمی‏تر از تخت جمشید و پاسارگاد. سنگ‏ها بدون هیچ ملاتی روی هم چیده شده‏اند و اینک پس از هزاران سال همچنان برخی از آن دیوارها، جلوه‏گری می‏کنند. این جا در ابتدا زیر نفوذ تمدن ایلام بوده که بعدها با ورود پارسیان از ارومیه، نام انشان بر خود گرفته است.

 

 شهر اولین‏های ایران

 

به باور پروفسور گریشمن (همان کسی که چغازنبیل را از زیر خاک بیرون کشید) بنای سرمسجد، قدیمی‏ترین دژ هخامنشیان بوده و بر تخت جمشید و پاسارگاد، تقدم تاریخی دارد. به سبب وجود گازهای فراوان طبیعی در منطقه، آتشکده سرمسجد برای قرن‏ها پرتو افشانی می‏کرده و همین باعث اهمیت آن نسبت به سایر آتشکده‏هایی بوده که نیازمند سوخت‏هایی همانند چوب بودند.

 

 شهر اولین‏های ایران

 

راهنمای رسمی بنای سرمسجد که در رشته کارشناسی باستان‏شناسی درس خوانده بود، می‏گفت در زیر این بنا هیچ تونل و یا راهرویی وجود ندارد اما مصطفی رضایی میرقائد راهنمای محلی من، به مخالفت برخاست و افسانه‏وار گفت تونلی دارد که طول آن هفتاد کیلومتر است!! وی برای اثبات ادعایش مرا به دهانه غاری برد که به باور وی، تا پانزده سال پیش درش باز بود ولی بعد میراث فرهنگی آن را بست. زیرا در اذهان مردم بومی چنین نقش بسته بود که هر کس وارد آن بشود، می‏میرد. یکی دیگر از کارشناسان باستان‏شناسی در تأیید این مطلب گفت پروفسور گریشمن هنگام کاوش‏های باستان‏شناسی خویش، برای این که افراد بومی مزاحم وی نشوند، چنین شایعاتی را پراکنده بود.

 

چاه شماره یک؛ سرآغاز بدبختی ایرانیان

شهر اولین‏های ایران

 

آنچنان که نوشته‏اند، ساعت چهار بامداد روز پنجم بهمن ماه 1287 خورشیدی (26 می 1908 میلادی) پس از چهار ماه کار حفاری، نخستین جریان سیاه رنگ نفت در خاورمیانه فوران کرد و این آغازی بود بر بیش از یک قرن گرفتاری‏های سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و حتی مذهبی در سرزمین تمدنی ایران. شرکت دارسی انگلستان پس از ماه‏ها جست‏وجو در پهنه خوزستان، سرانجام روز سوم بهمن ماه 1286 خورشیدی (ژانویه 1908) عملیات حفاری را با استفاده از نیروی بخار در مرکز شهر فعلی مسجدسلیمان آغاز کرد. بخار داغ پس از تولید در دیگ بخار وارد یک موتور تک سلیندر بخار می‏شد تا نیروی محرکه خود را از طریق تسمه‏های پهن به مته حفاری بدهد.

 

شهر اولین‏های ایران

دیگ بخار

 

شهر اولین‏های ایران

موتور تک سیلندر بخار با چرخ لنگر بزرگ

 

چاه شماره یک، سرآغاز نشیب و فرازهای بسیاری در تاریخ سرزمین ما شد. در ظاهر شهر مسجدسلیمان و کشور ایران نخستین امتیاز نفت در خاورمیانه را به دست آوردند ولی همین طلای سیاه، سیاه‏بختی‏های فراوانی به همراه داشت که دخالت‏های پایان‏ناپذیر بریتانیا در امور ایران آشکارترین آن بود. قحطی سازمان یافته جنگ جهانی اول که با مدیریت انگلستان به کشتار تقریباً نیمی از ایرانیان منجر شد، کودتای رضاخان، جنگ‏های داخلی اقوام ایرانی با دولت مرکزی که آشکارا ریشه نفتی داشت، زیر فشار گذاشتن دولت انگلیس از سوی رضاشاه در آغاز جنگ جهانی دوم (1318 خورشیدی) و پیرو آن  اشغال ایران در میانه جنگ (سوم شهریور 1320)، جداسازی موقتی آذربایجان از ایران با مدیریت جعفر پیشه‏وری (1324 خورشیدی)، کودتای 28 مرداد 1332 (1951 میلادی) بر علیه دولت دکتر محمد مصدق، رویدادهای پس از کودتا، فراوانی دلارهای نفتی در سال‏های پایانی سلطنت محمدرضا پهلوی که نابودی تولید داخلی را به ارمغان آورد و اقتصاد ایران سراسر نفتی شد، کش و قوس‏های جهان غرب با پهلوی دوم بر سر نفت که در نهایت به فرار وی انجامید، روی کار آمدن حکومتی با عنوان جمهوری اسلامی و پیرو آن، موج تجزیه‏طلبی استان‏های مرزی در سال‏های نخستین حکومت اسلامی، حمله عراق به ایران و آغاز هشت سال جنگ خانمان‎‏سوز، جنگ نفت‏کش‏ها، اعدام‏ها، درگیری‏های خیابانی و ده‏ها مورد دیگر همه و همه نتیجه فوران نفت چاه شماره یک مسجدسلیمان و نفتی شدن همه امور ایران بود. چنان که امروزه هیئت‏های عزاداری مذهبی در ماه محرم، از محل درآمد‏های نفتی، روغن و برنج دریافت می‏کنند تا صرف شام و ناهار عزادارن بشود!!

 

پز اول بودن

در کشور ما همچنان اول بودن مهم است. همیشه دنبال بهانه‏ای می‏گردیم تا آشکار شود در امری اول هستیم. خیلی هم مهم نیست، این اول بودن چه باشد چنان که گاه سفیهانه اعلام می‏کنیم رتبه نخست تصادفات جاده‏ای در جهان از آن ماست. اما از حق نگذریم در برخی امور مفید، همیشه اول بوده‏ایم، گر چه اینک به قول زنده‏یاد شهریار «سلیمان دَن بیر قورّه آد قالوب» یعنی از سلیمان پیامبر یک نام خشک و خالی مانده است. گویا شهر مسجدسلیمان نیز امروزه به همین نام خشک و خالی می‏نازد. اینک برخی از اولین‏هایش را بخوانید.

اولین چاه نفت، اولین چاه گاز، اولین کارخانه گوگردسازی و اولین رادیو خصوصی به نام رادیو نفتون در کل خاورمیانه، همچنین اولین فرودگاه، اولین خط آهن، اولین کارخانه برق و کابل‏کشی، اولین تصفیه‏خانه آب و لوله‏کشی، اولین تصفیه‏خانه فاضلاب و لوله‏کشی، اولین باشگاه تفریحی، اولین سینما، اولین استخر، اولین باشگاه سوارکاری و گلف، اولین باشگاه فوتبال، بسکتبال، والیبال، اسکواش، شنا، اولین اتومبیل، اولین تلفن و تلگراف، اولین پرواز بالگرد، اولین آموزشگاه رانندگی و پرستاری، اولین رایانه، اولین کارخانه شیر پاستوریزه، اولین واحد آتش‏نشانی و ده‏ها اولین دیگر در کشور به شهر مسجدسلیمان تعلق دارد. تأکید می‏کنم در کشور ایران به پایتختی تهران که آن زمان (فوران نفت از چاه شماره یک) شاهان قاجاری‏اش سرگرم سرسره‏بازی بودند!! اما امروزه سهم مسجدسلیمان از این همه اول بودن چیست؟ آخر نوشته را ببینید.

 

زبان التقاطی

با توجه به داستان اولین‏های مسجدسلیمان، پربیراه نیست بگوییم که نخستین موج یادگیری زبان انگلیسی ایرانیان در همین شهر بوده است. وقتی ده‏ها مهندس و تکنسین انگلیسی به صدها و گاه هزاران کارگر لر بختیاری نیاز داشتند، پس فهمیدن زبان یکدیگر، امری طبیعی بود. اما خواهی نخواهی این آموزش زبان به التقاط انجامید، گر چه اکنون نسل جدید کمی از آن زبان التقاطی فاصله گرفته است. در مسجدسلیمان قدیم (حدود سی سال پیش) واژهای گلاس (لیوان)، ولدینگ (جوشکاری)، بای‏سیکل (دوچرخه)، هاسپیتال (بیمارستان)، هَئُوس (خانه) و دِرِیوِر به جای driver (راننده) همانند واژگان لری و پارسی به راحتی مصرف داشتند. حتی امروزه محله‏هایی همانند رِیل وِی (راه آهن) و مِین آفیس (اداره اصلی) به همان نام انگلیسی خوانده می‏شوند.

 

گورستان خارجی‏ها

شهر اولین‏های ایران

 

وقتی آدمیان به خاطر یک لقمه نان، ناچارند هزاران کیلومتر از زادگاه خویش دور شوند، کاملاً طبیعی است برای همین یک لقمه نان به مرور زمان بمیرند و همان جا به خاک روند. در گورستان خارجی‏های مسجدسلیمان ده‏ها تن از شهروندان انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، کانادایی و چکسلواکی آرمیده‏اند. این به خاک خفتگان، تنها مهندسان و تکنسین‏ها نبود. تعدادی از مادمازرها و حتی دختران خردسال اروپایی نیز خاک مسجدسلیمان را برای آرامش ابدی برگزیده‏اند. کیفیت سنگ مزارها و حتی دیوار تخریب شده این گورستان حکایت از دقت نظر خارجی‏ها در خصوص مردگان خویش دارد. امروزه ده‏ها گور دیگر با شمایلی بسیار زننده و ماستمالی شده به این مجموعه افزوده‏اند. آرامگاه ابدی اعدام شدگانی که در گورستان مسلمین، اجازه خاکسپاری نیافته‏اند.

 

مسکن مهر پهلوی

شهر اولین‏های ایران

 

از دوره نوجوانی که برای دیدن فامیل به شهر مسجدسلیمان در آمد و شد بودم، مجموعه ساختمان‏های نیمه‏کاره با نمای بتونی سیاه می‏دیدم که آن زمان می‏گفتند در زمان محمدرضا پهلوی برای کارکنان هوانیروز ساخته‏اند. سال‏ها این بناهای بدترکیب به چشم مسافران عبوری می‏رفتند تا این که مشمول طرح مسکن مهر احمدی‏نژاد شدند و اینک بازسازی می‏شوند تا زوج‏ها مسجدسلیمانی در آن‏ها بیتوته کنند. بنابراین نمی‏توان گفت صددرصد مسکن مهرند، چون زیرساخت‏شان در دوره پهلوی بوده است. پس لاجرم می‏شود مسکن مهر پهلوی!

 

شهر من M.I.S

در ساختار اداری انگلستان، همه چیز گرد شده و کمتر نام کامل به کار می‏رود. از جمله شهر مسجدسلیمان که در همه نوشته‏های انگلیسی به صورت گردشده M.I.S آمده است. امروزه نیز جوانان این شهر با شوق بسیار در عقب خودروهای خویش می‏نویسند شهرمن M.I.S که یادآور دوران شکوه مسجدسلیمان است، همین!

 

کثیف‏ترین شهر ایران

شهر اولین‏های ایران

 

اگر در یک مسابقه تلویزیونی از شما بپرسند کثیف‏ترین شهر ایران کدام است، شاید نتوانید پاسخ درستی بدهید. من با اندک شناختی که از کشور عزیزم ایران دارم به شما کمک می‏کنم در این مسابقه پیروز شوید. اگر از ساحل پر از کثافت بندرترکمن بگذریم، شهر نفت‏خیز آغاجاری (شرق استان خوزستان) رتبه خوبی دارد و می‏تواند در صدر جدول کثیف‏ترین‏های ایران قرار بگیرد ولی مسجدسلیمان با آن پیشینه پر طمطراقش، گویا به آغاجاری حسادت می‏کند. امکان ندارد از این شهر بگذرید و چشم‏تان به فاضلاب بد رنگ و بوی جاری در دره‏های درون شهر نیفتد، مگر این که بالگردی اجاره کنید و به خلبان بگویید حسابی اوج بگیرد تا کثافت‏های شهر از آن بالا چون لاله و سنبل به نظر آیند!!

 

 مطالب مرتبط:

دیده‏بان تنگه هرمز

قشم؛ مروارید خلیج فارس

کیش؛ نگین خلیج فارس

شهری بر فراز تپه‏ها

شوشتر نگو، بمبئی

 آسیای میانه در یک نگاه

زن در آسیای میانه

میراث شووینیسم روسی

زبان فارسی در آسیای میانه

 سفرنامه ترکمنستان

سفرنامه ازبکستان

سفرنامه قزاقستان