ترانه‌ای پیشکش به نوجوانان و کودکان ایرانی

گل های خندان؛ بچه های ایران

بی گزافه‌گویی شما خوبان را به دیدن و شنیدن نماهنگ «گل‌های خندان» دعوت می‌کنم؛ چرا که در زمانه ما، آن چه خریدار ندارد، حرف و سخن است. بعد اگر حوصله داشتید، نوشته‌های پایین را بخوانید.

 

 

نماهنگ «گل‌های خندان» را در یوتیوب ببینید 

اگر فیلترشکن ندارید به سایت ایرانی آپارات بروید

نماهنگ «گل‌های خندان» را در سایت ایرانی آپارات ببینید

 

اگر امکان تماشای آنلاین را ندارید فایل نماهنگ را از این جا دریافت کنید

 

نمونه صوتی‌اش را از این جا دریافت کنید

 

شناسنامه

 ویولون: رامین پوراصل، امیرمحمد نظر

ویولون آلتو : اشکان نظر

تار و باقلاما: هادی سپهری

نی: برزو طیبی‌پور

صدابرداری، میکس و مسترینگ: سهیل سعیدی

سرپرست خوانندگان: نغمه غلامی

خوانندگان: بامداد رضایی (تولد 1383)، نیک‌آهنگ (رضایی (تولد 1389)، نگین موسوی (تولد 1379)، النا ریاحی (تولد 1384)، نگار امیرخیزی (تولد 1379)، پارسا عبدالهی (تولد 1380) و ساینا چایچی (تولد 1379)

شعر و آهنگ: هوشنگ سامانی

مشاور ادبی: کامبیز هوشی

 

و اینک شرح ماجرا

از سال‌های پیش، نغمه بسیار کوتاهی در ذهنم بود. همیشه در اندیشه بودم جایی آن را به کار بندم. تابستان سال گذشته به عقلم رسید یک ترانه کودکانه از آن درآورم. با دوستی که در خصوص موسیقی کودک هم صاحب تجربه گرانقدری است و هم سپاس خدای عزوجل، آموزشگاه ویژه موسیقی کودک در گوشه‌ای از تهران بزرگ دارد، در میان نهادم. با وجود همه احترامی که برایم قائل بود ولی گویا مشغله فراوان این شانس را از هر دوی ما ستاند که بتوانیم تلاش مشترکی را تجربه کنیم. او صاحب امکانات بسیار ارزشمندی بود که می‌توانست کار مرا تا چندین برابر بهتر و بهتر کند ولی نشد که نشد. بگذریم.

تابستان امسال، به هر ترتیبی بود، آهنگ را به فرجامی رساندم و بر مصداق ضرب‌المَثَل «کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من» آن قدر به ذهن کُندِ خویش فشار آوردم تا اندک واژگانی زیر عنوان شعر و یا ترانه بیرون جست و چون نیک می‌دانستم شاعر و  ترانه‌سرا نیستم، با خود گفتم از اهل دلی مشورت بگیرم. دوست گرامی کامبیز هوشی را برگزیدم که در زمانه ما از برگزیدگان است و سیر و سلوکش همواره برایم جالب و دوست‌داشتنی. او شعر نو و کهن را خوب می‌شناسد و آگاهی‌اش برای منی که سواد شعری ندارم، چون مرواریدی بر گرفته از دریاست. هر بار که واژگان آشفته مرا بررسی و حلاجی می‌کرد، نکته‌ای می‌گفت و شعر ناقصم بهتر و بهتر می‌شد تا بدین جا رسید.

 

 

کامبیز هوشی kamsara@gmail.com

اما این شعر و آهنگ نقش بسته بر روی کاغذ، تنها برای خود من ارزش داشت و دیگران را بهره‌ای نبود مگر آن که به صدای موسیقی درآید که همگان نیک می‌دانیم چه مصیبتی است تولید موسیقی در این مملکت ضد موسیقی! توان مالی من روز به روز ناتوان‌تر شده و دیگر ناهی نمانده بود. گفتم دست گدایی دراز کنم، نه برای شخص خودم، بل برای این فرهنگ به تاراج رفته و دلم گواهی می‌داد، همیشه کسانی هستند که این خواهش را بی پاسخ نگذارند. پس بوسه می‌زنم بر دستان دو بزرگوار موسیقی امروز ایران، سرکار خانم نغمه غلامی و هنرمند پاکنهاد، هادی سپهری. خوشبختانه هر دو، دستی در آموزش موسیقی کودک دارند و می‌توانستند کار نشدنی مرا، شدنی کنند. خوانش اشعار بنا به دلیل محتوایی می‌بایستی بر عهده گروهی از کودکان باشد و من هیچ کودکی را سراغ نداشتم. آنان همت گماردند و چند تن از هنرجویان خویش را بدین منظور برگزیدند و از همه مهم‌تر این که وقت بسیار نهادند تا بچه‌ها این آهنگ را خوب یاد بگیرند. کاری که به واقع از من برنمی‌آمد. دوستان ذی‌قیمتم پا را از این فراتر نهاده و کمک بزرگ دیگری کردند. پولی در بساط نبود دستمزد نوازنده بدهیم. آنان گفتند چند نوازنده می‌توانند معرفی کنند تا بارمان به منزل برسد. نغمه غلامی، دو نوازنده ویولون و ویولون آلتو یعنی امیرمحمد نظر و اشکان نظر را معرفی کرد و هادی سپهری دیگر نوازنده ویولون رامین پوراصل را. خودش نیز آستین همت بالا زد و نوازندگی تار و باقلاما را بر دوش گرفت.

 

 

هادی سپهری نوازنده باقلاما sepehrimusic@gmail.com

استفاده از ساز ترکی باقلاما در این آهنگ، تنها یک دلیل ساده داشت و آن در دسترس بودن نوازنده ارزشمندی چون هادی سپهری بود وگرنه به جایش سه‌تار و یا عود می‌گذاشتم. دوست دیگرم برزو طیبی‌پور افتخار داد و نوازندگی نی را بر عهده گرفت. البته من بخش ساز بادی را برای فلوت نوشته بودم ولی نوازنده فلوت در دسترس نبود، در نتیجه بخش‌هایی که در چارچوب  ساز نی نمی‌گنجید را به کناری نهادیم و به نوای خوش نی بسنده کردیم. دو ساز ویلنسل و کنترباس در دسترس نبود که ناچار از نمونه صوتی‌های رایانه‌ای بهره گرفتیم.

 

 

برز طیبی پور tayebipour_music@yahoo.com

 

 

 هادی سپهری نوازنده تار

 

 

امیرمحمد نظر amir_aesna_n@yahoo.com و رامین پوراصل

 

 

اشکان نظر نوازنده ویولون آلتو

 

 

نغمه غلامی naghmeh3387@yahoo.com

 در کنار شاگردانش نگار امیرخیزی، ساینا چایچی و نگین موسوی

 

 

 النا ریاحی،  بامداد رضایی و پارسا عبدالهی

 

سهیل سعیدی soheil.saeedi@yahoo.com

داستان شعر

دست کم سه نسل جوان، میانسال و تا اندازه‌ای پیران ما، با شعر زنده‌یاد عباس یمینی شریف آشنایند. هم او که عاشقانه سرود و خیلی زود از کتاب‌های درسی زمان خویش سر برآورد و نسل به نسل بر دل‌ها نشست. چه بخواهیم و چه نخواهیم، این شعر کودکانه بخشی از حافظه شنیداری ما را تشکیل می‌دهد. گمان نمی‌کنم کسی آن را از بر نباشد، حتی اندکی در حد یک بیت.

ما گل‌های خندانیم      فرزندان ایرانیم         ما سرزمین خود را   مانند جان می‌دانیم

ما باید دانا باشیم      هشیار و بینا باشیم          از بهر حفظ ایران          باید توانا باشیم

آباد باش ای ایران       آزاد باش ای ایران              از ما فرزندان خود        دلشاد باش ای ایران

من دو مصرع نخستین شعر عباس یمینی شریف را دستمایه قرار دادم و چون چارچوب آهنگم تا حدودی از پیش آماده بود، بر اساس افت و خیزهای آن، جوری پیش رفتم که این شد. البته چنان که آمد دوست گرامی کامبیز هوشی به عنوان مشاور در کنارم بود تا خیلی به خطا نروم.

ما گل‏های خندانیم                 با عشق و با ایمانیم                     فرزندان ایرانیم

مهر تو وطن، مهر تو وطن، دلبسته‏ی آنیم      هرگز هرگز هرگز نشود بی یاد تو مانیم

****************

از هر رنگ و زبانیم              چون بلبل نغمه خوانیم          خوشنود از دل و جانیم

در نقش جهان ما نام تو را اینگونه بخوانیم    ایران ایران ایران عزیز با عشق تو مانیم

****************

ما بچه‏های شادیم                 از غصه‏ها آزادیم                 بی خاک وطن بر بادیم

هرگز نشود کاشانه ما، چند تیکه و پاره            این را همه دنیا بدونه یک بار نه دوباره

تاریخت را می‌دانیم         با شور و شوق می‌خوانیم             ایران با تو می‌مانیم (2)

مهر تو وطن مهر تو وطن دلبسته‏ی آنیم          هرگز هرگز هرگز نشود بی یاد تو مانیم

 

سپاس از دیگر همراهان

 

 

در پایان ضرورت دارد از پدران و مادران دلسوزی یاد کنم که عاشقانه فرزندان‌شان را در استودیو صدابرداری رهگذر هفت اقلیم همراهی کردند. گفتنی است کار با کودک ظرافت‌های ویژه‌ای دارد که من تا پیش از این نمی‌دانستم. این که بچه‌ها نمی‌توانند به تنهایی بیایند و از سوی دیگر نمی‌توان تحویل پیک موتوری و یا تاکسی تلفنی داد تا بیاورد! خلاصه ضرورت داشت دست کم یکی از بزرگانش با او باشند و چون به طور معمول در طول هفته خیلی‌ها درگیر نان شب‌اند، بنا بر این شد روز پنجشنبه 16 آبان 1392 خورشیدی، ضبط کنیم تا پدران و مادران با فراغت بال فرزندان‌شان را همراهی کنند. در این جا به نام نیک ایشان بسنده می‌کنم و آروزی رستگاری و شادکامی برای همه خانواده‌شان دارم. سلیمان رضایی پدر بامداد و نیک‌آهنگ، میرمهدی موسوی و شهلا انصاری پدر و مادر نگین، حمیدرضا ریاحی و ساناز قدس پدر و مادر النا، حبیب امیرخیزی پدر نگار، مجید عبداللهی و لیلا دانایی پدر و مادر پارسا و نغمه غلامی که خواهرزاده‌اش ساینا چایچی را همراهی کرد.

 

مطالب مرتبط:

آهنگی در ستایش یک زبان

 تصنیف میهنی «جانم وطن»