سفرنامه ازبکستان – بخش سوم

شهر ترانه­های شرقی

اگر آن ترك شیرازی به دست آرد دل ما را ، به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

و این سمرقند آن قدر ذهن و جان ما را پر کرده است که همچون حافظ، ندیده عاشقش شده­ایم و از برایش شعر و ترانه می­سازیم و عجیب است قرن­ها پس از جدایی آن، همچنان دلتنگی­مان گاه و بیگاه برایش گل می­کند اما این حالت را برای شهرهایی مانند گنجه، باکو، هرات و جزیره بحرین که از قضا جدایی­شان از خاک ایران بیش از 200 سال نیست، را نداریم. نمی­دانم چه سری در این شهر نهفته است. شهری که در دوران تیموری، به واقع نگین شرق بود و از نظر اهمیت پایتختی در رده شهرهایی همچون مسکو و سن­پطرزبورگ در روسیه، تیسفون در ایران، استانبول در ترکیه و رم در ایتالیا قرار داشت. ولی اینک سمرقند با گوهرهای فراوانی از شکوه و عظمت دوران گذشته، تنها میزبان گردشگرانی از اروپا، آمریکا، ژاپن و به ویژه روسیه است. انگار این شهر از صاحبان پیشین خود گریزان است. امروزه ورود یک ایرانی برای اهالی سمرقند به واقع کمیاست. سیاست دولت فعلی ازبکستان از یک طرف و بی­عرضگی مقامات ایرانی از سوی دیگر در این دو دهه اخیر که از استقلال جمهوری ازبکستان می­گذرد، عامل اصلی دوری ایرانیان و سمرقندیان از یکدیگر بوده است.

 

سفرنامه ازبکستان

آرامگاه امیر تیمور

 

ظهر سه­شنبه 2 فروردین ماه (22 مارس) با پرداخت 15 هزار سوم ازبک برابر با 7 هزار تومان ایران سوار بر یک دستگاه اتوبوس به ظاهر تمیز ولی قراضه از بخارا راهی سمرقند شدم. مسیر 270 کیلومتری که می­بایست در 3 ساعت می­رفتیم، با این ابوقراضه 5 ساعته رفتیم. دو بار توقف و دو بار تعمیر و آچارکشی حسابی تا رسیدیم به سمرقند. بیچاره سایر مسافران که قرار بود با همین ارابه 310 کیلومتر دیگر راه بکوبند و به تاشکند پایتخت ازبکستان برسند. من هم توبه کردم و همان روز به سراغ بلیت قطار برقی سمرقند-تاشکند رفتم تا سه روز دیگر گرفتار این جور اسباب جان­کاه نشوم. قدر جاده­های ایران را بدانید که پیدا کردن یک کیلومتر از آن­ها در این سرزمین به مانند کیمیاست.

­

سفرنامه ازبکستان

نمای دور از بنای ریگستان

 

سمرقند؛ (انگلیسی Samarqand) و (روسی Самарқанд)، دومین شهر بزرگ جمهوری ازبکستان و مرکز استانی به همین نام است. موقعیت جغرافیایی آن و قرار گرفتن در مسیر راه ابریشم که چین را به فلات آناتولی وصل می­کرد، در قرن 14 میلادی توجه امیر تیمور یا همان تیمور لنگ را جلب کرد و این شهر پایتخت امپراطوری تیموری گردید. یک سر این دولت در غرب چین بود و سر دیگرش در استانبول. از شمال باکو و ارمنستان و گرجستان را شامل می­شد و از جنوب نیز به کرانه­های خلیج فارس می­رسید! تیمور که در شهرسبز (100 کیلومتری جنوب سمرقند) به دنیا آمده بود، در سمرقند حکمرانی کرد و بنا به وصیتش در همین شهر دفن شد. امروزه دولتمردان ازبکستان خیلی به تیمور می­بالند و با احترام امیر تیمور خطابش می­کنند ولی تیمور برای ایرانی­ها شخصیت دلچسبی نیست. بگذریم.

 

سفرنامه ازبکستان

نمایی دیگر از بنای ریگستان

 

سفرنامه ازبکستان

 

بنای زیبای ریگستان Registan زیباترین و در عین حال مهم­ترین اثر باستانی برجای مانده از دوران تیموری در سمرقند است. این ساختمان بسیار عظیم که طاق­های آن از مسجد شاه اصفهان بلندتر می­نماید، شامل مسجد، 4 مناره، یک صحن بسیار بزرگ و چند صحن کوچک­تر است. ظاهراً این مکان تجلی­گاه شکوه و عظمت امپراطوری تیموری در خصوص برگزاری جشن­ها و مناسک مذهبی بوده است.

 

سفرنامه ازبکستان

 

 

سفرنامه ازبکستان

 

اهمیت ریگستان و علاقه ازبک­ها به آن سبب شده تا نام بهترین قطاری مسافری ازبکستان که در مسیر دو خطه و تمام برقی سمرقند-تاشکند هر روز در حال جابجایی مسافران است، به نام ریگستان مزین شود.

 

شهر ترانه­های شرقی

دولت ازبکستان علی­رغم فقر مالی در مقایسه با همسایه شمالی­اش قزاقستان و همسایه جنوبی­اش ترکمنستان، در خصوص فرهنگی وزنه مهمی است. شهر تاشکند بزرگ­ترین و پرجمعیت ترین شهر آسیای میانه است و می­توان گفت از نظر اهمیت دومین جایگاه پس از مسکو را برای اهالی آسیای میانه دارد. به همین دلیل ازبکستان مرکز ثقل برخی رویدادهای فرهنگی در این منطقه پهناور شده است. جشنواره جهانی ترانه­های شرقی Sharq Taronalari که از سال 1997 به صورت هر 2 سال یک بار در شهر سمرقند پایه­گذاری شده، کم­کم به یکی از رویدادهای مهم فرهنگی در سطح جهان تبدیل می­شود. به ویژه آن که محل برگزاری این جشنواره در صحن بزرگ ریگستان با آن معماری باشکوه است و خود به خود از نظر صحنه­آرایی، جلوه بسیار زیبا و کاملاً شرقی به جشنواره می­دهد.

 

سفرنامه ازبکستان

محل برگزاری کنسرت­های تابستانی جشنواره ترانه­های شرقی

 

در سال­های اخیر با وجود آن که نام جشنواره به ترانه­های شرقی اشاره می­کند ولی ظاهراً محدودیتی از نظر شرکت کنندگان وجود ندارد. تنها شرط آنان و در واقع معیار قضاوت­شان برای برندگان 10 هزار، 5 هزار و 3 هزار دلاری، اصالت فرهنگی است. در همه دوره­های گذشته از ایران گروه­هایی شرکت کرده­اند که فقط 2 بار ایرانی­ها موفق شدند جایزه ببرند. گروه شهرام ناظری در سال ۱۹۹۷ رتبه دوم و گروه فاضل جمشیدی در سال ۲۰۰۳ رتبه اول این جشنواره را از آن خود کردند. امسال (2011 میلادی) نیز  هشتمین دوره آن در شهریورماه (آگوست میلادی) برگزار می­شود و علاقه­مندان تا آخر خردادماه (جولای) فرصت دارند نمونه کار تصویری­شان را بفرستند. برای اطلاعات بیشتر به پایگاه اینترنتی ترانه­های شرقی بروید.

 

بزرگ­ترین ستاره­شناس جهان اسلام

سفرنامه ازبکستان

 

بی­گمان نام الغ­بیگ برای همه ایرانی­ها آشناست زیرا در کتاب­های درسی آورده­اند وی بزرگ­ترین ستاره­شناس دوران تیموری است که رصدخانه معروفش در همه سرزمین­های اسلامی زبانزد بود. در حال حاضر از آن رصدخانه کم­نظیر، تنها بخش زیرینش باقیمانده که توسط دولت ازبکستان برای جلوگیری از تخریب بیشتر، بخش­های بالایی آن تا اندازه­ای بازسازی شده است. موزه الغ­بیگ نیز در کنار این رصدخانه، پاسخگوی پرسش­های جهانگردان است که اساساً الغ­بیگ که بوده است. علاقه زیاد امیر تیمور به الغ­بیگ و باز گذاشتن دست وی در خصوص تلاش­های علمی­اش باعث می­شود وی بتواند در آن دوران سمرقند را مرکز پژوهش­های ستاره­شناسی جهان بکند. هم اینک مقبره الغ­بیگ در کنار مقبره امیر تیمور قرار دارد.

 

سفرنامه ازبکستان

نمای درونی رصدخانه الغ­بیگ

 

سفرنامه ازبکستان

نمای بیرونی رصدخانه الغ­بیگ

 

سفرنامه ازبکستان

ماکت کامل رصدخانه الغ­بیگ

 

سفرنامه ازبکستان

ماکت برش خورده رصدخانه الغ­بیگ

 

تقریباً 90 درصد جمعیت این شهر از تاجیک­های پارسی زبان هستند و بقیه را ازبک­ها و درصد خیلی کمی نیز روس تشکیل می­دهند. با این وجود به خاطر سخت گیری­های دولتی، همه جا زبان ازبکی حاکم است مگر در خانه­ها که تاجیک­ها به زبان مادری حرف می­زنند. در عمل شهروندان این شهر، سه زبانه­اند، تاجیکی، ازبکی و روسی. اما غیر تاجیک­ها فقط دو زبان می­دانند. مردان سمرقندی همانند بیشتر مردمان ایران زمین با پوشش سنتی خود بدرود گفته­اند ولی زنان­شان هنوز به تنپوش­های زیبای شرقی علاقه­مندند و علی­رغم اروپایی شدن خیلی از مظاهر زندگی­شان، همچنان به دلبستگی­های فرهنگی­شان توجه دارند.

 

سفرنامه ازبکستان

نمونه­ای از پوشاک سنتی زنان سمرقند

 

سفرنامه ازبکستان

و این هم نسخه­های امروزی­اش

  

سفرنامه ازبکستان

نمایی از سمرقند نوین با خیابان­های بسیار پهن که اجازه بروز ترافیک را نمی­دهند

 

سفرنامه ازبکستان

 

به شعر حافظ شیراز می‌رقصند و می‌سازند /  سیه چشمان كشمیری و تركان سمرقندی

  

سفرنامه ازبکستان

 

نمی­دانم حافظ چه تصوری از سمرقند داشته که دست کم دو بار در دیوانش به آن گریزی زده است. به هر حال من به نمایندگی از حافظ نسخه­ای از سیه­چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی را به تصویر می­کشم. امیدوارم حضرت حافظ هم با من هم رأی باشد!

 

سفرنامه ازبکستان

 

دوچرخه در سمرقند همچنان ابزار گذران زندگی است. نان شب خیلی از خانواده­ها با همین ارابه ارزان قیمت حاصل می­شود.

 

حاشیه­های سفر

در مطلب نخست بخارا، دیدید که یک خودروی فرسوده روسی چگونه همچنان در خدمت اهالی بخارا، مبل­کشی می­کرد. اینک همان مأموریت را در سمرقند ببینید. 

 

سفرنامه ازبکستان

و این پایان ماجرا نیست. آهن­کشی نیز می­کند.

 

سفرنامه ازبکستان

 

سفرنامه ازبکستان

 

و برای سنگ تمام گذاشتن، به فلزات غیر آهنی هم توجه دارد.

 

 مطالب مرتبط:

سفرنامه ترکمنستان-بخش نخست

سفرنامه ترکمنستان-بخش دوم

سفرنامه ترکمنستان-بخش سوم

 نوروز در بخارا

عروس بخارایی