این سهتار پنجاه دلاری
رویکرد متفاوت یک هنرمند باکویی به ساز ایرانی
این سهتار پنجاه دلاری
پیش از پرداختن به عنوان این نوشتار، ناچارم گریزی به یک گفتگوی تلفنی با جناب داریوش طلایی بزنم که در بخشی از آن میگفت «هر سازی که سه تا سیم داشته باشد، سهتار نیست. علاوه بر ساختمان ساز، فرهنگ حاکم بر اجرای موسیقی نیز تعیین میکند که چه سازی سهتار است یا نیست». اینک به داستان سهتار پنجاه دلاری میپردازم.
سال 1382 خورشیدی (2003 میلادی) هنرمند گرامی برزو طیبیپور در سفری به باکو، برای آن که دست خالی نرفته باشد، یک سهتار معمولی به عنوان هدیه برای بهبود آقاکیشیاُف با خود میبرد. این کادوی ارزان قیمت که در کشور ما به عنوان سهتار هویت مشخصی دارد، در دستان بهبود آقاکیشیاُف به موجود دیگری تبدیل میشود و این گفته داریوش طلایی به روشنی معنا میدهد که «هر سازی که سه تا سیم داشته باشد، سهتار نیست».

نواختن سهتار ایرانی به شیوه تار قفقازی را در یوتیوب ببینید
اگر به یوتیوب دسترسی ندارید
نواختن سهتار ایرانی به شیوه تار قفقازی را در آپارات ببینید
بهبود که نوازنده چیرهدست همه سازهای خانواده تار و گیتار است، با الگوی نوازندگی تار قفقازی، سهتار ایرانی را روی سینه قرار میدهد و همان میکند که با تار قفقازی میکرده است. در نتیجه، مولود نورسیده نه سهتار ایرانی است و نه تار قفقازی. آموزههای چنین رویکردی میتواند برای موزیسین نسل امروز مفید باشد. این که چگونه میتوان با فرهنگهای دیگر در آمیخت بی آن که خویشتن خویش را در این میان قربانی کرد. میتوان هم سهتار ایرانی نواخت، هم تار قفقازی و هم چیزی میان این دو که دیگر هیچ کدام نیست و شخصیت خودش را دارد.
مطالب مرتبط:
Hooshang Samani