تور ترانه‏های شرقی

سفری به یاد ماندنی برای اهل فرهنگ و موسیقی

تور ترانه‏های شرقی

نوروز سال جاری وقتی برای نخستین بار پا به محوطه بزرگ بنای ریگستان در شهر سمرقند گذاشتم و عظمت آن بنا مرا گرفت، با توجه به دانسته‏های پیشینم مبنی بر برگزاری بزرگ‏ترین جشنواره موسیقی غرب آسیا که به صورت دو سال یک بار در این شهر صورت می‏گیرد، تصمیم گرفتم بار دیگر به این دیار سفر کنم و این رویداد منحصر به فرد موسیقایی را از نزدیک ببینم. پس از بازگشت به میهن و زمزمه آن نزد چند تن از دوستان، کم‏کم زیر فشار قرار گرفتم که تنها نروم. وقتی پیشنهادات از سه چهار نفر گذشت، دیدم هماهنگی سفر به صورت فردی کار دشواری است و ضرورت دارد فکر دیگری بکنم. این بود که با مشورت مدیران شرکت تیباتور که پیشتر همه ویزاهای سفر به آسیای میانه را برایم گرفته بودند، تصمیم گرفتیم یک تور موسیقایی به مقصد شهر سمرقند بگذاریم تا علاقه‏مندان موسیقی و همچنین دوستداران فرهنگ ایران کهن بتوانند با یک تیر چند نشان بزنند. 

تور ترانه‏های شرقی 

ادامه نوشته

آسیای میانه در یک نگاه

سفرنامه ماوراءالنهر – بخش چهارم

آسیای میانه در یک نگاه

ایرانیان قدیم سرزمین‏های میان دو رودخانه دجله و فرات را بین‏النهرین و با همین ذهنیت، سرزمین‏های محصور در میان دو رود جیحون یا آموی (در گویش تاجیکی آمودریا) و رودخانه سیر (تاجیکی؛ سیردریا) را فرارود می‏گفتند که با غلبه فرهنگ عربی پس از اسلام، این نام به ماوراءالنهر تغییر یافت. سرزمین یادشده در دوران هخامنشی جزو ساتراپی سُغدی بوده است. ساتراپ به معنی استان یا ایالت امروزی است. جالب این که در دستگاه راست‏پنجگاه از موسیقی ایرانی گوشه‏ای به نام ماوراءالنهر وجود دارد. با همین ذهنیت‏ها بود که من راه سفرم را تا حد ممکن با جغرافیای ماوراءالنهر قدیم یکی کردم. هر چند اگر برخی محدودیت‏ها نبود، می‏بایستی حتماً سری به شهر خیوه (خوارزم قدیم) می‏زدم که بماند برای بعد. امروزه منطقه بزرگ ماوراءالنهر در رسانه‏ها به عنوان آسیای میانه و یا آسیای مرکزی شناخته می‎شود. در زبان ترکی می‏گویند اُرتَه آسیا و انگلیسی هم که می‏شود Central Asia.

آسیای میانه در یک نگاه

ادامه نوشته

زن در آسیای میانه

سفرنامه ماوراءالنهر – بخش سوم

زن در آسیای میانه

برای زنان و مردان آسیای میانه، تعاریف زنانه و مردانه کشور ما چندان جاری نیست. اول این که در این سرزمین‏ها، کار مفهومی مستقل از جنسیت دارد و هر کس که نامش آدمیزاد است، دستی بر کار دارد و بدین وسیله گذران زندگی می‏کند. هیچ گونه دسته‏بندی و تقسیمات جنسیتی برای کار وجود ندارد. هر کس فارغ از این که زن است یا مرد ...

سفرنامه ماوراءالنهر

ادامه نوشته

میراث شووینیسم روسی

سفرنامه ماوراءالنهر – بخش دوم

میراث شووینیسم روسی

سال 1991 میلادی امپراطوری اتحاد جماهیر شوروی به صورت نمادین از هم پاشید و حدود 15 کشور تازه در نقشه جهان دیده شدند اما نفوذ تقریباً 100 ساله روس‏ها در این جغرافیای بزرگ چیزی نبود که با یک بخش‏نامه از بین برود و یا کم شود. همه امور زیربنایی نظیر صنعت، هوانوردی، خط آهن، کارهای دفتری، نظامی‏گری و پزشکی در انحصار روس‏ها بود و طبیعتاً هیچ کدام از این کشورهای نوپیدا نمی‏توانستند وجود روس‏ها را نادیده بگیرند. حتی با وجود آن که در سال‏های اخیر برخی دولت‏های آسیای میانه به کارگیری شهروندان روسی را در دستگاه‏های دولتی ممنوع کردند، باز هم وابستگی شدید این جوامع به نیروهای متخصص روسی کم نشد و هم چنان سرتاپای‏شان مزین به جماعت روس تبار است. 

سفرنامه ماوراءالنهر

ادامه نوشته

زبان فارسی در آسیای میانه

سفرنامه ماوراءالنهر – بخش نخست

زبان فارسی در آسیای میانه

نگارش سفرنامه به صورت شهر به شهر پایان گرفت. از این به بعد تلاش می‏کنم نگاهی کلی به آسیای میانه داشته باشم و در سه یا چهار نوشته موارد مشترک میان این کشورها را مرور کنم. در نخستین نگاه به نظرم رسید جایگاه زبان فارسی در این جغرافیای پهناور را بررسی شود. البته در حد توان خودم وگرنه بررسی درست و حسابی آن نیاز به تلاش گروهی و زمان زیادی دارد. 

سفرنامه ماوراءالنهر

ادامه نوشته

کوره راهی به سوی خجند

سفرنامه قرقیزستان – بخش سوم

کوره راهی به سوی خجند

این نوشتار بهانه خوبی است تا کمی از رنج سفر در آسیای میانه بنویسم. زیرا اطمینان دارم همه خوانندگان گرامی در هر جای دنیا باشند، با گرفتاری‏های سفر از نوع آسیای میانه درگیر نیستند. گویا این جا جدای از کره زمین است که برخی مسائلش هیچ شباهتی به دنیای آزاد ندارد. وقتی از بیشکک پایتخت قرقیزستان می‏خواستم به شهر اوش -حدوداً 500 کیلومتری به سمت جنوب- بروم، در پایانه مسافری گفتند ...  

سفرنامه قرقیزستان

ادامه نوشته

آرامش پس از طوفان

سفرنامه قرقیزستان – بخش دوم

آرامش پس از طوفان

کمتر از یک سال پیش وقتی نخستین جرقه‏های سفر آسیای میانه در ذهنم نقش می‏بست، به اتفاق یک دوست پای تلویزیون بی‏بی‏سی فارسی نشسته بودیم که خبرهای نگران کننده‏ای از شهر اوش واقع در قرقیزستان نشان می‏داد و همان جا تصمیم گرفتم در سفر به آسیای میانه از خیر قرقیزستان بگذرم ولی روند رویدادها به گونه‏ای پیش رفت که من صبح روز 12 فروردین 1390 (1 آوریل 2011) با یک پرواز داخلی هواپیمایی قرقیزستان از بیشکک پریدم و یک ساعت بعد در فرودگاه شهر اوش پیاده شدم. هواپیمایی 40 نفره از نوع توربوپراپ (ملخی) و ساخت روسیه که پوسته موتورش به شدت می‏لزرید و من در کنار پنجره، هر لحظه منتظر بودم در صدر اخبار آسیای میانه قرار بگیریم!

سفرنامه قرقیزستان

ادامه نوشته

به خاطر یک مشت دلار


سفرنامه قرقیزستان – بخش نخست

به خاطر یک مشت دلار

نوشتن در باره شهری که چیزی از آن نمی­دانی و در همان ورود نخستین هم چیزی نمی­بینی، به نظرم کمی دشوار است. فقط می­توانم بگویم وارد بیشکک پایتخت قرقیزستان شدم. شهری به مراتب کوچک­تر و ضعیف­تر از آلماتی در قزاقستان. وقتی یک جمعیت تقریبً 5 میلیونی در سرزمینی نه چندان بزرگ با معیشت عموماً دامداری سنتی و  کشاورزی البته سنتی­تر زندگی کنند، پر روشن است پایتخت آن هم نمی­تواند شهر مهمی باشد. 

 سفرنامه قرقیزستان

ادامه نوشته