آسیای میانه در یک نگاه
سفرنامه ماوراءالنهر – بخش چهارم
آسیای میانه در یک نگاه
ایرانیان قدیم سرزمینهای میان دو رودخانه دجله و فرات را بینالنهرین و با همین ذهنیت، سرزمینهای محصور در میان دو رود جیحون یا آموی (در گویش تاجیکی آمودریا) و رودخانه سیر (تاجیکی؛ سیردریا) را فرارود میگفتند که با غلبه فرهنگ عربی پس از اسلام، این نام به ماوراءالنهر تغییر یافت. سرزمین یادشده در دوران هخامنشی جزو ساتراپی سُغدی بوده است. ساتراپ به معنی استان یا ایالت امروزی است. جالب این که در دستگاه راستپنجگاه از موسیقی ایرانی گوشهای به نام ماوراءالنهر وجود دارد. با همین ذهنیتها بود که من راه سفرم را تا حد ممکن با جغرافیای ماوراءالنهر قدیم یکی کردم. هر چند اگر برخی محدودیتها نبود، میبایستی حتماً سری به شهر خیوه (خوارزم قدیم) میزدم که بماند برای بعد. امروزه منطقه بزرگ ماوراءالنهر در رسانهها به عنوان آسیای میانه و یا آسیای مرکزی شناخته میشود. در زبان ترکی میگویند اُرتَه آسیا و انگلیسی هم که میشود Central Asia.

مسیر سفر من به آسیای میانه
خوراک

سبزیهای مخصوص در شهر دوشنبه
تغذیه در آسیای میانه تلفیقی از سه فرهنگ ایلنشینی ترکزبانان، شهرنشینی پارسیزبانان و مدرنیسم روسی است. به همین دلیل در نخستین نگاه، هر سه شیوه تغذیه به روشنی خودنمایی میکند. وفور گوشت ارزان از یک طرف و عادت غذایی مردمان بیابانگرد و کوچرو به مصرف زیاد آن، به طور طبیعی فراوانی خوراکهایی مانند کباب ششلیک و شوربا (شبیه دیزی خودمان) را دامن زده است. در ازبکستان هر کیلو گوشت گوسفند با استخوان حدود 6500 تومان و در تاجیکستان کمی ارزانتر حدود 5000 تا 5500 تومان است. در نتیجه کباب خوردن اساساً همانند ایران امری اعیانی محسوب نمیشود و تقریباً همه شهروندان هفتهای چند بار میتوانند نوش جان کنند. گر چه اگر کباب نخورند، به شکلهای مختلف از مقادیر زیادی گوشت بهرهمندند که شوربا نمونهای از آن است. یک کاسه شوربا با حدود 250 گرم گوشت خالص و مقداری سیب زمینی و سبزیهای معطر به همراه یک تکه نان در ترکمنستان فقط 1500 تومان تمام میشود.

خوراک گندم پخته- شهر عشقآباد

کوفته بخارا
مصرف گندم پخته به عنوان یک مکمل غذایی در همه آسیای میانه رواج دارد چنان که هواپیمایی تاجیک ایر نیز مسافرانش را به خوردن آن مهمان میکند. ترکیب غریبی از گوشت، برنج و ماکارونی به صورت مایعی سفت، یکی دیگر از خوراکهای مشترک ایشان است. لولهکباب، همان کباب کوبیده خودمان است که با استفاده از گوشت چرخکرده و پیاز و ادویه و سبزی معطر تهیه میشود. اهالی ترکمنستان میگویند این خوراک روسی است و من در یک رستوران روسی شهر ماری امتحانش کردم که از نظر طعم و مزه، یک سر و گردن با کوبیدههای ایران بالاتر میزد و خیلی ارزان، دو سیخ بزرگ آن به همراه نان و سالادی مرکب از خلال پیاز (گاهی پیازچه) و سبزی معطر فقط دو هزارتومان!


مصرف قارچ نیز در آسیای میانه بالاست به ویژه آن که دشتهای پهن و پر بارانشان این امکان را فراهم آورده تا بدون داشتن صنعت پرورش قارچ، معدههایشان را مهمان قارچهای وحشی بکنند. سالادهای خوشمزه این دیار که به نظرم سلیقه روسی را به نمایش میگذارند، عموماً از قارچ-ترشی درست میشوند. اگر در هر جای این منطقه از خوراکی خوشتان نیاید، منوی رنگارنگ سالادهای روسی، به تنهایی پاسخگوی نیاز بدنتان خواهد بود.

مشروبات الکلی

تأثیر فرهنگ روسی بر شیوه زندگی مردمان آسیای میانه در اموری همچون خوردن مشروبات الکلی و آمیزشهای جنسی نیز مشهود است. در حالی که تقریباً همه 60 میلیون جمعیت ساکن در این جغرافیای بزرگ مسلمان هستند ولی در خصوص مصرف الکل سختگیریهای امارات متحده عربی و ترکیه را ندارند. مغازه مشروب فروشی همانند ترکیه دیده نمیشود. در عوض نزدیک به صددرصد سوپرمارکتها انواع آبجو، وودکا و شراب را با قیمتهایی بسیار پایینتر از سایر کشورها عرضه میکنند. هیچگونه محدودیتی در خرید و فروش و جابجایی الکل وجود ندارد. البته مصرف آن عموماً در رستورانها، بارها و مناطق توریستی و تفریحی است و به ندرت میتوان سرکشیدن بطری آبجو در کنار خیابان را دید.
جاده و مسافرت
شما در هر جای ایران که باشید، به فاصله نیم تا یک ساعت میتوانید خود را به جادهای برسانید که اگر دو بانده هم نباشد، دست کم آسفالت تر و تمیزی دارد. حال اگر در آسیای میانه دنبال چنین جادهای باشید، پنج کیلومتر هم پیدا نمیکنید. سرتاسر این سرزمین پهناور با همان جادههای باریک و عموماً پر دستاندازی که از زمان شوروی پیشین بر جای مانده، به هم وصل میشود. گویا صاحبان این کشورها پس از استقلال انگیزه چندانی برای توسعه جادههایشان پیدا نکردند. تنها در تاجیکستان چند جاده نو توسط ایران و چین ساختهاند که علت آن قطع دسترسی دو شهر دوشنبه و خجند پس از جدایی از شوروی است زیرا در آن زمان راه خجند از طریق خاک ازبکستان امروزی بوده و اینک ناچار شدهاند راه جدیدی از دل کوهستانهای سخت گذر بگذرانند.

جادهای به سوی بخارا
در عوض این کاستیها، خط آهن سراسری شوروی پیشین به عنوان مهمترین ثروت بر جای مانده از حاکمیت روسها، خیلی خوب در آمد و شد مردمان این منطقه ایفای نقش میکند. همه شهرهای مهم از عشقآباد و ماری و ترکمنآباد و داشهوز در ترکمنستان گرفته تا بخارا، سمرقند و تاشکند در ازبکستان و شیکمنت، تاراز، آستانه و آلماتی در قزاقستان، بیشکک در قرقیزستان و دوشنبه و خجند در تاجیکستان با این خط آهن به یکدیگر راه دارند. در ضمن همه این شهرها به شهرهای بزرگ روسیه نظیر نوروسبورگ، کازان، مسکو و سنپطرزبورگ وصل شدهاند.

خط آهن ماری در ترکمنستان
با آن که بیشتر مردمان این منطقه توان مالی برای مسافرت هوایی ندارد ولی زیرساخت مربوطه از زمان شوروی بر جای مانده و تقریباً همه شهرهای بالای یکصد هزار نفر صاحب فرودگاهاند. در مقایسه با ایران، هواپیماهای بهتری دارند ولی نمونههای بر جای مانده از دوران پیشین بسیار فرسودهاند. مهمترین فرودگاه این منطقه در شهر تاشکند با 3 میلیون جمعیت قرار دارد که تقریباً حلقه اتصال آسیای میانه به جهان است. رابطه هوایی این کشورها با ایران بسیار ضعیف است. دوشنبه پایتخت تاجیکستان با چهار پرواز هفتگی به تهران و مشهد، بیشترین ارتباط هوایی را با کشورمان دارد و تاشکند با هفتهای یک پرواز به تهران، کمترین را. شهرهای عشقآباد، بیشکک و آستانه به عنوان پایتختهای ترکمنستان، قرقیزستان و قزقستان هیچ پروازی به تهران ندارند. تنها شهر آلماتی با دو پرواز هفتگی ماهان به تهران وصل شده است.
حکومت
هر پنج کشور منطقه دارای حکومتی از نوع جمهوری هستند و رئیس جمهور به عنوان بالاترین مقام، هم نقش اجرایی دارد و هم نقش تشریفاتی شبیه پادشاهان. واژه پرزیدنت President که در جهان غرب مفهومی صرفاً اجرایی دارد و به شخص منتخب مردم برای اداره کشور به مدت معین اطلاق میشود، در این سرزمین معنی دیگری هم دارد. اول این که رئیس جمهوران یا اساساً عوض نمیشوند و یا اگر ساز و کاری برای عوض شدن رئیس جمهور دارند، در عمل کاری میکنند که همان فرد بر جایگاهش بنشیند. در نتیجه فقط مرگ میتواند صفرمراد نیازاف، رئیس جمهور فقید ترکمنستان را بازنشسته کند. موضوع دیگر کیش شخصیت و اساساً شخصیت پرستی در این جغرافیای بزرگ است. تندیسهای بزرگ روسای جمهور در میادین و بیلبوردهای رنگارنگ از شخص اول مملکت، همگی نشان از آن دارد که تصور پادشاهی بر رئیس جمهوری غلبه دارد و ذهنیت مردم آسیای میانه بسیار متفاوت از جوامعی مانند ایران و ترکیه است. اساساً توده مردم، واژه پرزیدنت را با احساس خاصی بیان میکنند و او را فردی بالاتر از خود میدانند. خیلی تلاش کردم در مخالفت با حکومت خویش، چیزی به زبان بیاورند ولی گویا همگی راضیاند و یا چنین وانمود میکنند. بحث مخالفت با حاکمیت در ایران و ترکیه، نمودی آشکار دارد و اگر کسی بخواهد دست کم در یک گفت و گوی دو نفره نظر مخالفش را بیان میکند اما در آسیای میانه توده مردم سرشان به کار خودشان است و به ساحت پرزیدنت وارد نمیشوند!

تندیس قربانقلی بردی محمداف رئیس جمهور ترکمنستان در ماری
مطالب مرتبط:
Hooshang Samani