سفرنامه ماوراءالنهر – بخش نخست

زبان فارسی در آسیای میانه

نگارش سفرنامه به صورت شهر به شهر پایان گرفت. از این به بعد تلاش می‏کنم نگاهی کلی به آسیای میانه داشته باشم و در سه یا چهار نوشته موارد مشترک میان این کشورها را مرور کنم. در نخستین نگاه به نظرم رسید جایگاه زبان فارسی در این جغرافیای پهناور را بررسی شود. البته در حد توان خودم وگرنه بررسی درست و حسابی آن نیاز به تلاش گروهی و زمان زیادی دارد.

 

سفرنامه ماوراءالنهر

 شهر شیمکنت - قزاقستان

 

دو قرن نوزده و بیست میلادی، آغاز افول امپراطوری ایران و برآمدن غول‏های تازه‏ای در عرصه سیاست جهان است. اوایل قرن نوزدهم تقریباً نیمی از سرزمین آسیای میانه، بخشی از خاک ایران بود و حتی در پاره‏ای موارد که این سرزمین‏ها میان قبایل مختلف دست به دست می‏شدند، بافت اجتماعی این مناطق همچنان متأثر از فرهنگ ایرانی چندان تغییر نمی‏کرد. اما با قدرتمند شدن تدریجی روسیه و گسترش سرزمین‏های چهارسوی این امپراطوری که بخش‏‏های زیادی از خاک ایران قدمگاه چکمه‏پوشان روسیه شد و پیرو آن، دیوار آهنین کمونیستی سرتاسر مزرهای مشترک را از هم جدا کرد، فرهنگ ایرانی رایج در منطقه آسیای میانه نیز کم‏کم رو به افول نهاد و بدل روسی جایش را گرفت. با این وجود و علی‏رغم سیاست روسی‏سازی مورد نظر سران کاخ کرملین، رگه‏هایی از زبان پارسی حتی در میان ترک‏زبانان این منطقه همچنان به جا مانده است که حکایت از دورانی پر شکوه دارد، اگر چه امروزه دیگر این سرزمین‏ها چندان رنگ و بوی فرهنگ و تمدن ایران را ندارند.

 

سفرنامه ماوراءالنهر

 شهر اوش - قرقیزستان

 

نخست این که نام همه کشورهای آسیای میانه و همچنین جمهوری‏های غرب دریاچه خزر، با پسوند «ستان» شکل گرفته‏اند که ریشه در زبان فارسی دارد، مانند هندوستان، کردستان، خوزستان، گرجستان و غیره. برخی از واژگان فارسی در کشورهای ترکمنستان، ازبکستان، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان از دیر باز همچنان مانده‏اند و این در حدی است که یا اساساً واژه‏ای برابر آن ندارند و یا اگر داشته‏اند، از یادها رفته است. ترکیباتی مانند صورت‏خانه (عکاسی)، دلاک‏خانه (آرایشگاه)، نانوایی‏خانه، دارو‏خانه، حاجت‏خانه (توالت)، چایی‏خانه، قهوه‏خانه، آش‏خانه (رستوران)، طرب‏خانه (رستوران)، خاتون (زن و همسر)، گیلاس، بادام، درخت و ... که بی‏کم‏وکاست فارسی‏اند. برایم عجیب بود ازبک‏های ترک‏زبان درست همانند تاجیک‏ها به نان می‏گویند نان زیرا هم‏ارز ترکی برایش ندارند یا واژه تماشا که در ازبکستان و قرقیزستان و قزاقستان به همان معنی گشت و گذار مصرف می‏شود. در حالی که ترک‏های ترکیه بدین منظور واژه گَزمَک را به کار می‏برند.

 

سفرنامه ماوراءالنهر

اوش - قرقیزستان

 

گویش تاجیکی

زبان فارسی رایج در آسیای میانه، همانی است که خود ما با آن سخن می‏گوییم و اصلاً درست نیست تصور کنیم زبان دیگری است. من در ابتدا خیلی متوجه نمی‏شدم. بعد یادم آمد در همین کشور خودمان وقتی یک هم‏وطن یزدی گپ می‏زند، نصف و نیمه می‏فهمم. در واقع گویش تاجیکی، یک لهجه خاص از زبان فارسی دری است که البته در طول زمان به ملغمه‏ای از واژگان فارسی اصیل، عربی، روسی و ترکی تبدیل شده است. مهم‏ترین اختلاف گویش تاجیکی با گویش ایرانی را در دو بخش واژگان متفاوت و لهجه مخصوص می‏توان بررسی کرد. در خصوص لهجه البته روی کاغذ نمی‏توان چیزی را ثابت کرد. فقط می‏توانم بگویم کمی حلقی گپ می‏زنند. تا نشنوی ندانی اما در خصوص واژگان، می‏شود نوشت.

 

سفرنامه ماوراءالنهر

 روستایی در جنوب قرقیزستان

 

نخست این که بخشی از واژگان اصیل پارسی که ما در این جا برابرهای عربی برایش گزیده‏ایم یا به هر دلیلی، کمتر به کار می‏بریم، در آسیای میانه همچنان هستند، مانند گپ‏زدن (حرف زدن)، درآمدگی (ورودی)، جداشدگی (طلاق)، نابود شدن (مردن)، پایان‏یافتگی (انتها)، خوشرو (خوشگل)، پَگاه (فردا)، کلان (بزرگ)، بز بَچَه (بزغاله)، دخترچَه (دختر) و بابا (پدر بزرگ).  تاجیک‏ها در برابر واژه کوچک از عبارت غریب مَیدَه استفاده می‏کنند که نفهمیدم چه ریشه‏ای دارد. برخی واژه‏های ترکی نیز در زبان‏شان کاملاً جا افتاده است، مانند تِز (زود) و توی (عروسی). فعل زمان حال در گویش تاجیکی همواره با حرف اضافه ب صرف می‏شود، برای مثال می‏بیام (می‏آیم)، می‏بیاد (می‏آید).

 

سفرنامه ماوراءالنهر

 شهر خجند در شمال تاجیکستان

 

برخی از نام‏های زنان تاجیک عبارتند از: گلنازه، پاکیزه، شهرزاده، گلرخسار، گُلمیرا، اِلمیرا، ستاره، انتظار، زَرینَه، نِگینَه، مُیسر، خدیجه و غیره. در ضمن تاجیک‏ها زنان و دختران‏شان را به همراه پسوند بانو صدا می‏زنند، مانند ستاره بانو یا زرینه بانو که هم‏ارز آن در فرهنگ ما می‏شود ستاره خانم و زرینه خانم.  همچنین برخی از نام‏های مردان تاجیک بدین قرارند: صدرالدین، اصل‏الدین، شمس‏الدین، فضل‏الدین، قمرالدین، اینام‏جان، طاهرجان، رستم، روشن، دلشاد، نسیم، دوران، عبدخلیل، عبدالحمید، جورابِک، جورابای، بختیار و غیره که ریشه سه‏گانه فرهنگ‏های عربی، فارسی و ترکی در این نام‏ها کاملاً هویداست. تاجیک‏ها در برابر واژه مشکل و یا گرفتاری، صرفاً از عبارت انگلیسی پرابلم Problem بهره می‏برند و هیچ جایگزینی برای آن ندارند مگر این که از هم‏ارز روسی‏اش استفاده کنند.

 

سفرنامه ماوراءالنهر

 سمرقند- ازبکستان

 

سفرنامه ماوراءالنهر

 سمرقند- ازبکستان

 

نکته دیگر حذف زمان در برخی جمله‏هاست که ما در این جا نمی‏توانیم زمان را در گویش خود نادیده بگیریم. برای مثال می‏گویند: «پسرم در ماسکوا (مسکو) درس خواندگی» که دو حالت می‏توان بر این جمله تصور کرد. به یک معنی همین الان در مسکو درس می‏خواند و به معنی دیگر در مسکو درس خوانده است. بنابراین تشخیص زمان منوط به گفتارهای پسین و پیشین است تا معلوم شود آیا در مسکو درس خوانده و تمام شده و یا این که الان هم در حال درس خواندن است.

 

سفرنامه ماوراءالنهر

ایستگاه راه آهن عشق‏آباد - ترکمنستان

 

مثال دیگر؛ «این بنا در سال 1996 برآمدگی» به خاطر وجود تاریخ گذشته، خود به خود ما می‏فهمیم قضیه از چه قرار است یا در سمرقند خانم تپلی که متصدی آرامگاه امیر تیمور بود، می‏گفت «این در قدیمی در سال 1440 از ایران آوردگی». دست آخر وقتی خواستم جدا شوم، گفت «پنج هزار سوم Sum (برابر با تقریباً 2 دلار) بده» گفتم برای چی؟ پاسخ داد «برای فهماندگی». یک مثال دیگر؛ وقتی گذرنامه‏ام را در مرز گلستان (قرقیز به تاجیک) تحویل دادم، یک خانم میانسال با پوشش زیبای تاجیکی جلب توجه کرد که هراسان گذرنامه‏اش را در دست داشت. چون هنوز خاک قرقیزستان بودیم، گفتم ظاهراً شما تاجیک هستی، این جا چه می‏کنی؟ پاسخ داد «ما گمشدگی» و اشاره به خودروی وَن کرد که سایر اعضای خانواده درونش بودند. روشن است با توجه به گفتار پیشین معلوم می‏شود آن‏ها گم شده بودند و همین الان هم ممکن است گمشده محسوب ‏شوند. یعنی دو زمان مختلف بر این واژه جاری و ساری است.

 

سفرنامه ماوراءالنهر

ماری - ترکمنستان

 

آموزش خط فارسی

خانم نیکورویی از اهالی سمرقند که متصدی آرامگاه روح‏آباد بود، می‏گفت زمان شوروی کمونیستی، در مدارس ازبکستان علاوه بر زبان ازبکی و روسی، خط فارسی هم آموزش می‏دادند و خودش کمی بلد بود که پس از حدود سی سال از آن دوران، توانست نام مرا در صفحه گذرنامه‏ام بخواند، البته به سختی. می‏گفت بعد از استقلال ازبکستان، آموزش زبان و خط فارسی در مدارس ممنوع شد. ظاهراً از سال 2009 کمی از سختگیری‏های دولتی برای رواج خط و زبان فارسی کمتر شده است. اما گرایش به خط فارسی در کشور تاجیکستان، حکایت دیگری دارد. موجی از باستان‏گرایان این کشور به شدت علاقه‏مندند که با خط سیریلیک بدرود گویند و به همان خطی روی آورند که رودکی برای‏شان نگاشته است. در مدارس و دانشگاه‏های تاجیکستان آموزش خط فارسی به صورت اختیاری جریان دارد. برخی از علاقه‏مندان در کلاس‏های آزاد شرکت می‏کنند. پیشتر از این نوشتم که در ترکمنستان، علاقه‏مندان زبان فارسی با همکاری وزارت آموزش این کشور و همچنین رایزنی فرهنگی ایران، به آموزش خط و زبان فارسی مشغولند. در تاجیکستان برخی از روزنامه‏ها به دو خط فارسی و سیریلیک منتشر می‏شوند، البته هر دو زبان فارسی هستند، یکی با آن خط و دیگری با این خط. یعنی اگر کسی بتواند هر دو خط را بخواند هیچ تقاوتی در مضمون احساس نمی‏کند.

 

سفرنامه ماوراءالنهر

روزنامه‏هایی با دو خط و یک زبان در تاجیکستان

 

تأثیر فارسی ایران بر گویش تاجیک‏ها

در سال‏های اخیر به سبب گسترش رسانه‏ها، مبادلات محصولات فرهنگی به ویژه آثار سینمایی و تلویزیونی با تاجیکستان و همچنین آمد و شد‏های فراوان میان تهران، مشهد و شهر دوشنبه، کم‏کم زبان آغشته به واژگان روسی و غیره تاجیک‏ها پالایش می‏شود. برای نمونه آن‏ها که با ایران در ارتباط هستند به جای واژگان سامالوت، آیراپورت و پرابلم از عبارت‏های هواپیما، فرودگاه و مشکل استفاده می‏کنند. یا در خصوص پخش آثاری همچون سریال حضرت یوسف از تلویزیون دولتی تاجیکستان، تأثیر آن را به روشنی می‏توان ردیابی کرد. شبکه تلویزیونی بی‏بی‏سی فارسی نیز که بر اساس گویش رایج ایران برنامه‏سازی می‏کند، بر گفتار معدود بینندگان تاجیکستان اثر خود را می‏گذارد و خواهد گذاشت.

 

سفرنامه ماوراءالنهر

 بخارا - ازبکستان

 

نکته دیگر در این یکسان‏سازی زبانی که البته ناخواسته است، رواج برخی ترانه‏های فارسی برآمده از حنجره خوانندگان ایرانی است. وقتی در بخارا سوار اتوبوسی شدم که راهی سمرقند و تاشکند بود، راننده از مسافران نظرخواهی کرد چه ویدئوکلیپی برای‏شان پخش کند که نظر جمعی بر چند ترانه لس‏آنجلسی هموطنان ما بود. در هتل ملکه سمرقند که بودم، ترانه «آمنه آمنه» مرحوم آغاسی با خوانش بسیار ضعیف اندی امان از گوش من ستانده بود و چون به جوان سمرقندی می‏گفتم خاموشش کن با شوقی بسیار یادآوری می‏کرد که این اندی است. یعنی اگر نمی‏فهمی بفهم که این استاد اندی است! تأثیر ترانه‏های فارسی بر گویش مردمان تاجیکستان ظاهراً قوی‏تر می‏نماید. تقریباً روزهای آخر اقامتم در دوشنبه، می‏شنیدم که دو هفته بعد قرار است معین در سالن باربد کنسرت بدهد. خوانندگان ایرانی مقیم اروپا و آمریکا سالی چند بار در تاجیکستان کنسرت می‏دهند. خواننده‏ای به نام آرش خیلی در دل جوانان تاجیک جا باز کرده است. گوگوش هم که جای خود دارد و شاید نتوان یک شهروند تاجیک پیدا کرد که وی را نشناسد.

 

 مطالب مرتبط:

 سفرنامه ترکمنستان

سفرنامه ازبکستان

سفرنامه قزاقستان

سفرنامه قرقیزستان

سفرنامه تاجیکستان

سفرنامه ترکیه