کنسرت های جنگی، گپی کوتاه با کیهان کلهر
گپی کوتاه با کیهان کلهر
کنسرت های جنگی
سال ها از پایان هشت سال جنگ نابرابر ایران و عراق میگذرد. خود جنگ عملاً پایان یافته است، اما تبعات و خاطرات آن سالها ادامه خواهد داشت. ثبت و ضبط وقایع جنگ نیز رویكردی منطقی است، نسل بعد باید بداند پیشینیان چه گفتند و چه كردند و آن چیزی نیست مگر نوشتههای تاریخ جنگ كه تاكنون كتابها و اسناد زیادی در خصوص آن ثبت و ضبط یا منتشر شده است. اما تاریخ هیچوقت كامل نیست و همیشه ظرایفی ـ به عمد یا به سهو ـ از قلم میافتند. حكایت جنگ و كنسرت موسیقی هم از آن دست ناگفتههاست كه تاریخنگاران جنگ شاید تاكنون نشنیده باشند و اینك از زبان شاهد و ناظر زندهای چون كیهان كلهر میشنوند. موسیقیدانی كه نخستین بار با «شب، سكوت، كویر» توجه عمومی را هم به خود و هم به استاد نامی آواز ایران جلب كرد و هنوز هم با این نشان شناخته میشود. او و چند تن از همراهان تنبورنوازش، آغازگر یك حركت بدیع در تاریخ موسیقی معاصر هستند كه جزئیاتاش را از زبان خودش میشنویم. گفتنی است این مختصر، بخشی از گفت و گوی بلندی است که سال ۱۳۸۲ خورشیدی (۲۰۰۳ میلادی) به اتفاق سید ابوالحسن مختاباد برای روزنامه همشهری انجام دادیم و همان موقع چاپ شد ولی بخش جنگی اش را در هفته نامه کم مخاطب مهر چاپاندم! که اینک ملاحظه می کنید.

آقای كلهر! برای ما از نحوهی تشكیل گروه تنبورنوازان و كنسرتهای منحصربهفرد سالهای جنگ بگویید.
من وقتی كرمانشاه بودم با این ساز آشنا شدم و بعد با چند نفر از نوازندگان منطقه یك گروه تنبور تشكیل دادیم كه اسم نداشت و گروه تنبور شمس نیز بعداً از دل آن بیرون آمد. كارهایی را اجرا میكردیم و در جبههها كنسرت میدادیم؛ همان كارهایی كه بعداً آقای ناظری خواندند.
چه سالی بود و دقیقاً در چه منطقهای كنسرت میدادید؟
سال 1359 (1980)، در جبهههای غرب كه فضای خیلی خوبی بود، حدود بیست بار كنسرت دادیم، همان نغمههای كه در نوار «سخن عشق» است. البته آن زمان آقای ناظری با ما نبودند، آقای مرادی بود و همینطور آقای كیخسرو پورناظری. آن زمان كرمانشاه یك جو خاصی پیدا كرده بود و ما جرأت نداشتیم ساز بزنیم، بنابراین به موسیقی همان منطقه رو آوردیم كه مخالفتی با آن نبود.
تصنیف «مردان خدا» هم مربوط به همان دوره است؟
بله، آن را با یك خوانندهی دیگر در جبههها اجرا كردیم كه بعداً من جدا شدم و آمدم تهران. گروه هم یك فرم دیگری به خود گرفت و با آقای ناظری كار كردند.
تلفیق دو مقولهی متفاوت كنسرت موسیقی و جبههی جنگ برایتان نامأنوس نبود؟
چرا، چیز جدیدی بود. من هم جوان بودم ـ حدود پانزده، شانزده سال ـ و برادرم نیز همراه ما بود كه دف میزد. یك گروه ده، دوازده نفره بودیم و بدون توقع و چشمداشتی تصمیم گرفتیم این كارها را در جبههها كنسرت بدهیم.
بیشتر توضیح دهید، كجاها رفتید؟
دقیقاً یادم نیست كدام جبههها میرفتیم، ولی جنوب نمیرفتیم. اطراف كرمانشاه بودیم و مخاطب ما هم سربازان بودند.
در آن منطقهی پرخطر چگونه كنسرت میدادید؟
ما را خط اول نمیبردند، پادگانهایی میرفتیم كه به خط مقدم نزدیك بود و آنجا سربازان یا كسانیكه میخواستند به مرخصی بروند، جمع میشدند. البته صدای توپ و تانك را میشنیدیم.
جنس آن موسیقی كه اجرا میكردید چه بود؟
همین موسیقی تنبور، موسیقی عرفانی.
یعنی به نوعی با جنگ مرتبط میشد؟
نه، آن موسیقی حتی زباناش هم كُردی بود و شاید خیلی از كسانی كه در جبههها بودند، زبان كُردی را نمیدانستند، ولی همین باعث میشد از آن محیط خشك و غمزدهی نظامی بیرون بیایند. بعضی وقتها ضبط صوت میآوردند و صدا را ضبط میكردند. برای ما هم خیلی جالب بود، میرفتیم با آنها غذای سربازی میخوردیم و شب در پادگانها میماندیم. زندهیاد خلیل عالینژاد بود، آقای مرادی بود و خوانندهی ما شخصی بود به نام علی كرمانشاهی -كه الان نمیدانم كجاست- آن موقع انقلاب فرهنگی در حال انجام بود. همانطور که آقای علیزاده میگفت: «از وقتی من را از صحنه پایین آوردند، هنوز سردی لوله تفنگ را روی گردنم حس میكنم»، ما هم از این لحظهها داشتیم. ما از این كارها زیاد كردیم و آن در واقع برخاسته از یك علاقه و انسجام ملی بود كه بعد از آغاز جنگ در همهی مردم ایران مشاهده میشد.
بعد از این شما تجربهی چاووش را هم داشتید؟
بله،من اواخر سال شصت به تهران آمدم و با گروه چاووش كار كردم. كنسرتی داشتیم كه خوانندهاش آقای ناظری بود و یكی از تصنیفهای زیبای آقای لطفی را اجرا كردیم.
مطالب مرتبط:
هیچ گاه دنبال گیشه و بازار نبودم ،یک پرسش از پرویز مشکاتیان
شادی را فراموش کرده ایم- گفت و گو با پرویز مشکاتیان
سی سال با دو مضراب - مروری بر کارنامه هنری مشکاتیان
چکامه ای برای نابغه نیشابوری موسیقی ایران پرویز مشکاتیان
جلوه های نوین از نغمه های کهن – مقام الله و خزان مشکاتیان
ترکیبات صوتی موسیقی ما- گفت و گو با حسین دهلوی
خالقی از اشغال ایران به شدت متنفر بود – گفت و گو با گلنوش خالقی
ماژور و مینور مثل شب و روز اند- گفت و گو با رامیز قلی اف
پلیس موسیقی نیستیم- گفت و گو با خانواده پورناظری ها
ریتم های لنگ از کجا آمدند- گفت و گو با هوشنگ ظریف
چینی ها همراه ما فارسی می خواندند- گفت و گو با محسن شریفیان
موسیقی ایرانی از نگاه غربی- گفت و گو با ژان دورینگ
سطحی شده ایم- گفت و گو با مجید كیانی
هویت ملی در خطر است- گفت و گو با محمد رضا درویشی
هیچ گاه سری سازی نکرده ام- گفت و گو با عبدالحسین مختاباد
گفت و گو با گنجعلی سلمانی زاده، نوازنده کرنای قشقایی
حکایت آهنگسازی در موسیقی ایران
چه کسی آهنگساز است، گفت و گو با شهرداد روحانی
اندر خیالات یک موسیقیدان دور از وطن
در موسیقی سمفونیک صاحب مکتب نیستیم، گفت و گو با منوچهر صهبایی
ذات موسيقی ما تك صدایی نيست، گفت و گو با محسن نفر
Hooshang Samani