مقصود تویی؛ کعبه و بتخانه بهانه
گشتی در زیارتگاههای زرتشتیان استان یزد
مقصود تویی؛ کعبه و بتخانه بهانه
برای ما که به صورت ناخواسته شیعه دوازده امامی به جهان پر آشوب کنونی گام نهادهایم، طبیعتاً دیدن آرامگاه و بارگاهی چون امام و امامزاده تازگی ندارد. به ویژه آن که چندی پیش دو تن از نمایندگان مجلس کشورمان دادشان درآمد که نزدیک به 9000 امامزاده قلابی و بدون سند در سی و چند سال اخیر برآمدهاند! در عوض دیدن یک معبد بودایی، کلیسا، کنیسه و یا زیارتگاه زرتشتی حال و هوای دیگری دارد. نه این که تغییر دین بدهیم بلکه ببینیم پیروان دیگر ادیان چگونه با خدای خود حال میکنند!
از این میان خود من تا کنون سعادت دیدار معبد بودایی نداشتم و ساختمان کنیسه را یک بار در اصفهان و یک بار هم در استانبول از دور دیدم. یعنی امکانی برای ورود نبود. اما این خوشبختی را داشتم که کلیسای زنده همانند کلیسای مرکزی ارامنه تهران در بلوار کریمخان زند، کلیسای مرکزی مسیحیان روسی در شهر تاشکند و کلیسیای غیره زنده یعنی آنهایی که به صورت موزه در آمدهاند همانند دو کلیسای وانک و بیتاللحم در اصفهان را ببینم. خوشبختانه چندی پیش توفیق دیدار از چند زیارتگاه زرتشتی در استان یزد نصیبم شد.

نمایی از زیارتگاه پیر نارکی
نخستین زیارتگاهی که به دیدنش رفتیم، پیر نارکی Naraki واقع در جنوب شهر یزد، شهرستان مهریز بود. وقتی در جاده مهریز-تفت برانیم تابلوی زیارتگاه خودنمایی میکند که حدود سه تا چهار کیلومتر به سمت دامنه کوه باید رفت. آن گاه نمای این زیارتگاه با دروازه بسته خویش خودنمایی میکند. یعنی این که امروز نباید میآمدیم. بعداً پرسیدم گفتند متولی آن، روزهای آخر هفته میآید. خلاصه دروازه را دور زدیم و وارد فضای آرام و دلانگیزی شدیم که خالی از هر آدمیزادهای بود جز خودمان. حقیقتش چون آدم آشنا نبود، چیز دندانگیری دستگیرمان نشد.

نمای دور از پیر چَکچَک

آتشدان پیر چَکچَک که به نشانه دوازده ماه سال دوازده برگ گل همانند نیلوفر دارد
چندی پس از آن گذرمان به زیارتگاه دیگری در شمال شهرستان اردکان افتاد که پیر سبز و یا پیر چَکچَک خوانده میشد. وجود رشید رشیدی متولی زیارتگاه، خیلی مفید بود تا از چند و چون این مکان مقدس زرتشتی برایمان بگوید. پیش از این، تصور من این بود که یک زیارتگاه زرتشتی، بنایی همچون مسجد و کلیسا و کنیسه است که صرفاً برای نیایش ساخته میشود ولی حکایت به گونه دیگری بود. در این جا ناچارم خیلی خلاصه بنگارم که بر اساس نوشتههای تاریخ زرتشتی، یزدگرد سوم هنگام یورش اعراب به کاخ مدائن (چند کیلومتری بغداد کنونی) همسرش کتایون، دو پسرش هرمزان و اردشیر و چهار دخترش شهربانو، پارسبانو، مهربانو و نیکبانو را به یزد آورد تا در امان باشند. خودش راه مرو یا ماری در پیش گرفت و به دست آسیابانی کشته شد و چون خبرش به یزد رسید، هر یک از فرزندان تصمیم گرفتند از هم جدا شوند. هرمزان و شهربانو به دست اعراب اسیر میشوند اما سایر فرزندان هر یک به گوشهای میگریزند. نیکبانو به همراه ندیمهاش بانو هریشت Herisht به سوی اردکان رو میآروند و در آن جا از هم جدا میشوند. نیکبانو در دامنه کوه چَکچَک ناپدید میشود که اینک همان مکان به زیارتگاه تبدیل شده است. بانو هریشت هم چند کیلومتر آنسوتر با فرزندی در بغل به کوه دیگری پناه میبرد که امروزه زیارتگاه پیر هریشت نام دارد. واژه «پیر» که در فرهنگ ایرانی-اسلامی به شیخ و مراد گفته میشود در فرهنگ زرتشتی معنای دیگری دارد و گمان میکنم برابر با واژه «حضرت» برای مسلمانان باشد.

سه شعله نمادین زیارتگاه پیر چَکچَک به نشانه پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک

نمای دشت و کوهستان از درون زیارتگاه پیر چَکچَک
بر من آشکار گشت زیارتگاه زرتشتی نه دقیقاً همانند امامزاده، آرامگاه یک فرد است و نه دقیقاً به مسجد و کلیسا میماند. شاید تلفیقی از این دو باشد. به عبارتی محل ناپدید شدن شاهزادگان ساسانی، هم اینک کارکرد یک مسجد یا کلیسا پیدا کردهاند. این را از آن رو مینویسم که در زیاتگاه زرتشتی همانند امامزادهها، سنگ مزاری دیده نمیشود و کل بنا صرفاً یک یادمان است. گر چه در زیارتگاه پیر هریشت، اتاقک شیشهای به اندازه یک تابوت بر دور یک قطعه سنگ طبیعی کوه ساخته بودند که نمیتوان گفت منظورشان سنگ مزار است.

نمای دور زیارتگاه پیر هریشت Herisht

نمای نزدیک از گنبدهای زیارتگاه پیر هریشت

بهرام شیرمردی متولی زیارتگاه پیر هریشت در حال رتق و فتق شعلههای نمادین سهگانه
وجه مشترک همه زیارتگاههای زرتشتی، سه شعله کوچک آتش است که به باور ایشان هیچ گاه نباید خاموش گردند و به همین دلیل متولی زیارتگاه همیشه مواظب است تا روغن آفتابگردان (همین روغن مایع خوراکی هم قبول است) تمام نشود. زیارت کنندگان زرتشتی نیز هنگام ورود به این مکان معمولاً روغن نذری میآورند. متولی میگفت تاریخ گذشته هم باشد ایرادی ندارد. این سه شعله کوچک هر یک نماینده یکی از اصول دین زرتشت هستند که متأسفانه در زندگی مسلمانان امروزی هیچ جایگاهی ندارند. پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک. این که نوشتم جایگاهی در زندگی مسلمانان امروزی ندارند، تعارف نیست. هم پندار خرابی داریم، هم گفتار و هم کردار.

چیزی شبیه سنگ مزار در زیارتگاه پیر هریشت که واقعاً سنگ مزار نیست و تخته سنگ طبیعی کوهستان است که تنها دورش اتاقک شیشهای ساختهاند.

زیارتگاه پیر نارکی: هشدار به برخی هموطنان

این هم دقت نظر همان هموطنان
مطالب مرتبط:
گشتی در روستای فهرج – استان یزد
گشتی در ویرانههای زمینلرزه طبس
سفر به روستای کهن کندوان در آذربایجان شرقی
Hooshang Samani