یادی از زنده یاد همایون خرم

گل‏حلقه صبا پرپر شد

آگاهان موسیقی ایران، نیک می‏دانند پس از راه‏اندازی نخستین فرستنده رادیو ایران در اردیبشهت 1319 خورشیدی (1940 میلادی)، رنگ دیگری به صداهای موسیقی ما افزوده شد و تا انقلاب 1357 خورشیدی (1979 میلادی) در یک دوره 38 ساله شکل دیگری از موسیقی ایرانی با حال و هوایی کاملاً متفاوت از میراث دوران قاجار به وجود آمد. مجموعه برنامه‏هایی که همگی در واژه «گلها» مشترک بودند.

اما نمی‏توان ادعا کرد پدیده رادیو به تنهایی سبب پیدایش این گونه موسیقایی شد زیرا آن یک ابزار است و هر ابزاری می‏توانند در رویارویی با آدم‏های مختلف، نقش‏های رنگارنگی بیافریند. در این میان، استاد ابوالحسن صبا و حلقه شاگردانش، نقش تعیین کننده‏ای داشتند تا موسیقی موسوم به «رادیو» شکل بگیرد. گر چه نمی‏توان گفت دیگر بزرگان نقشی نداشتند. در کنار صبا، آهنگسازان بزرگی چون حسین یاحقی، روح‏الله خالقی و جواد معروفی در خدمت موج نوین موسیقی ایران بودند.

صبا موفق شد حلقه‏ای از بهترین استعدادهای زمان خویش را گرد هم آورد و به واقع گل‏حلقه‏ای تشکیل داد. جوانانی که آن روزگار چندان اسمی نداشتند، عاشقانه گرد صبا چرخیدند و چه در زمان حیات وی و چه هنگامی که استاد در سال 1336 خورشیدی (1957 میلادی) سر بر زمین نهاد، میراث مراد خویش را دنبال کردند و پر و پیمان‏ترین کارنامه موسیقی یکصد سال گذشته را در حوزه‏های آهنگسازی، خوانندگی، نوازندگی و حتی سازگری به یادگار گذاشتند. فرامرز پایور، حسن کسایی، همایون خرم، رحمت‏الله بدیعی، علی تجویدی، مهدی خالدی، غلامحسین بنان، داریوش صفوت، حسین تهرانی، حسین ملک، محمد بهارلو، لطف‏الله مفخم پایان، ابراهیم قنبری‏مهر و ... هر یک برگی از این حلقه بودند که با پژمردن همایون خرم، هم اینک تنها دکتر داریوش صفوت، رحمت‏الله بدیعی و استاد یگانه، ابراهیم قنبری‏مهر مانده‏اند.

 

یادی از زنده یاد همایون خرم

 

از منظری دیگر همایون خرم یکی از ستون‏های تولید موسیقی در یکصد سال اخیر به ویژه در دوره رونق موسیقی رادیو به شمار می‏رود. اگر از نظر کمی و کیفی بخواهیم کارنامه وی را ورانداز کنیم تنها می‏توان او را هم ردیف روح‏الله خالقی، حسین یاحقی، جواد معروفی، علی تجویری و فرامزر پایور دانست. چه بخواهیم و چه نخواهیم امروزه بخشی از حافظه شنیداری ایرانیان با آثاری همچون «تو ای پری کجایی»، «رسوای زمانه»، « غوغای ستارگان» با شعر آغازین «امشب در سر شوری دارم» و ... پر شده است.

تنها گفت و گوی من با زنده‏یاد همایون خرم در بهار سال 1384 خورشیدی (2005 میلادی) در آموزشگاه وی (فکر کنم بالاتر از پارک ساعی بود) صورت گرفت. آن روزگار اهل حروفچینی روی نوت بوک نبودم و دستی می‏نوشتم. پس از تنظیم، به دوست گرامی سید ابوالحسن مختاباد سپردم تا احتمالاً در همشهری چاپ شود ولی گویا در کوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری آن روزگار، گم شد و دیگر پیگیر نشدم. اکنون تنها می‏توانم به مغزم فشار بیاورم شاید چیزکی یادم بیاید.

محور گفت و گوی ما پیرامون رابطه میزان دانش، سن و سال و محیط زندگی بر آهنگسازی بود. باور داشت اگر پا به میانسالی نمی‏گذاشت برخی از آثارش امکان بروز نمی‏یافت. می‏گفت از آهنگ یک جوان نباید خرده گرفت چون متناسب با سن خود تولید کرده است. « من تفاوت آهنگ‏های جوانی و میانسالی را کاملاً حس می‏کنم و پختگی در آثار متأخرم هویداست.» وی آرامش آهنگ‏هایش را تأثیر گرفته از دوران آفرینش آن‏ها عنوان کرد که همانند امروز، ذهن آدم‏ها این قدر در گیر اما و اگرهای فراوان نبود. از این منظر به باور من او فرزند زمان خویش بود. آن گونه ساخت، که بود. رفتار وی حتی در سال‏های اخیر هیچ شباهتی به رفتار پر آشوب مردمان زمانه ما نداشت. با همان آرامش سال‏های دهه سی، چهل و پنجاه در میان مردم دیده می‏شد و چه سعادتی که خوش زیست. تا ایران و ایرانی هست و موسیقی ایرانی شنیده می‏شود، یادش گرامی است.

 

مطالب مرتبط:

به یاد زنده­یاد استاد حسن کسایی

در باره فرهاد فخرالدینی

یادی از زنده یاد محمد نوری

در باره محمدعلی کیانی نژاد

واقعه ای در موسیقی فیلم در باره مجید انتظامی

تجربه دیگری برای نی و ارکستر

 نای تو بوی سیاه چادر می دهد

 سی سال با دو مضراب - مروری بر کارنامه هنری مشکاتیان

حکایت آهنگسازی در موسیقی ایران

 یک موسیقیدان مسئول در باره استاد نصرالله ناصح پور

 دیدار با استاد احمد ابراهیمی - خواننده قدیمی

 پدر گروه نوازی در موسیقی ایرانی - در باره استاد فرامرز پایور

 یک عمر برای معرفی سه تار در باره جلال ذوالفنون

آواز بیات اصفهان با طعم فارسی

آخرین راوی همایون قدیم - در باره استاد علی تجویدی

حسین علیزاده از 56 تا 86

بداهه پرداز شیدا - در باره محمدرضا لطفی

 یک لر موسیقیدان - در باره علی اکبر شکارچی  

شهرام ناظری، كبك خوشخوان زاگرس

دیداری با سوز کمانچه استاد بهاری