آپارتمانهای باستانی در مرکز ایران
گشتی در روستای خَرانَق – استان یزد
آپارتمانهای باستانی در مرکز ایران
داشتن دوستان خوب همچون سعید صمدی و کامبیز هوشی و همچنین در اختیار داشتن اسبی راهوار چون خودروی مگان، سعادتی است که اگر نصیب شود، چه میشود و بدین سان برای بار دوم گذرم به روستای خَرانَق Kharanagh افتاد. دهکدهای دنج و بسیار کهن در هفتاد کیلومتری شمال یزد و درست سر راه طبس که از نظر طبیعت، هیچ شباهتی به کویر ندارد. کوهستانهای پیرامونش، آن را از نظر آب و هوا ثروتمند کردهاند. این بار با دقت بیشتری در بافت کهنش گشتم و حیفم آمد شما نبینید.

انبوهسازی مسکن به صورت طبقه طبقه، پدیدهای نوین و برآمده از زندگی ماشینی است که امروزه سرتاسر جهان را در نوردیده است. در دوران کهن، چنین نیازی نبوده وگرنه پیشینیان نیز میتوانستند چیزکی کوچکتر از برجهای امروزی بسازند. نیم نگاهی به ساختمانهای کهن ایرانی، نشان میدهد خانهها عموماً یک، دو و در موارد بسیار اندکی سه طبقه بودهاند. البته بگذریم از کاخ شش طبقه عالیقاپوی اصفهان که در زمانه خودش تنها آسمانخراش ایرانی به شمار میرفته است.

علاوه بر این، نکته دیگری در خصوص خانهسازی به صورت چند طبقه وجود داشته و آن توان مصالح کهن بوده است. خشت و گل و بعدها آجر و گل به دلیل فنی، توان بارگذاری سازههای پرتوان امروزی را نداشتهاند. پس لاجرم باید جوری میساختند که فرو نریزد و بهترین گزینه ساختمانهای ساده و عموماً یک یا دو طبقه بوده است. البته استثنا هم داریم، دژ پنج طبقه «نارین قلعه» در میبد که کاملاً از خشت و گل ساخته شده است.

این روستا، معماری کاملاً متفاوتی از دیگر مناطق مرکز ایران را به نمایش میگذارد. بافت کهنش در واقع یک مجتمع مسکونی چند طبقه به شمار میرود که بر فراز تپهای کوتاه قامت ساختهاند. مساحتش کم نیست، در حدود 11 هزار متر مربع، با شش برج نگهبانی، دارای چهار دروازه با 80 واحد مسکونی که عموماً 2 تا 3 طبقه و در جاهایی چهار طبقهاند. برای حفاظت بیشتر ساکنانش، دور تا دور آن را کانال آب کندهاند که البته امروز نشان چندانی از آن کانال دیده نمیشود.

پیشینه روستا به درستی روشن نیست. برخی مورخان، تا 4000 هزار سال برآورد کردهاند! پل دو منظوره پایین دست روستا که نشانی از معماری ساسانی دارد، کهنترین نماد باستانی روستا به شمار میرود. این دهکده در گذشته نه چندان دور، زرتشتینشین بوده است. بنای مسجد جامع روستا با مناره زیبا و منحصر به فردش که یادگار دوران قاجار است، نشانه دیگری است تا باور کنیم تا همین چند صد سال پیش، همه اهالی روستا احتمالاً مسمان نبودهاند ولی امروزه دیگر نشانی از زرتشتیان دیده نمیشود. شاید به یزد رفته باشند. این اتفاق را در یک روستای کاملاً زرتشتی دیگر دیدم که همه ساکنانش کوچ کرده بودند.

منار جنبانی دیگر
مسجد جامع روستا یک مناره سه طبقه به بلندی 15 متر دارد که در گذشته کارکرد دیدبانی و فانوس گردانی برای هدایت کاروانیان داشته و با توجه به مسجد پیرامونش لابد محلی برای اذانگویی هم بوده است. گویا مناره این مسجد با تکان دادن دست، میجنبد. بنابراین تنها رقیب منار جنبان اصفهان به شمار میرود. البته در ورودی آن را بستهاند تا کسی هوس امتحان کردنش را نکند!

نام خرانق در گذشته «خورنق» یا «خورانق» به معنی زادگاه خورشید بوده است. بافت کهن آن دژمانند است یعنی همه اهالی روستا درون آن میزیستند و تنها برای کار و کشاورزی بیرون میآمدند. در واقع این دژ، محافظ جان و مال روستائیان در برابر هجوم غارتگران بوده است. اینک میتوان فهمید چرا با وجود فراوانی زمین در منطقه، به ساختمان سازی طبقهای روی آوردهاند. اگر دغدغه برج سازان شهری در تهران و اصفهان و مشهد و تبریز، گرانی زمین است، مردمان خرانق به نکته دیگری توجه داشتند و آن سهولت نگهبانی از جان و مال روستائیان در برابر هجوم غارتگران بوده است. به جای آن که اهالی را در زمین گستردهای به مساحت چهل تا پنجاه هزار متر مربع سکونت دهند، در زمینی کوچکتر (یازده هزار متر مربع) جا دادهاند تا سربازان و مدافعان توان بیشتری برای برخورد با مهاجمان داشته باشند. طبیعتاً در چنین روستایی بسیاری از نیازهای مسکونی متفاوت از خانههای مستقل طراحی شده است. زندگی آپارتمانی، استقلال زندگی خانههای شخصی را ندارد و فرهنگ خاصی میطلبد. گویا اهالی پیشین خرانق، تعامل خوبی با هم داشتهاند که قرنهای پی در پی توانستند در چنین مجتمعی به خوشی روزگار بگذرانند. اما اهالی امروز روستا، کاملاً تغییر رویه داده و به شیوه همه روستاهای درب و داغان کشورمان خانهسازی میکنند.


كاروانسرای قاجاری
بانی این بنا، شاهزاده ولی میرزا فرزند فتحعلی شاه قاجار بوده است. كاروانهایی كه به سوی خراسان و آسیای میانه در حركت بودند، ناگزیر از خرانق میگذشتند. حتی امام هشتم شیعیان در سفر مدینه تا ماری یا مرو، دست کم شبی را در خرانق گذرانده است ولی از آن کاروانسرا، چیزی دیده نمیشود. شاید در دوره قاجاریه، بر همان خرابهها، چنین کاروانسرای روبراهی ساخته باشند.

پل تاریخی آبرو

پلها عموماً برای گذر آدمیان، حیوانات و دیگر ابزار جابجایی همانند خودرو ساخته میشوند. در این میان پلهای آبرو بسیار کم هستند. وقتی ضرورت پیش آید از این سوی دره به آنسویش آبراهی بسازند، ناچار پل میزنند. آبراه کهن خرانق به سبک معماری دوره ساسانیان بر روی رودخانهای فصلی بنا شده است. چهار دهانه دارد. پلی که هم از زیر آن آب میگذرد و هم از بالایش. مصالح به کار رفته در ساخت آن سنگ و ساروج و طول پل 40 متر است. در کتابهای تاریخ یزد، پیشینه آن را به 10 قرن پیش نسبت میدهند. این پل در استان یزد یگانه است.

باغهای روستا به شکل زیبایی از سه جهت آن را دوره کردهاند و نمایی بسیار تماشایی دارند. سرو، درخت ویژه استان یزد، فراتر از یک موجود زنده، نمادی از آزادگی و گرایش مذهبی نیز به شمار میرود. همه حسینیههای یزدی، نخلهایی بر گرفته از نماد سرو دارند.

مطالب مرتبط:
بر خشتهای کهن و به یاد کرسی مادربزرگ
گشتی در زیارتگاههای زرتشتیان استان یزد
گشتی در روستای فهرج – استان یزد
گشتی در ویرانههای زمینلرزه طبس
سفر به روستای کهن کندوان در آذربایجان شرقی
Hooshang Samani