دیدهبان تنگه هرمز
سفرنامه هرمزگان- بخش سوم
دیدهبان تنگه هرمز
سفر پنج روزه و بسیار پرهزینه من به استان هرمزگان از بیخ و بن برای انجام کاری در شهر بندرعباس طراحی شده بود که به دلیل اشتباه محاسباتی و برخورد با دو طوفان (یکی جزیره کیش و یکی در جزیره قشم) اَلَکیالَکی 730 هزار تومان آب خورد و عمده آن کرایههایی بود که برای جابجایی و یا هتل پرداخت میکردم. هر چه بود ساعت 13 روز چهارشنبه سوم اسفند، برای سومین بار به بندرعباس پا نهادم. پیش از این در سالهای 72 و 75 سفری داشتم. چهره بندر زیادی تغییر کرده بود، آن قدر که منطقه نوساز گلهشر اصلاً به چشمم آشنا نیامد. بگذریم.

تندیس امامقلی خان در یکی از میادین شهر قشم
برای سالهای پیدرپی، بندر سیراف مهمترین بندر تجاری سواحل خلیج فارس (استان بوشهر) و دریای عمان بود تا این که زلزله مرگبار سال 367 هجری قمری پرونده رونق آن را بست و دیگر هیچگاه نتوانست اعتبار گذشته را بازیابد. پس از آن، نوبت شهر کهن لیان یا بوشهر امروزی بود که به عنوان مهمترین بندر حوزه خلیج فارس و دریای عمان قد برآرد. این عنوان همچنان بر تارک بوشهر میدرخشید تا این که با راهاندازی خط آهن سراسری ایران در سال 1317 خورشیدی (1938 میلادی) که خرمشهر در غربیترین نقطه خلیج فارس را به بندر ترکمن در شمالیترین نقطه سواحل ایرانی خزر وصل میکرد، کمکم چراغ رونق بندر بوشهر کمسو شد و عنوان مهمترین بندر منطقه از آن خرمشهر گردید.

نمای شهر از تنگه هرمز
شلیک نخستین توپ عراقی در 31 شهریور 1359 (سپتامبر 1980) در واقع زنگ پایانی برای دوران شکوفایی خرمشهر بود و چارهای نداشت تا عنوانش را به شهر دیگری بدهد که طبیعتاً شهر بندرعباس به علت دوری از کانون درگیریهای ایران و عراق و همچنین نزدیکی به تنگه هرمز مورد توجه قرار گرفت و کمکم به جای خرمشهر و بوشهر خودنمایی کرد، به ویژه آن که در دهه دوم پس از انقلاب، خط آهن سراسری ایران به بندرعباس نیز رسید و حکم سروری بنادر ایرانی به نام این شهر صادر شد. البته شلیک نخستین توپ ابلهانه صدام حسین، علاوه بر بندرعباس برای شیخنشین دبی نیز نوید بخش دوران رشد و شکوفایی بود و گذشت زمان به نیکویی نشان داد برنده اصلی جنگ ایران و عراق، بندر دبی بود نه بندرعباس!

مرکز شهر
موقعیت اقتصادی و راهبردی
بندرعباس با ارتفاع ده متر از سطح دریای آزاد در فاصله 1333 کیلومتری جنوب تهران قرار دارد. نزدیکترین شهر به آن شهر قشم (مرکز جزیره قشم) با حدود بیست کیلومتر است. درصد بسیار بالایی از ترانزیت کالا از طریق اسکلههای شهید رجایی و باهنر این بندر صورت میگیرد. جمعیت این شهر در فصلهای سال متفاوت و به طور معمول در پاییز و زمستان بیشتر است. به دلیل شرایط خاص آب و هوایی در نوروز، بسیار شلوغ میشود. تابستانهای گرمش چندان مشتری ندارد ولی موقعیت بازرگانی و صنعتی شهر ایجاب میکند آنان که درگیر با مسائل اقتصادی هستند در همه روزهای سال به این شهر آمد و شد کنند.

تاریخچه
شهر فعلی بندرعباس (مرکز شهر) برای اولین بار توسط هلندیها در شرق بندر کوچکی به نام سورو بنا گردید. ساختمان گمرک قدیم و عمارت کلاه فرنگی از جمله اولین بناهای بودند که ایجاد شدند و کمکم شهر گسترش یافت. مدارک و نقشه و نقاشی از بافت اولیه شهر جدید بندرعباس در اسناد مربوط به کمپانی هند شرقی هلند موجود است. مهمترین اسکله شهر سورو نام داشت که بعد از انقلاب به نادرستی نامش را اسلکه شهید باهنر نهادند، درست همانند اشتباهی که در باره میدان توپخانه تهران کردند.
بنا به نوشته ایرج افشار سیستانی «شهر بندرعباس از روزگاران کهن دارای نامهای چون گاملاو، کاماراو، گامبری، گمبرون، گامرون، گمرو و جرون بوده است.» تا سال ۱۶۲۲ میلادی (1001 خورشیدی) شهر بندری گمبرون به مدت بیش از یک قرن در اشغال استعمارگران پرتغالی بود. شاه عباس توانست با کمک نیروی دریایی انگلیسیها و توانمندی امامقلیخان سردار ایرانی، دست پرتغالیها را از این بندر کوتاه کند که به افتخار این پیروزی، بندر گمبرون به بندرعباس تغییر نام داده شد. در تقسیمات فعلی کشوری شهر بندرعباس مرکز استان هرمزگان و مهمترین مرکز راهبردی و بازرگانی ایران در کنار خلیج فارس و دریای عمان به شمار میرود. گروهی از بومیان بندرعباس به گویش بندری از زبان فارسی سخن میگویند. گروهی دیگر، زبانی آمیخته از فارسی، هندی، اردو، آفریقایی، عربی و غیره دارند که در جایجای سواحل جنوب با تغییراتی همراه است.
فرهنگ و هنر
حضور اقوام گوناگون در این منطقه همانند فارس، هندی، عرب و آفریقایی به فرهنگ آن تنوع خاصی داده است. انواع زریدوزی، تشک بافی، وددو دوزی، بادله ذوزی و گلابتون دوزی از کارهای مهم صنایع دستی است. به ویژه لباس زیبای زنان بندری که همچنان مشتریان خود را دارد. موسیقی بندری نیز در میان همه ایرانیان داخل و خارج از کشور محبوبیت زیادی دارد، چنان که برای مثال اقوام ساکن در نیمه جنوبی کشور از اصفهان به پایین، در شادمانیهای خود علاوه بر به کار گرفتن موسیقی منطقه خویش، دقایقی نیز به موسیقی بندری روی میآورند زیرا تقریباً در همه عروسیها، این نوع موسیقی بسیار پرمشتری و بخش جداییناپذیر شده است.

برای ما که از دنیای خلاف، تنها سالی سه چهار بار سهمیه قلیانکشی داریم، این منظره نیکوست. شما را نمیدانم!
آب و هوا
آب و هوای این شهر گرم و مرطوب است. فصل گرمای آن نزدیک نه ماه از سال ادامه دارد. دمای هوا در گرمترین روزها به چهل و چهار و در سردترین روزها به چهار درجه سانتیگراد میرسد. گردشگران عموماً پاییز و زمستان و اوایل بهار به تماشای سواحل زیبای خلیج فارس میروند. تقریباً در همه روزهای سال میتوان در استخرهای فضای باز شنا کرد. به همین دلیل سونا و استخر سرپوشیده در این شهر چندان مشتری ندارد زیرا هوای بندر نه ماه از سال خود یک سونای طبیعی است!

زنان فروشنده بر خلاف شهرهای مرکزی و شمال غرب ایران، در بندرعباس بسیارند.

میوه سمت راستی زیتون خوانده میشود ولی هیچ ربطی به آن زیتونی که شما میشناسید، ندارد. خود بندریها میگویند این همان زیتونی است که در قرآن آمده است. بگذریم. ابتدا از پاکستان به چابهار و بعد به بندرعباس آوردهاند و اینک میوه بومی است. بوی بسیاری قوی و خوشایندی دارد، چنان که یک کیلوی آن درون کیف لپتاپ من، همه را متوجه میکرد و در واقع لو میداد که در چنته چه دارم. میوه سمت چپی، کُنار نام دارم و به گوجهسبز (آلوچه) میماند. هموطنان خوزستانی با میوه کُنار آشنایند ولی این کُنار با آن کُناری که ما در شوشتر دیدم، خیلی فرق میکند. تقریباً به اندازه یک خرمای درشت است در صورتی که اندازه کُنارهای خوزستان به فندق میماند و صد البته مزه دیگری دارند چرا که این دو، میوه متفاوتی هستند.
آثار تاریخی

معبد هندوها
میتون به عمارت کلاه فرنگی که ساختمانش توسط هلندیها در سال ۱۱۱۰ هجری قمری بر پا شده، اشاره کرد. قلعهای با شانزده برج و سه دروازه که پیشتر به عنوان اداره گمرک استفاده میشده است. همچنین حمام گلهداری، که به حمام شاهعباس نیز معروف است. از همه جالبتر معبد هندوهاست که در بندرعباس به بُت گورُ معروف است. در سال 1310 خورشیدی (1931 میلادی) توسط هندوهای ساکن بندرعباس به سبک معماری هندی و توسط معماران هلندی بنا شده و در حال حاضر به عنوان موزه تاریخی استفاده میشود. این معبد در مرکز شهر و در فلکه برق به راحتی دیده میشود. خوری به نام «گور سوزون» نیز در بندرعباس وجود دارد که گویا هندوهای ساکن شهر مردگان خود را در کنار آن میسوزاندند و احتمالاً بنا به سنت هندوها خاکستر آن را به این خور میریختند. امروزه بخشی از فاضلاب شهر از این راه به خلیج فارس میریزد.

نمای درون معبد هندوها
فرودگاهی بدون سانحه
نخستین فرودگاه بندرعباس در سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۴۶ خوشیدی ( 1950 تا 1967 میلادی) در محلی به نام بند گناران در ۲۵ کیلومتری جاده فعلی بندرعباس سیرجان (منطقه بابا غلام) قرار داشت. از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۴۹ (1967 تا 1970) فرودگاه بندرعباس به جای دیگری انتقال یافت و کار ساخت فرودگاه جدید (فرودگاه فعلی) همزمان آغاز شد. در سال ۱۳۴۹ ساخت باند این فرودگاه به پایان رسید و ساختمان ترمینال آن در شرایط نیمه تمام مورد بهرهبرداری قرار گرفت که یک سال بعد با تکمیل ساختمان پایانه و نصب کامل دستگاههای کمک ناوبری به صورت رسمی آغاز به کار کرد.
این فرودگاه به علت منطقهای که در آن واقع شده، عضو IATA نیز هست و هم اینک روزانه دهها پرواز در آن صورت میگیرد. پروازهای داخلی در مسیرهای بندرعباس به تهران، کیش، ابوموسی، چابهار، اصفهان، یزد، شیراز، رشت، مشهد، اهواز، کرمانشاه، ساری، تبریز و خارک انجام میشود. بیشتر پروازهای خارجی آن به کشورهای حوزه خلیج فارس، پاکستان و هند صورت میگیرد، عموماً به مقاصد کرالا (کوچین)، کراچی، دوبی، دوحه، بغداد، دمشق، مدینه و جده. ویژگی مهم و جالب توجه فرودگاه بندرعباس با وجود فعالیت گستردهاش، بدون سانحه بودن آن است.
راه و خط آهن
راه آهن بندرعباس از طریق بافق به شبکه سراسری راه آهن کشور وصل شده است و روزانه چندین رام قطار به مقصدهای مشهد، اصفهان و تهران حرکت میکنند. ضمن این که بیشتر حجم کالاهای ترانزیتی از بندر به مقصد آسیای میانه با همین خط آهن صورت میگیرد. بندرعباس داری سه جاده مهم ارتباطی با سه گوشه شرق، غرب و شمال کشور است که با وجود کامیونها و خودروهای کوچک و بزرگ مسافری، یکی از شلوغترین جادههای ایران محسوب میشود. روزانه صدها اتوبوس از سه گوشه بندرعباس وارد یا خارج میشوند. علاوه بر اینها، مسافران مسیر جنوبی نیز منحصراً با استفاده از انواع شناورهای کوچک و بزرگ راهی جزیرههای قشم، هنگام و یا هرمز میشوند.

وقتی سوار بر شناور هستی، این پرندگان دریایی انگار عروسی گرفتهاند. مرتب دور شناور پرواز میکنند و مردم دوربین به دست را بینصیب نمیگذارند. ندیدم به آب شیرجه بزنند و ماهی بگیرند و به گمانم دنبال شناورآمدن، یک جور سرگرمی برای آنهاست تا این که بخواهند از آب متلاطم دور شناور ماهی بگیرند.
هتلها
بندرعباس به دلیل موقعیت خاص تجاری و توریستی خود دارای هتلهای بزرگی نظیر هتل هما(پنج ستاره)، هتل هرمز(پنج ستاره)، هتل خلیج فارس (پنج ستاره)، هتل آپارتمان آتیلار ۱ (چهار ستاره) است. سایر هتلهای بندرعباس عبارتند از: هتل آپارتمان آتیلار ۲، هتل آپارتمان قدس، هتل گوهرشاد، هتل گنو، هتل گلشهر، هتل سعدی، هتل حمزه، هتل نقش جهان، هتل دریا، هتل کوثر، هتل بوعلیسینا، هتل امین و هتل فروغ.
حاشیههای سفر
پیشتر نوشتم به دلیل هوای طوفانی، امکان سفر از اسکله مسافری قشم به بندرعباس ممکن نبود و تنها گزینه ممکن، استفاده از بندر بسیار کوچک لافت واقع در شمال غرب جزیره قشم بود که نزدیکترین فاصله تا خشکی را دارد، حدود 1800 متر که به گفته بومیان، در شرایط هوای طوفانی، امکان حرکت شناورها در این مسیر کوتاه وجود دارد اما آن روز که قسمت ما بود، آسمان تپید! گفتند ناآرامی دریا امروز به قدری است که این امکان حداقلی هم وجود ندارد. سه ساعت ماندیم تا یکی از مسئولان بندری تصمیم گرفت علیرغم ادامه طوفان، خطرپذیری کند و اجازه بدهد پانصد مسافر سرگردان سوار شناوری باری-مسافری شوند.

شناوری که از بندرپل به این سوی آب (بندر لافت) آمده تا مسافرانش را جابجا کند

مسافران منتظر در بندر پل برای رفتن به قشم
هر چه بود شناور کندرو با پانزده دقیقه زور زدن ما را به اسکله آنسوی آب که بندر بسیار بسیار کوچکی به نام پُل بود، رساند ولی پیاده شدن از این غول آدمبر و ماشینبر پنج دقیقه طول کشید. تصور کنید عرض یک پیادهروی سه متری را در پنج دقیقه طی کنید. چه حالی به شما خواهد داد؟ ملت همیشه در صحنه و زجرکشیده و دشمنکُش ایران که نمونهاش در لب آب چونان توده زنبور گرد آمده بودند، میخواستند بدون این که یک نفر از جمعیت داخل شناور پیاده شود، سوار شوند! درست مانند وقتی که در صف توالت عمومی هستی، بدون این که یکی از توالت بیرون بیاید، زور بزنی وارد بشوی. یعنی این مردم شریف با آن همه دبدبه و کبکبه هنوز نمیدانند و یا نمیخواهند بدانند بدون پیاده شدن توده مسافران، نمیشود سوار شد. تقصیر هم ندارند، نه یاد گرفتند و نه یادشان دادند. در ایستگاههای متروی تهران و کرج نیز مردم چنیناند و بعد از چندین سال نفهمیدند چه چوری سوار شوند. واقعاً عجب مملکتی داریم!

سیل جمعیت برای سوار یا پیاده شدن
مطالب مرتبط:
Hooshang Samani