پدیده گردشگری از منظری دیگر

رونق گردشگری و امنیت ملی ایران

سامانه هتلداری و گردشگری کشور ما عموماً بر مدار اما و اگرهای اقتصادی می‏چرخد کما این که در سایر نقاط دنیا نیز چنین است ولی این، تنها فایده برآمده از آن نیست چرا که وجوه قابل تأمل دیگری وجود دارد که ارزش آن‏ها کم از سود اقتصادی‏اش نیست. به ویژه اگر از لاک منافع فردی و گروهی بیرون بیاییم و نگاهی کلان‏تر به قضیه داشته باشیم، خواهیم دید که رونق گردشگری و پیرو آن هتلداری کشور، چه منافع ارزشمندی در پی دارد. نوشته زیر از منظری غیراقتصادی و با رویکردی اجتماعی-فرهنگی، مقوله گردشگری و هتلداری داخلی را می‏شکافد.


رونق گردشگری و امنیت ملی ایران

 

 تلاقی فرهنگ‏ها

هتل می‏تواند در کشوری چند قومیتی همانند ایران، نقش ارزنده‏ای ایفا کند به شرط آن که علاوه بر کارکرد اقتصادی خود، جنبه‏های فرهنگی نیز در آن لحاظ بشود. مادامی که یک مسافر آذری در یکی از هتل‏های بندرعباس اقامت کند و هیچ نشانی از فرهنگ بندری نبیند، نمی‏توان انتظار داشت اتفاق نیکویی رخ بدهد. در چنین شرایطی، هتل فقط همانند اتاق خواب عمل می‏کند و هیچ فایده ویژه‏ای بر آن متصور نیست. پس برای تلاقی پر منفعت فرهنگ‏ها، ضرورت دارد سامانه هتلداری ما متناسب با جغرافیای خویش، به مهمانان داخلی و خارجی، خدمات فرهنگی نیز ارائه کند و این خود شاخه‏های مختلفی دارد. برای مثال به خوراک‏های استاندارد شده‏ای همچون جوجه کباب، چلوکباب، قرمه سبزی، چلو گوشت، کباب برگ و چلومرغ اکتفا نکند زیرا در هر گوشه ایران، چنین خوراک‏هایی به وفور یافت می‏شوند. آن چه برای یک مهمان گیلکی، کرد، لر و یا ترک در شهری همانند بندرعباس ممکن است خیلی جالب باشد، خوردن خوراکی غیر از موارد پیش گفته است.

راهکار دیگری از تلاقی مثبت فرهنگی، استفاده از جلوه‏های فرهنگ بومی منطقه در آرایش بخش‏های عمومی هتل و حتی برخی اتاق‏هاست، به گونه‏ای که در نخستین ورود، مهمان ذوق‏زده شود و احساس متفاوتی از اقامتگاهش بگیرد. احساسی که سال‏ها در ذهن وی بماند و خاطره نیکویش را برای دیگران هم باز گوید. برای مثال پوشش کردی مهمانداران در یک هتل منطقه کردنشین کشور، اثر نیکویی بر چهره مهمان خراسانی یا بلوچی خواهد نهاد. اگر به معماری ساختمان‏های امروزی کمی دقت کنیم، می‏بینیم همه آن‏ها از یک الگوی مدرن شهری پیروی می‏کنند و به صرف دیدن یک ساختمان، متوجه نمی‏شویم که در کجای ایران هستیم ولی وجود عناصر فرهنگ بومی در یک هتل، به صورت ناخودآگاه، به مهمانان یادآوری می‏کند که در کجای ایران اقامت کرده‏اند.

 

تقویت خطوط مشترک

همه و یا بیشتر شهروندان ایرانی، علاوه بر داشتن وجوهی مشترک همانند زبان و خط پارسی، دین اسلام، سنت نوروز و غیره، سنت‏های ویژه قومی و منطقه‏ای خود را نیز دارند که دیدن آن‏ها برای دیگر هموطنان معمولاً جالب است و در بند پیش بدان پرداخته شد. اما یکی از وظایف نخبگان جامعه و متولیان امور، ضمن احترام نهادن به سنت‏های قومی هر منطقه، تقویت سنت‏های ملی است. برای مثال عناصر پیوند دهنده ایرانیان به یکدیگر نه تنها نافی ارزش‏ها و سنت‏های قومی نیست، بلکه نوعی همگرایی در دل آن‏ها نهفته است. دین اسلام فارغ از شیعه و سنی بودنش، همواره جذبه خاصی برای ایرانیان داشته است که تبلور آن را می‏توان در معماری مساجد شاهد بود. یک مسلمان سنی بلوچ یا کرد یا ترکمن وقتی پا به مسجد جامع اصفهان بگذارد، همانقدر احساس آرامش می‏کند که در شهر و دیار خودش چنین حالی را ممکن است داشته باشد. بنابراین هر گونه گرایش سامانه گردشگری و هتلداری به عناصر دین اسلام اعم از نمازخانه با دکور و معماری زیبای مساجد اسلامی یا توجه به دیگر ظرایف مربوطه می‏تواند احساس خوشایندی به مهمان مسلمان بدهد. نظیر این توجه را در خصوص نوروز هم می‏توان دنبال کرد کما این که برخی هتل‏ها، هر ساله سفره هفت‏سین جالبی را آذین‏بندی می‏کنند تا جلای چشم همه مهمانان از هر کجای ایران باشد.

 

رونق گردشگری و امنیت ملی ایران

 

احساس مالکیت در جهت وحدت و امنیت ملی

وقتی موضوعی به صورت ملی طرح می‏شود، معنی‏اش آن است که به همه مردم ایران تعلق دارد و نه یک شهر و استان به خصوص. برای مثال اشغال خرمشهر توسط ارتش عراق در سال 1359 خورشیدی، رویدادی از جنس ملی بود و بنابراین اقدام به آزادسازی آن هم در سطح ملی صورت گرفت و چنین نبود که یک نفر سمنانی یا مازندرانی بگوید اشغال خرمشهر به من ربطی ندارد! در واقع شهروندان هر کشوری در برخی امور، نسبت به کلیت کشور خود احساس مالکیت می‏کنند و باید هم چنین باشد. اینک در نظر بگیریم که ایران سرزمینی چهارفصل و بسیار گسترده‏ای است که در شرایط معمولی، خیلی از شهروندانش امکان دیدار همه نقاط را ندارند و یا انگیزه کافی بدین  منظور وجود ندارد. گر چه آنان به عنوان شهروندان ایرانی سهم یکسانی از همه نقاط کشور دارند ولی رونق گردشگری داخلی و پیرو آن امر هتلداری می‏تواند احساس و تعلق تک‏تک مردم ایران به سرزمین‏شان را در جهت امنیت ملی، بیشتر کند.

تصور کنید یک شهروند اردبیلی که روزهای عموماً سرد و یا در تابستان روزهای خنکی را پشت سر می‏گذارند، وقتی بتواند چند روزی در سردترین روزهای سال به جزیره کیش برود و درست در لحظه‏ای که همشهریانش از فرط سرما به کنج خانه‏ها خزیده‏اند، وی تنی به آب‏های نیلگون خلیج فارس بزند، چه احساسی نسبت به سرزمین و کشورش خواهد داشت. یعنی احساس تعلقی که وی پیش از سفر و اقامت در کیش نسبت به این جزیره ایرانی داشت، با درجه بسیار بالاتری تقویت خواهد شد و به خود خواهد بالید که در چنین کشور چهارفصلی زندگی می‏کند. در واقع دیدن و لمس کردن گوشه‏گوشه ایران توسط همه شهروندان، باعث علاقه‏مندی بیشتر ایشان به سرزمین پدری می‏شود که در این میان سامانه گردشگری و هتلداری نقش بسیار بزرگ و ارزنده‏ای دارد.

 

تمرین برای میزبانی جهانی

چون روز روشن است سهم ایران از بازار گردشگری جهانی بسیار بسیار اندک است که البته این موضوع، روی سخن ما نیست ولی اگر قرار باشد همه موانع رونق گردشگری ایران برطرف شود و ما سالانه شاهد ورود میلیون‏ها گردشگر خارجی باشیم، باید اعتراف کرد منهای کاستی‏های فراوان در زیرساخت‏های گردشگری، خود مردم ایران نیز به عنوان میزبانان اصلی، آمادگی چندانی برای میزبانی ندارند و این البته هیچ اشکالی به روحیه مهمان‏نوازی ایشان وارد نمی‏کند بلکه روی سخن در جهت دیگری است.

یک شهروند ایرانی فارغ از این که چه قومیتی داشته باشد، در روبرو شدن با شهروندان خارجی، معمولاً آمادگی لازم را ندارد. این عدم آمادگی از ندانستن زبان آغاز می‏شود و به نکته‏های ظریف‏تر نیز می‏رسد. اصولاً ایرانیان –به جز مرزنشینان- از دیرباز تا کنون، به صورت گسترده با شهروندان دیگر ممالک دنیا در ارتباط رودررو نبوده‏اند و شاید ضرورت آن هم پیش نیامده که چنین باشند. بنابراین پیش از آن که به فکر گسترش گردشگری خارجی به منظور ورود ارز به کشور باشیم، نیازمند آن هستیم که قدری توده‏های مردم را با مقوله مهمان آن هم به صورت کلان و نه موردی، درگیر کنیم که بدین منظور، رونق گردشگری داخلی در واقع تمرینی برای رویارویی با سیل گردشگران خارجی خواهد بود. بدیهی است سامانه هتلداری ما وقتی درگیر میزبانی گسترده از اقوام گوناگون ایرانی بشود، آمادگی بیشتری برای میزبانی ملیت‏های رنگارنگ از نقاط مختلف دنیا خواهد داشت.

 

امنیت اقتصادی برخی شهروندان از درآمد گردشگری

به طور معمول هر ده نفر گردشگری که به منطقه‏ای وارد می‏شوند، اشتغال یک نفر از اهالی آن محل سر و سامان می‏گیرد. اینک می‏توان تصور کرد رونق گردشگری و هتلداری داخلی، علاوه بر منافع مستقیمش، چه برکات جانبی می‏تواند داشته باشد. بسیاری از مردمان ایران به صورت جسته گریخته زندگی‏شان از قبل امور گردشگری و هتلداری می‏گذرد که در صورت فعال شدن همه ظرفیت‏های موجود، عملاً شغل این گونه افراد امنیت پایداری پیدا می‏کند و حتی زمینه برای اشتغال هزاران تن دیگر فراهم می‏شود. به یک معنی، صنعت هتل و گردشگری دست در جیب ثروتمندان می‏کند تا بخشی از آن را به مردمان تنگدست بدهد. اتفاقی که در حالتی غیر از این ممکن نیست. آیا می‏توان برای گذران زندگی هزاران تن از هموطنان، به صورت مستمر و بی هیچ دلیلی از ثروتمندان جامعه پول بگیریم؟ آن هم به شیوه مسخره‎‏ای چون صندوق گدایی؟ در حالی که یک سامانه گردشگری و هتلداری پویا، عملاً و به صورت محترمانه چنین می‏کند. خدمتی به طبقه ثروتمند می‏دهد و در مقابل پولی از وی می‏ستاند و ما نیک می‏دانیم این پول، چرخ زندگی خیلی‏ها را می‏چرخاند.

مطالب مرتبط:

گذری بر موسیقی هتل و رستوران

طبیعت‏گراترین مردمان جهان

هفت سین و هفتاد نغمه

موسیقی نوروز

سفرنامه ترکمنستان

سفرنامه ازبکستان

سفرنامه قزاقستان

سفرنامه قرقیزستان

سفرنامه تاجیکستان

سفرنامه تركیه