این ساز؛ بچهبازی نیست
داستان بازیافت یک ساز کوچک مینیاتوری در اصفهان
این ساز؛ بچهبازی نیست
در پایانه مسافری زایندهرود، پیش از سوار شدن به خودروهای شهرکرد، به جمشید ثابت راسخ تلفن زدم. خوشبختانه خانهاش در سهراه سیمین و بسیار نزدیک به پایانه مسافری بود. پیشتر از این گفته بودم که به زودی خواهم آمد و به همین دلیل او چند نمونه از ساختههایش را از کارگاه به خانه آورده بود. دوست نداشت مرا در کارگاه ببیند. خیلی سخت نگرفتم و به خانهاش رفتم.

جمشید به طور تخصصی روی سازهای کمیاب ایرانی کار میکند. رباب و قیچک؛ و اگر فرصتی باشد، کمانچه و تار و سهتار هم میسازد. تقریباً همه ساختههایش درجه یک بودند، هم از نظر صدادهی و هم زیبایی. من پیشتر با استاد پیشکسوت، رضا ژاله گفتوگویی داشتم که وی با همه مهارت در زیباسازی، سازهایش از نظر صدا، خیلی جلب توجه نمیکردند. خودش هم میگفت زیبایی از صدا مهمتر است. در واقع اولویت کاری ژاله ابتدا بر زیباسازی و بعد صداسازی بود اما جمشید، غیر از این میاندیشید. میگفت اول صدای ساز را بیرون میکشم و بعد در صورت نیاز و یا سفارش مشتری به تزئین آن میپردازم. اما آن چه باعث شد این نوشته را بنگارم، نکته دیگری بود که از ابتدا در برنامه دیداری ما جایی نداشت. وقتی سخنهایمان گل انداخت، رفت و از اتاق دیگرش، یک سهتار کوچولو با خود آورد. من که در جوانی، سالها تار و سهتار سرهم کرده بودم و اندک هزینه دانشجوییام را با همان سازهای کم کیفیت میگذراندم، با دیدن این ساز خیلی تعجب نکردم زیرا دقیقاً سه نمونه از همین سهتارهای کوچولو را با ذهنیت کودک مداری ساخته بودم و البته خیلی آش دهنسوزی هم درنیامده بودند. در نتیجه فوری به جمشید گفتم من هم از این سهتارهای بچهگانه ساختهام اما جمشید مقاومت کرد و گفت این سهتار بچهبازی نیست!
و بعد داستان ساخت آن را بدین گونه آغاز کرد: «روزی یک پیرمرد اصفهانی کیسهای آورد که درونش یک سهتار کوچولوی شکسته بود. گفت میشود درستش کرد؟ گفتم کار نشد نداره ولی این خیلی داغون شده و کار میبره. خلاصه پذیرفتم و یک هفته تمام روی آن کار کردم تا تکهتکههایش را به هم بچسبانم و سهتار داغون شده را زنده کنم. هنگام بررسی تکههای کاسه دیدم روی بخش درونی کاسه سهتار مهری زندهاند. چون دقت کردم، فقط یک تاریخ بود به این صورت 1218 خورشیدی. نیک میدانستم پیش از رضا شاه، همه تاریخهای ایرانی از نوع قمری بودند و معمولاً کسی تاریخ هجری خورشیدی استفاده نمیکرد. خلاصه کهن بودن ساز مرا خیلی دلگرم کرد به طوری که از صاحبش خواستم به من هدیه بدهد ولی او نپذیرفت چون که عنوان میکرد یادگار پدربزرگ بوده است. با توجه به تاریخ ساخت ساز و سن این پیرمرد، همه چیز با هم جور در میآمد. خلاصه وقتی ساز را سرهم کردم و صدایش را شیندم، شوقم فوران کرد و گفتم اگر نمیشود آن را صاحب شد، دست کم الگوبرداری که میشود کرد. فوری الگویش را برداشتم و بابت تعمیر هم دستمزی نگرفتم. آن چه برای من جالب و مهم بود، تفکر ساخت چنین سازی در حدود 170 سال پیش بود که سازی با فرکانس بالا نیاز داشتند و آن را ساخته بودند. این ساز برای بچه نبوده و تکنیک ساخت و صدادهی آن، حکایت از یک نیاز بوده است.»
بیگمان هنگام ساخت این سهتار منحصر به فرد در سال 1218 خورشیدی، جامعه موسیقی ایرانی با واژههای سوپرانو، آلتو و باس بیگانه بوده است. پس نمیتوان گفت از نگاه غربی به این جمعبندی رسیدهاند. منطق و استدلال هنرمند سازگر، جمشید ثابتراسخ پذیرفتنی است که آن زمان نیاز به صداهای خیلی زیر باعث پیدایش این ساز شده و معلوم نیست در کجای ایران چنین رویکردی نمود داشته است. به صرف این که ساز در انحصار یک خانواده اصفهانی قرار دارد، نمیتوان گفت لزوماً در همین شهر ساخته شده باشد ولی خیلی دور نیست در همین شهر، شیراز و یا تهران بوده باشد.
سهتار مینیاتوری ساخت جمشید که به ادعای خودش هیچ دخل و تصرفی در شکل و اندازهاش نکرده است، چنان صدایی دارد که پابهپای دیگر سازها بشود از آن استفاده کرد. بیگمان ابتکار زندهیاد جلال ذوالفنون در ایجاد گروههای همنوازی سهتار، با وجود چنین ساز ریزنقشی میتوانست بسیار غنیتر باشد. همچنین سهتارباس ساخت هنرمند گرامی مسعود شعاری نیز شاید کامل کننده زنجیره سهتارنوازی به صورت گروهی باشد. آن چه زندهیاد ذوالفنون بر جای نهاد، صرفاً همنوازی سهتارهایی هم اندازه و با گستره صوتی یکسان بود اما اگر یک گروه سهتار با استفاده از اندازههای مختلف از سوپرانو گرفته تا باس گرد هم آیند، به دلیل تضاد رنگ صوتی آنها، چشماندازی صوتی متفاوت و گیرایی را پدید خواهند آورد.
صداهای میانی این ساز مینیاتوری را بشنوید
صداهای بالای این ساز کوچک را بشنوید
مطالب مرتبط:
نگاهی به سازهای ابداعی شهر اراک
گلبانگ سربلندی از این کمان توان زد
تلاشی دیگر برای احیای چنگ باستان
نگاهی به پوئم سمفونی خرمشهر و حلبچه ساخته هوشنگ کامکار
معرفی آلبوم سرمست با صدای مظفر شفیعی
Hooshang Samani