کز ورارودان، قند فراوانم آروزست
پیشواز نوروز با نغمههایی از آسیای میانه
کز ورارودان، قند فراوانم آروزست
جمعیت پارسیزبان آسیای میانه، گروهی فراموش شدهاند، هم از سوی ایران و هم از سوی دولتهایشان؛ به ویژه کشور ازبکستان که تقریباً نیمی از جمعیت 28 میلیونیاش تاجیکهای پارسی زبانند. ازبکهای حاکم، میانه خوبی با تاجیکهای هممرز خود در کشور تاجیکستان ندارند و تاجیکهای داخل ازبکستان را نیز به نوعی مقهور فرهنگ ازبکی کردهاند. سفارت و رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی در تاشکند نیز فقط به سوزاندن دلارهای نفتی ایران مشغول است. در نتیجه وقتی به پارسیزبانان این سرزمین باستانی و به یاد مانده از دوران امیر اسماعیل سامانی مینگری، هم احساس غرور میکنی و هم بغض گلویت را میگیرد. بخارا ده برابر بیشتر از نیشابور و اصفهان و سبزوار، ما را به ژرفای تاریخ میبرد. با این وجود، دولت ازبکستان علیرغم پارسیستیزیاش، در خصوص حفظ و مرمت میراث باستانی بر جای مانده، شعوری به مراتب بیش از سازمان میراث فرهنگی ما دارد و با چنان دقتی بناهای دوران پیشین را پاسبانی میکند که گویی مادری به دایگی فرزند مشغول است. بگذریم.

میدان لبی حوض در بخارا

نوروز ایرانی با سنت عیدی و کادو همراه است و هر کس بنا به امکان و توان خویش دوستان و آشنایانش را بینصیب نمیکند. اندک سرمایه امثال من، قلمکی است به رایگان در خدمت دوستان و مشتی نغمه انبار شده از اطراف و اکناف ایران که در چنین آوردگاهی شاید چون هدیه کوچکی بتواند دل خوانندگان را برباید. با خود گفتم در آستانه نوروز 1391 خورشیدی (2012 میلادی)، چه کادویی بهتر از گویش پارسیزبانان سرزمین وَرارودان* که امیدوارم برای خوانندگان گرامی گیرایی داشته باشد. خیلی در انبار نغمات گشتم تا چند نمونه مناسب این روزها بیابم. ترانهها را عموما از جنس شاد و با تنظیمهای به اصطلاح پاپ انتخاب کردم. چون موسیقی هنری آسیای میانه که به شش مقام شهرت دارد، برای توده مردم خیلی جذاب نیست و تنها اهل هنر میتوانند لذت کافی ببرند.

ترانه آن دختر همسایه با اجرای افضلشاه شاداُف را ببینید
سرزمین تاریخی تاجیکان در سال 1930 میلادی قربانی سیاست تفرقهپراکنانه استالین گردید و شهرهای مهم تاجیکنشین زیر عنوان جمهوری خودمختار ازبکستان، سازماندهی شدند. استالین با این کار میخواست تاجیکها را با ابزار قوم ازبک مهار کند. پس از فروپاشی شوروی پیشین، طبیعتاً این جمهوری خودمختار به عنوان یک کشور مستقل با هویتی ازبکی قد برآورد. از سوی دیگر تاجیکهای محصور در جمهوری نوپیدای تاجیکستان که با این تقسیمبندیهای سیاسی و ستمگرانه، از شهرهای تاریخی خود دور افتادند و حتی پس از جدا شدن از بدنه شوروی پیشین، امکان آمد و شد با دو شهر تاریخی سمرقند و بخارا از ایشان ستانده شد، همچنان در حسرت دیدار این دو شهر میسوزند که نمود آن را هم در گفتوگوهای رو در رو با تاجیکان میتوان دید و هم در ترانههایشان شنید.
ترانه سمرقند با اجرای افضلشاه شاداُف را ببینید
پیشتر از این، یک خواننده فارسیزبان اهل بخارا، خانم یولدوز تردیوا را معرفی کردم که چند تصنیف ایرانی از ساختههای شیدا و موسی معروفی را میخواند. این بار با خواننده پاپ، خانم فیروزه جومانییوزوا متولد 1984 میلادی در استان خوارزم کشور ازبکستان آشنا میشوید. وی بیشتر خواندههایش به زبان ازبکی است ولی از میان همه آنها، چندتایی فارسی نیز یافت میشود که من سه ترانه را انتخاب کردم. شیوه تنظیم و گردش ملودیک این ترانهها آشکارا از الگوی ترانههای ایرانی تولیدشده در لسآنجلس پیروی میکند، به ویژه ترانه وایههو که با حال و هوای سواحل جنوب ایران، ترانه «جونی جونی» لیلا فروهر را به یاد میآورد.

ترانه شیرینزبان با صدای فیروزه جومانییوزوا را بشنوید
ترانه دختر کوی با صدای فیروزه جومانییوزوا را بشنوید

ترانه وایههو با صدای فیروزه جومانییوزوا را بشنوید
از صدای دوست خوبم استاد اسدالله یک ترانه ازبکی یافتم که تنها واژه فارسیاش «نوبهار» و بقیه ازبکی است. همان را غنمیمت دانستم. اگر بار دیگر گذرم به سمرقند بیفتد، نمونههای زیادی به زبان فارسی از وی خواهم ستاند. ترانه «نوبهار» از نظر گردش ملودی یک رونوشت تغییریافتهای از ترانه «حبیبی نورالعینه» با صدای عمرو دیاب خواننده سوپر استار مصری است. چنین گرتهبرداریهایی در زمانه ما چندان غریب نیست.

ترانه ازبکی نوبهار با صدای استاد اسدالله را بشنوید

منیژه دولتآوا متولد 1982 میلادی در شهر کولاب تاجیکستان
ترانه دلبر جانم با صدای منیژه دولتآوا را ببینید
مطمئن نیستم نام این خواننده جهانگیر باشد. اگر دوستان تاجیکی همراهی کنند، سپاسگزارم.
ترانه دیوانه منم من با اجرای جهانگیر را ببینید
* ایرانیان قدیم سرزمینهای میان دو رودخانه «سیر» و «جیحون» را فَرارود یا وَرارود میگفتند. آموی نام دیگر جیحون است که در گویش تاجیکی، آمودریا خوانده میشود. جیحون در فارسی باستان رود وَخش نام داشت. منطقه بزرگ فرارود با غلبه فرهنگ عربی پس از اسلام، به ماوراءالنهر تغییر نام داد. گوشه ماوراءالنهر در دستگاه راستپنجگاه از موسیقی ایرانی اشاره به همین مکان دارد. این سرزمین پهناور در دوران هخامنشی جزو ساتراپی سُغدی بوده است.
مطالب مرتبط:
Hooshang Samani