معین، قمیشی و یا جمهوری اسلامی
سفرنامه تاجیکستان
معین، قمیشی و یا جمهوری اسلامی
زبان در دوران مدنیت و شهرنشینی، موضوعی فرا قومی است. از دیرباز، ابزاری سیاسی، اقتصادی و همواره ابزاری اجتماعی و فرهنگی بوده است. این که من زبان فلان کس را بدانم، صرفاً اندوخته و قابلیت فردی نیست، وقتی کسی زبان کسان دیگر را میداند، یعنی در خیلی چیزهای آن کسان شریک است. زبان میتواند محور اقتصاد باشد، محور سیاست باشد و علاوه بر اینها همدلی فرهنگی و اجتماعی را دامن بزند. با این ذهنیت شما را به آسیای میانه و به ویژه کشور پارسی زبان تاجیکستان دعوت میکنم تا حقایق دردناکی را از نزدیک لمس کنید.
در ظاهر امر دو کشور ایران و تاجیکستان همزبانند و تصور بر این است که بیشترین و قویترین رابطه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میان ما و تاجیکان باشد اما خیلی محاوره خدمت شما عرض کنم اگر چنین پنداشتی دارید، کور خواندهاید. این جا تاجیکستان است صدای جمهوری ترکیه (در حوزه فرهنگی)، صدای جمهوری روسیه (در حوزه سیاسی و کمی هم اقتصادی) و سرانجام صدای جمهوری خلق چین (در حوزه اقتصادی و عمرانی). اگر خیلی مایلید بدانید پس جمهوری اسلامی در کجای کار است، پاسخ دردناکی دارد. در حالی که سفارت و رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در جمهوری تاجیکستان ماهانه بیش از یکصد هزار یورو هزینه دارند، تنها مدرسه فارسی زبان ایران در شهر دوشنبه بسته میشود و در همین زمان جمهوری ترکیه 32 مدرسه ترکیزبان را اداره میکند!!! آن هم نه در ازبکستان و قرقیزستان ترکزبان بلکه در جمهوری پارسیزبان تاجیکستان.
سردر یکی از دبیرستانهای ترکیه در شهر دوشنبه
انگار همه دلارهای ایران که در طول 22 سال پس از استقلال جمهوری تاجیکستان از بدنه شوروی کمونیستی خرج شدهاند، همگی به فنا رفته است. شما در کوچه و بازار این کشور کوچک آسیای میانه کمترین نشانه فرهنگی ناشی از تلاشهای دولت جمهوری اسلامی نمیبینید اگر هم چیزی ببینید و بشنوید، حاصل زحمت کسانی است که در خاک ایران، آدمهای فاسدی به شمار میروند و حتی اجازه بازگشت به میهن خود را ندارند. رادیو شهر دوشنبه همانقدر که رادیو تهران، چپ و راست صدای علیرضا افتخاری پخش میکند، مشغول پخش آثاری از خواندههای معین است. در رستورانهای شهر نیز چنین میشنوید و گاه سیاوش قمیشی و چند تن از خوانندگان جوان پاپ که نامشان را خود من هم نمیدانم. پیش از این نیز در خصوص جایگاه زبان فارسی در آسیای میانه اشارهای بدین موضوع داشتم که نقش خوانندگان پاپ ایرانی خارج از کشور و مشخصاً لسآنجلس نشین، به مراتب قویتر از تلاشهای دولت ایران است. آنان بدون این که برنامه مشخص و مدونی بدین منظور داشته باشند، در یکسانسازی زبان فارسی، نقش غیر قابل انکاری دارند. بی آن که از فرهنگستان زبان فارسی ایران پولی دریافت کنند، خدمتی به مراتب بیشتر و موثرتر در خصوص پرورش این زبان انجام میدهند تا جایی که میتوان به راحتی ادعا کرد قدرت نفوذ این هنرمندان مردود از نظر جمهوری اسلامی، خیلی بیشتر از نفوذ فرهنگی دولت ماست!
مطالب مرتبط:
Hooshang Samani