سفرنامه تاجیکستان – بخش ششم

دانشگاه ملی تاجیکستان

برای یافتن برخی پرسش‏های دنباله‏دار، نیاز داشتم تا با چهره‏های فرهنگی تاجیکستان گپی رودررو بزنم. بدین منظور با سفارش هموطنم کیوان پهلوان و همراهی خانم گلرخسار از اهالی کولاب، به کانون نویسندگان تاجیکستان رفتم و با عبدالحمید صمد‏اُف نویسنده و معاون این نهاد فرهنگی صحبت‏های مفیدی داشتیم. اما این کافی نبود و باز هم با سفارش کیوان پهلوان به پروفسور روشن رحمان تلفن کردم و با معرفی خود وقت ملاقات خواستم. سرش شلوغ بود و چون دانست من هم مسافرم، درست روز پرواز با من قرار گذاشت، ساعت 9 صبح، طبقه پنجم دانشگاه ملی تاجیکستان. در این اندشه بودم ساعت دیدار ما لابد بخشی از وقت خالی ایشان است و چون وارد همان اتاق و در واقع کلاس بزرگ درس شدم، جا خوردم و گفتم تا پایان درس بیرون می‏مانم اما روشن رحمان گفت بیا و کنار دانشجویان من بنشین.

 

سفرنامه تاجیکستان

 

باز هم تصورم بر این بود که به عنوان یک شنونده مدتی باید بنشینم تا صحبت‏های استاد پایان پذیرد و کلاس خلوت شود برای گفت‏وگوی ما اما جناب روشن رحمان مرا جوری معرفی کرد و دانشجویان جوان هم جوری مرا نگاه می‏کردند که وقتی استاد فرمان داد قدری از ایران و همچنین سمرقند و بخارا برای بچه‏ها بگو، دیگر امکان مقاومت نبود. در نتیجه توفیق اجباری نصیب من شد و یک منبر 10 دقیقه‏ای رفتم. چشمان کنجکاو دانشجویان موتور محرکه من بود تا از سخن کم نیاورم. با آن که سمرقند و بخارا در بیخ گوش‏شان است ولی چون دولت ازبکستان موانع جدی برای آمد و شد تاجیک‏های دوسوی مرز ایجاد کرده است، سخن‏های جسته گریخته هوشنگ سامانی برای این بنده خداها همانند آب گوارایی بود که در کویر به کام تشنه‏کامی بریزند. آن قدر حیران بودند که یکی از آن‏ها در لابلای صحبتم پرسید واقعاً سمرقند رفتی؟! و چون اطمینان دادم که ایرانی‏ام ولی از آن دیار آمده‏ام، پرسید آیا سمرقندی‏ها مانند ما گپ می‏زنند و من باز اطمینان دادم که هیچ تفاوتی در گویش شما و ایشان ندیدم. از ایران هم خیلی پرسیدند و از تهران و این که جمعیتش با همه تاجیکستان برابری می‏کند.

 

سفرنامه تاجیکستان

 

سفرنامه تاجیکستان

 

هر چه بود استاد دانشجویان را برای 10 دقیقه بیرون فرستاد تا گفت‏وگوی تصویری ما با کمترین خِش‏خِش ضبط شود. روشن رحمان یکی از سرشناس‏ترین اساتید علوم انسانی در تاجیکستان است و همواره مورد مشورت اهالی سیاست نیز قرار می‏گیرد. به ایران هم آمده بود و گاهی بدون لهجه تاجیکی گپ می‏زد. از خط و زبان تاجیکی بسیار گفت و این که تاجیک‏ها خیلی دوست دارند به خط زیبای فارسی بازگردند ولی 70 سال حکومت کمونیستی و اجبار تغییر خط از فارسی به سیریلیک، عملاً دست و پای همه را بسته است و به سادگی نمی‏توان بازگشت نمود.

 

سفرنامه تاجیکستان

 

دانشگاه ملی تاجیکستان

در کشور تاجیکستان دانشگاه‏های زیادی هستند که به پرورش استعدادهای داخلی و خارجی مشغولند. فقط از ایران حدود 1000 نفر در این کشور مشغول به تحصیل در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا هستند. یکی از مهم‏ترین آن‏ها دانشگاه دولتی ملی تاجیکستان است که از 14 دانشکده مشتمل بر مکانیک و ریاضی، بیولوژی، شیمی، زمین شناسی معادن، تاریخ، حقوق شناسی، زبان شناسی، شرق شناسی، روزنامه‏نگاری، اقتصاد و مدیریت، دارائی و اقتصاد، الکترونیک اقتصادی و فلسفه و فیلولوژی (تقریباً یعنی مردم‏شناسی) تشکیل گردیده و شامل 85 کرسی و 51 گرایش تحصیل است.

 

سفرنامه تاجیکستان

 

دانشگاه ملی دارای 722 نفر استاد از جمله 75 نفر پروفسور و دکتر علوم، 273 کارشناس ارشد علوم و 251 نفر دانشیار میباشد. تعداد کل دانشجویان حدود 14 هزار نفر است که از این تعداد 8000 دانشجو حضوری و تقریباً 5000 نفر به صورت غیر حضوری درس می‏خوانند. ساختمان های این دانشگاه در شهر دوشنبه پراکنده‏اند و اغلب آن‏ها در خیابان رودکی و همچنین در محلی معروف به جزیره (کنار یک رودخانه) واقع است.

 

مطالب مرتبط:

یک روز در کنسرواتوار دوشنبه

در راه پایتخت

بوی جوی مولیان

به سوی پنجکنت

بخارای کوچک

کوره راهی به سوی خجند

سفرنامه قرقیزستان – بخش دوم

سفرنامه قرقیزستان – بخش نخست

نقطه پایانی بر یک امپراطوری

شهری بدون تاکسی

فرار از شهر پلیس­ ها

سفرنامه ترکمنستان-بخش نخست

سفرنامه ترکمنستان-بخش دوم

سفرنامه ترکمنستان-بخش سوم

 نوروز در بخارا

عروس بخارایی

شهر ترانه­ های شرقی