سفرنامه ازبکستان – بخش پنجم

بخارای شریف 1

هنگام سفر آن چنان که باید نتوانستم حق مطلب را ادا کنم. لذا به دو مورد نوروز و عروسی در بخارا اشاره کردم و گذشتم اما حق بخارا خیلی خیلی بیش از این‏هاست. اینک در دو نوشته پی‏درپی برخی از گفتنی‏هایش را بازگو می‏کنم.

 

سفرنامه ازبکستان

 

بخارا (تاجیکی Бухоро ؛ ازبکی Buxoro)، مرکز استانی به همین نام در جنوب غربی جمهوری ازبکستان است که از نظر  جمعیت پنجمین و از نظر اهمیت، سومین شهر این کشور با جمعیتی حدود 300 هزار نفر به شمار می‏رود. پیشینه‏اش به دوران هخامنشی می‏رسد. وجود اشیائی از عصر مفرغ، نشانه‌ای بر وجود زیستگاه‏هایی در بخارا طی هزارهٔ دوم پیش از میلاد است‌. می‌توان چنین تصور کرد که بخارا در در روزگار هخامنشیان بخشی از ساتراپ‌نشین سُغدیانا (سُغد) بوده است‌. در سال ۳۳۰ پیش از میلاد به تسخیر اسکندر مقدونی درآمد و بعد از آن، جزو دولت یونانی باختری گردید. در قرن ششم میلادی ترک‌ها آن را گرفتند و در قرن هفتم به دست چینی‌ها افتاد. اعراب مسلمان در سال ۷۰۵ میلادی تسخیرش کردند و تا قرن نهم در تصرف خلفای اموی و عباسی بود. در همین دوران سامانیان توانستند در دل امپراطوری خلفای عباسی، حکومتی خودمختار به پایتختی بخارا بر پا کنند. در ۱۰۲۷ سلجوقیان آن را تصرف کردند. در ۱۲۱۹ با حمله مغول به سرکردگی چنگیز ویران شد و در ۱۳۸۳ به تصرف تیمور لنگ درآمد. در قرن شانزدهم -سال ۱۵۰۵ میلادی- ازبکان (شیبانیان) آن را تصرف کردند و خانات بخارا شکل گرفت. نادر شاه افشار در قرن هجدهم توانست بار دیگر بخارا را به دامن ایران بازگرداند. اما روزگار همنشینی این خاک با مام میهن چندان دوام نداشت و در دوران قاجار به تصرف روس‏ها درآمد و دوباره به مجموعه خانات بخارا پیوست ولی در حقیقت به عنوان شهری در جمهوری خودمختار ترکستان، بخشی از خاک روسیه محسوب می‏شد.

 

سفرنامه ازبکستان

 

 در پاییز 1303 خوشیدی (1924 میلادی) ژوزف استالین که تازه به قدرت رسیده بود، در نخستین تلاش خود برای مبارزه با قومیت‏های ترکستان و به ویژه پارسی زبانان، گروه‏های قومی آسیای میانه را تشویق کرد تا واحدهای قومی خود را تشکیل دهند. در نتیجه جمهوری خودمختار ترکستان که پایتختش سمرقند بود، به صورت رسمی تجزیه و اصطلاح «ترکستان» از مطبوعات شوروی حذف گردید. در تقسیم‏بندی جدید باز هم بنا بر سیاست پارسی‏ستیزی استالین، بیشتر پارسی‏زبانان آسیای میانه که در شهرهای سمرقند، بخارا، فرغانه، شهرسبز و تَرمَز بودند، از شهرهای تاجیکستان امروزی جدا شده و در قالب جمهوری خودمختار ازبکستان سازماندهی شدند. استالین در ادامه همین سیاست، پایتختی سمرقند را به تاشکند داد تا مبادا پارسی‏زبانان صاحب شهری مهم و اثر گذار شوند.

 

رونق فرهنگ ایرانی

 

سفرنامه ازبکستان

 

بخارا از بزرگ‌ترین شهرهای رونق فرهنگ ایرانی و یکی از کانون‌های دانش و ادب ایران پس از اسلام است. تا زمان روی کارآمدن دولت سامانیان (874 تا 1004 میلادی)، بخارا و به طور کلی همه آسیای میانه، اهمیتی در جغرافیای سیاسی جهان نداشت. وقتی در قرن نهم میلادی، این شهر به عنوان پایتخت دولت خودمختار سامانیان برگزیده شد، شهرت و اعتبارش گل کرد. سامانیان ایجادگر دومین موج نو ایران‏گرائی بودند. در زمان ایشان، زبان فارسی از پیشرفت و شکوفایی زیادی برخوردار شد. سامانیان در کارهای اداری زبان عربی را به کار می‌بردند و آن را شعار وحدت خلافت عباسی می‌شمردند، در عوض امکان آن را فراهم آوردند تا شاعران فارسی دری همچون رودکی «وفات ۹۴1 میلادی» و دقیقی «وفات 980 میلادی» از نخستین کسانی باشند که با گونه‌ای از زبان ملی خود که از تکمیل و آمیختن لهجه‏های محلی گوناگون فراهم آمده بود، مطلب بنویسند. این زبان در دربار سامانیان پذیرفته شد و سرانجام به عنوان زبان فارسی نوین گسترش پیدا کرد که از این نظر زبان فارسی به شهر بخارا بسار مدیون است.

 

سفرنامه ازبکستان

 

سفرنامه ازبکستان

 

سروده معروف رودکی در وصف بخارا، همچون ضرب‏المثل در گوش هر اهل فرهنگی طنین‏انداز شده است. گویند امیر نصر سامانی در حکومت 30 ساله‏اش  مردی دیندار، عالم و علم‌گستر بود و خیرات بسیار می‏کرد. زمانی که به هرات می‌رود، از آن شهر بسیار خوشش می‌آید. امیران محلی وقتی می‌بینند وی خیال برگشتن به بخارا را ندارد، رودکی را واسطه قرار می‌‌دهند و رودکی با سرودن ابیات زیر امیر نصر سامانی را تشویق به بازگشت و  رفتن به بخارا می‌کند:

بوی جوی مولیان آید همی            یاد یار مهربان آید همی

ریگ آمو با درشتی های او                زیر پا چون پرنیان آید همی

آب جیحون با همه پهناوری            خنگ ما را تا میان آید همی

ای بخارا شاد باش و شاد زی        شاه نزدت میهمان آید همی

میر ماه است و بخارا آسمان          ماه سوی آسمان آید همی

میر سرو است و بخارا بوستان       سرو سوی بوستان آید همی

آفرین و مدح سود آید ترا               گر به گنج اندر زیان آید همی

 

سفرنامه ازبکستان

 

سفرنامه ازبکستان

 

راه و جغرافیا

بخارا از شمال به جمهوری قزاقستان، از مشرق به ولایت سیردریا و شهر سمرقند، از جنوب شرقی به ولایت قشقادریا و از مغرب به جمهوری جمهوری ترکمنستان محدود می‏شود. رود زرافشان که در کوه‏های تاجیکستان سرچشمه دارد، با جهت شرقی ـ غربی از ولایت سمرقند وارد آن می شود و سپس با جهت شمال شرقی ـ جنوب غربی از زمین‏های پیرامون بخارا می‏گذرد. رود جیحون  یا آمودریا در جانب غربی آن در خاک جمهوری ترکمنستان با جهت شرقی ـ شمال غربی جاری است. بخارا دارای فرودگاه بین‏المللی است و علاوه بر تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان واقع در 600 کیلومتری شمال شرقی آن، به شهرهای بزرگ روسیه همچون کازان، سن‏پطرزبورگ و مسکو پرواز مستقیم دارد. همچنین از طریق خط آهن سرتاسری شوروی پیشین، به همه شهرهای مهم آسیای میانه و روسیه امروزی راه ریلی دارد. راه زمین بخارا از جنوب غربی به مرز جمهوری ترکمنستان و شهر کوچک فاراب می‏رسد. از جنوب شرقی به شهر قارشی راه دارد و از شمال شرق ابتدا به نوایی و سپس به سمرقند می‏رسد. راه شمال غربی بخارا به شهر مهم خیوه یا همان خوارزم قدیم منتهی می‏شود.

 

سفرنامه ازبکستان

 

سفرنامه ازبکستان

 

مردمان بخارا

در سال 1316 خورشیدی ( 1938 میلادی)، ولایت یا استان بخارا در جمهوری ازبکستان تشکیل و مرکز آن شهر بخارا تعیین شد.  بخارایی‏ها به استاندار خویش، حاکم می‏گویند. در گذشته، ترکیب جمعیتی این شهر عموماً تاجیک، ازبک، قزاق، روس، یهودی و عرب بود تا این که در چند دهه اخیر گروه‏هایی از یهودی‏ها به اسراییل مهاجرت کردند و روس‏تباران نیز پس از فروپاشی شوروی کم و بیش به روسیه رفتند. گر چه هم اینک در این شهر کم نیستند و همچنان با زبان و فرهنگی روسی به چشم می‏آیند. مردمان بخارا عموماً مسلمان سنی و پیرو مذهب حنفی‏اند. زبان غالب در این شهر فارسی با گویش بخارایی است اما چون زبان رسمی کشور ازبکی است، همه بخارایی‏ها به آن آشنایند و معمولاً در مکان‏های عمومی به زبان ازبکی گپ می‏زنند. آمارهای دولتی معمولاً درصد پارسی‏زبانان را در مقایسه با ازبک زبانان کمتر نشان می‏دهند ولی واقعیت همیشه چیزی دیگری است. تقریباً همه حاشیه‏نشینان بخارا از تیره ازبک هستند در حالی که خود شهر، تاجیک‏اند. ازبک‏های شهرنشین در مجاورت پارسی‏زبانان، به راحتی می‏توانند با یک شهروند ایران گپ بزنند. پوشاک سنتی بخارایی‏ها بسیار شبیه مردم خراسان قدیم است. با این تفاوت که مردم خراسان سال‏هاست با پوشاک سنتی خود بدورد گفته‏اند اما در بخارا بسیارند زنان و مردانی که تنپوش‏های زیبای کهن را با رنگ‏های چشم‏نواز بر تن دارند.

 

سفرنامه ازبکستان

 

سفرنامه ازبکستان

 

بخارا همانند سایر شهرهای قدیمی ایران، هویت محله‏ای دارد. گر چه امروزه همه نشانی‏ها بر اساس کوچه و خیابان صورت می‏گیرد ولی عموم مردم بدین منظور از نام همان محله‏ها بهره می‏گیرند. دو محله از 32 محله بخارا، زیستگاه ایرانیان مهاجری است که در قرن‏های گذشته وارد این شهر شده‏اند و اینک از نظر گویش تفاوتی با سایر مردم بخارا ندارند، با نام «ایران محله» و «چوقور محله». در کتابخانه ابن سینا و کتابخانه عمومی شهر، نسخ خطی نایاب از ابن سینا، علیشیر نوایی، فردوسی و دیگران یافت می شود. موزه مردم شناسی بخارا نیز در 1306 خورشیدی (1927 میلادی) آغاز به کار کرده است.  

مطالب مرتبط:

بخارای شریف ۲

دانشگاه ملی تاجیکستان

یک روز در کنسرواتوار دوشنبه

در راه پایتخت

بوی جوی مولیان

به سوی پنجکنت

بخارای کوچک

کوره راهی به سوی خجند

سفرنامه قرقیزستان – بخش دوم

سفرنامه قرقیزستان – بخش نخست

نقطه پایانی بر یک امپراطوری

شهری بدون تاکسی

فرار از شهر پلیس­ ها

سفرنامه ترکمنستان-بخش نخست

سفرنامه ترکمنستان-بخش دوم

سفرنامه ترکمنستان-بخش سوم

 نوروز در بخارا

عروس بخارایی

شهر ترانه­ های شرقی