نماد ملی در تاجیکستان
سفرنامه تاجیکستان – بخش هفتم
نماد ملی در تاجیکستان
روستای کوچک دوشنبه (روسی Душанбе ، انگلیسی Dyushambe) سال 1925 میلادی به شهر ارتقا یافت و پایتخت جمهوری نو پیدای تاجیکستان از اقمار اتحاد جماهیر شوروی گردید. سال 1929 در دوره ژوزف استالین به استالینآباد تغییر نام داده شد تا این که سال 1961 با تقبیح استالین توسط نیکیتا خروشچف در کنگره سراسری حزب کمونیست بار دیگر به نام پیشین بازگشت. میگویند روزهای دوشنبه در این منطقه بازار محبوبی برپا بوده و لذا پس از رشد یکبارهاش به شهر و شهرنشینی، این نام بر رویش مانده است. از آن جا که در تقسیمات جدید اتحاد شوروی، شهرهای تاجیکنشین سمرقند و بخارا جایگاه قابل توجهی نداشتند، گروهی از تاجیکهای کشور ازبکستان امروزی در آن زمان به شهر دوشنبه کوچ کردند زیرا سرمایهگذاری روسها در خصوص تولید پنبه و ابریشم جذابیتهای شغلی ایجاد کرده بود و بدین ترتیب روستای دوشنبه در قد و قواره یک پایتخت ظاهر شد.
تندیس امیر اسماعیل سامانی در میدانی به همین نام
جمهوریهای شوروی پیشین پس از جدایی و رسمیت یافتن به عنوان یک کشور مستقل، هر یک به دست و پا افتادند تا هویتی جدید برای خود تعریف کنند. قرقیزها، قزاقها و ترکمنها چون در طول تاریخ به جز چند شاعر و اهل ادب و هنر کسی را نداشتند، با ساختن تندیسهای گوناگون از ایشان، به نوعی خلاء فرهنگی و هویتیشان را تا حدودی پر کردند. ازبکها به امیر تیمور (همان تیمور لنگ خودمان) رو آوردند و تا میتوانستند او را در بوق و کرنا کردند. معروفترین میدان شهر تاشکند مزین به تندیس و نام امیر تیمور است. میرزا الغبیگ بزرگترین ستارهشناس جهان اسلام نیز بخش دیگری از هویتجویی ازبکها را پوشش داد اما اهالی تاجیکستان در این گیر و دار خیلی دست خالی بودند و تنها میتوانستند به زادگاه و آرامگاه رودکی در پنجرود دلخوش باشند. زیرا هویت اصلی ایشان با شهرهای تاجیکنشین سمرقند و بخارا گره خورده بود و اینک این دو شهر بخشی از خاک یک کشور همسایه محسوب میشدند.

تاجیکها چند راه پیش رو داشتند تا با استقلال نویافته خویش در جهان امروز، کلاهی برای خود درست کنند. نخست رو آوردن به هویت کاملاً اسلامی شبیه عربستان بود، دوم رفتن به گذشتههای دور ایران زمین و چسبیدن به کورش کبیر و سوم راه میانهای که آنها را به تمدن ایرانی-اسلامی بخارای قدیم وصل میکرد. شواهد نشان میدهد این سه گزینه روی میز تصمیمسازان تاجیک بود تا این که شخص امامعلی رحماناُف و تیم همراهش پس از جنگ داخلی 1997-1992 میلادی، به گزینه سوم روی آوردند. انتخاب امیر اسماعیل سامانی (درگذشت 914 میلادی) به عنوان نماد ملی تاجیکستان تقریباً بهترین گزینه بود. چون هم نظر مذهبیها را برآورده میکرد و هم ملیگرایان را و هم این که نام و آوازه امیر اسماعیل سامانی از نظر جغرافیایی نیز بسیار به تاجیکستان امروزی نزدیک است. در نتیجه واحد پول تاجیکستان از دِرَم به سامانی تغییر کرد. هم اینک هر سامانی برابر با 250 تومان ایران است.

تندیس رودکی در پارکی به همین نام

ساخت یادمان و تندیس بزرگ امیر اسماعیل در بهترین نقطه شهر دوشنبه نیز از این منظر قابل بررسی است. همچنین ساخت پارک بسیار بزرگی به نام رودکی درست کنار همین میدان، تلفیق زیبایی از تبارشناسی تاجیکها را به نمایش گذاشته است.

خواهر خواندههای دوشنبه
یکی دیگر از اقدامات دولت فعلی تاجیکستان گسترش دادن سنت خواهرخواندگی میان دوشنبه و شهرهای مهم جهان بود که نتیجهاش تا کنون این شده است: آنکارا (ترکیه)، مینسک) بلاروس)، شیراز (ایران(، بولدر (ایالات متحده آمریکا)، Reutlingen (آلمان)، کلاگنفورت (اتریش)، سنپترزبورگ (روسیه)، لاهور (پاکستان)، صنعا (یمن)، لوساکا (زامبیا)، تهران (ایران)، مزار شریف (افغانستان)، اورومچی (چین) و موناستیرMonastir (تونس).
حاشیههای سفر
کم و بیش از مذهب اسماعیلیه شنیده بودم ولی هیچ وقت برایم مهم نبود بیشتر بدانم تا این که ساختمان نوساز مرکز اسماعیلیه در شهر دوشنبه کنجکاوم کرد بیشتر بدانم. تقریباً ساعت 12 ظهر یکشنبه به در ورودی آن رفتم که نگهبان گفت بازدید برای عموم تعطیل است. از پشت نرده چند عکس گرفتم. جوانی در حال خروج ظاهراً از ظاهر من خوشش آمد و قدری پرسید و بعد به نگهبان سفارش کرد بروم دست کم گشتی در داخل محوطه بزنم. رفتم و تا نزدیک در ورودی ساختمان رسیدم. دختر خانمی به نام نیلوفر با گویش تاجیکی سوال پیچم کرد و چون دانست مشتاقم، قدری از مرکز سخن گفت. در همین هنگام مردی بلند قامت –احتمالاً رئیس- از ساختمان خارج شد و چون دوربین مرا دید از نیلوفر پرسید چه خبر است و چون دانست که هستم، سفارش مرا به نیلوفر کرد تا علیرغم تعطیلی مرکز، در حد 10 دقیقه درون ساختمان را نشانم بدهد.

سر در مرکز اسماعیلیه در شهر دوشنبه
این بنا پنجمین مرکز اسماعیلیه در جهان است، چهارتای دیگر یکی در لندن، یکی دبی، یکی لیسبون پرتقال و یکی دیگر هم در ونکوور کانادا هستند. آن طور که نیلوفر میگفت اسماعیلیه شعبهای از مذهب شیعه محسوب میشود که از نظر آنها امامت همچنان ادامه دارد. وی از اول این طور نام برد: علی (ع)، حسن (ع)، حسین (ع)، زینالعابدین (ع)، باقر (ع) و اسماعیل که ششمین امام ایشان است و در واقع نام مذهب نیز بر اساس نام وی چنین خوانده میشود و اینک به عنوان چهل و نهمین امام زندگی میکند.

نمای بیرونی مرکز اسماعیلیه در شهر دوشنبه
معماری داخلی ساختمان، خیلی خاص بود و من نظیرش را ندیده بودم. شباهت زیادی به مساجد اسلامی هم نداشت. اما خیلی مجهز بود. انواع کلاسها و سالنهای کنفرانس و یک نمازخانه بسیار بزرگ که در مجموع همه برای تربیت شاگردان مذهب اسماعیلیه و ترویج این مذهب طراحی شده بودند. نیلوفر بنا بر مقررات مرکز اسماعیلیه اجازه نمیداد از درون ساختمان فیلم و عکی بگیرم و تنها از نمای بیرون اجازه تصویر برداری داد.

این هم نیلوفر که گفتنیهای بسیاری داشت
بیشتر چوبهای گرانقیمت مرکز از هند آمده بود و حتی چندین درخت مخصوص نیز از هند آورده و کاشته بودند. میگفت با 23 میلیون دلار آمریکایی این مکان «برآمده است». داخل گیومه دقیقاً عبارت نیلوفر بود. اما حضور دختران و پسران مرکز هم حکایتی داشت. آنها به عنوان مریدان این مذهب، هفتهای یک روز داوطلبانه Volunteer میآیند و کارهای ریز و درشت از راهنمایی توریستها گرفته تا نظافت و غیره و ذالک را صورت میدهند. هنگام بازدید هم فقط روزهای یکشنبه از ساعت 9 صبح تا 12 ظهر است و حضور کمی دیر هنگام من نیز از همان خرشانسیهای پیشینم آب میخورد.
مطالب مرتبط:
Hooshang Samani